محمدرضا عرفانیان*
خاورمیانه به خاطر ویژگیهای منحصر بفرد خود همواره نقش مهمیدر معادلات بینالمللی داشته است و این منطقه از جهان براساس تئوریهای مختلف ژئوپلیتیک هیچگاه خالی از بحران نبوده، ولی آیا سیر صعودی حوادث بحرانی در این منطقه ازجهان طبیعی و تصادفی است؟
سه ویژگی عمده در خاورمیانه طی سدههای گذشته موجب شده است که قدرتهای فرامنطقهای حضوری پررنگ در این بخش از جهان داشته باشند.
منابع عظیم طبیعی، نقاط مهم استراتژیک و کانونهای تولید اندیشه منبعث از تنوع قومیو فرهنگی سه محور مهمیهستند که بهانه حضور قدرتهای جهانی در این منطقه محسوب میشوند.
غرب و بویژه آمریکا در دهههای گذشته برای حضور در خاورمیانه از روشهای گوناگونی بهره برده است ،ولی به نظر میرسد در شرایط فعلی ایجاد ‹بی ثباتی امنیتی› ، تغییر محورهای ژئوپلتیک و تشکیل قطب بندیهای جدید ، استراتژی کنونی واشنگتن در منطقه باشد. در دوران جنگ سرد ، آمریکا تلاش میکرد با ایجاد دولتهای دست نشانده از یک سو کنترل منطقه را در دست داشته باشد و از سوی دیگر مانع پیشروی اتحاد شوروی شود. با فروپاشی اتحاد شوروی، پایان دوران جنگ سرد و بویژه با تولد قدرتهای منطقه ای جدید و تغییرات عمده در معادلات خاورمیانه طی چند دهه گذشته، غرب و آمریکا خود را نیازمند بازسازی راهبردهای قدیمیدر خاورمیانه دیدند.
اکنون با توجه به شرایط جدید خاورمیانه، به نظر میرسد غرب تلاش میکند با ایجاد «آنتروپی امنیتی» (بیثباتی امنیتی)، محورهای ژئوپلتیک منطقه را بر اساس خواست و اهداف خود تغییر دهد.
بر این اساس بحرانهای منطقه تصادفی و یا تحت تاثیر عوامل طبیعی بوجود نمیآیند، بلکه اکثر این بحرانها براساس طرحها و برنامههای از پیش تعیین شده شکل میگیرد. آشکار کردن ارتباط و همکاری ریاض با تل آویو، به رسمیت شناختن بیت المقدس به عنوان پایتخت رژیم صهیونیستی از سوی آمریکا، ایجاد محورهای متخاصم در منطقه، حمایت از تشکیل ائتلافهای جدید در منطقه و ایجاد انشعاب در ائتلافهای قبلی، همگی نشان از در پیش گرفتن راهبرد «آنتروپی امنیتی» در خاورمیانه است. واشنگتن در دوره ریاست جمهوری ترامپ از یک سو با انعقاد قراردادهای عظیم تسلیحاتی، عربستان سعودی را بار دیگر تحت چتر حمایتی خود قرار داد و در حالی که بزرگترین پایگاه نظامیآمریکا در خاورمیانه در قطر قرار دارد، در مناقشه بین ریاض و دوحه از عربستان حمایت کرد و از سوی دیگر قرارداد تسلیحاتی دهها میلیارد دلاری با قطر به امضا رساند. ترکیه که عضو ناتو و متحد آمریکا است در مناقشه بین دوحه و ریاض ، برعکس آمریکا از قطر حمایت کرد و نیروهای نظامیخود را برای حفظ ثبات به این کشور گسیل داشت.
ترکیه سپتامبر گذشته قرارداد خرید سامانه موشکی اس 400 به ارزش 2 میلیارد دلار با روسیه امضا کرد.این یعنی یک کشورعضو ناتو و متحد آمریکا قرار است از سلاحهای یک کشور دشمن ناتو و آمریکا (روسیه) علیه نیروهای شورشی مورد حمایت ناتو و آمریکا استفاده کند! این شرایط یعنی یک آنتروپی سیاسی، نظامیدر منطقه که ظاهرا هر روز ابعاد جدیدی به خود میگیرد.تاکید بر مسایل داخلی آمریکا و دور نگهداشتن واشنگتن از درگیریها و بحرانهای جهانی از جمله محورهای عمده تبلیغاتی دونالد ترامپ در جریان مبارزات انتخاباتی بود.وی توانست به کمک این تبلیغات، گروههای مختلفی از جامعه را بسوی خود جلب کند.
ترامپ در جریان مبارزات انتخاباتی بشدت از حضور نظامیواشنگتن در کشورهای دیگر از جمله در افغانستان و عراق انتقاد میکرد و آن را بر خلاف منافع ملی آمریکا میدانست. وی تاکید داشت: وقت آن رسیده که آمریکا به مسایل داخلی خود بپردازد و از بحرانهای جهانی دوری کند. با این وجود ترامپ پس از سوگند ریاست جمهوری، سیاست خارجی پرتنش و ملتهبی را با جهان در پیش گرفت که در تاریخ سیاسی این کشور کم سابقه است. چالش سیاسی بین آمریکا و روسیه تشدید شد، تحریمهای واشنگتن علیه مسکو ادامه یافت، نیروهای آمریکایی نه تنها از افغانستان خارج نشدند ، بلکه ترامپ با امضای فرمانی چند هزار نفر به تعداد نیروهای این کشور در افغانستان افزود و حضور نظامیواشنگتن در برخی مناطق دیگر جهان پررنگ تر شد . تنش بین واشنگتن و کره شمالی بالا گرفت و هر یک دیگری را به حمله نظامیتهدید کردند.آمریکا از عملیات نظامیعربستان علیه مردم یمن حمایت کرد و وارد ائتلافهای بحران ساز شد.
اینک یک سال پس از انتخاب دونالد ترامپ به ریاستجمهوری آمریکا ، واشنگتن به کانون تولید و انتشار بحران در جهان تبدیل شده است.
برخی رسانههای آمریکایی اخیرا از احتمال کنار رفتن «رکس تیلرسون» وزیر امور خارجه این کشور و جاگزین شدن «مایک پمپئو» رییس سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) به جای وی سخن به میان آوردهاند. چنانچه این پیشبینی رسانههای آمریکایی تحقق یابد، به معنای آن است که بحران آفرینی در نقاط مختلف جهان در دستور کار واشنگتن قرار گرفته است . به نظر میرسد هیات حاکمه آمریکا، ناکام از گسترش استیلا و تفوق همه جانبه خود بر جهان، دکترین «آنتروپی امنیتی» را برای حفظ برتری در پیش گرفته است. به بیان دیگر واشنگتن تلاش میکند با تولید بحرانهای متعدد و «جهانی سازی جنگ» و البته نه «جنگ جهانی» برتری خود را حفظ کند.
نکته آخر اینکه «آنتروپی امنیتی» مسیری دو سویه است که میتواند عامل ایجاد کننده خود را ببلعد بویژه اگر بحرانها در چند مسیر ایجاد شده باشند.
* تحلیلگر مسایل بینالملل
منبع: ایرنا