مطبوعات کشور به طور روزانه مهمترین و برجسته ترین رخدادهای داخلی و خارجی را پوشش می دهند. این در حالی است که بخش زیادی از خبرها، یادداشت ها، گزارش ها، گفت وگوها و ... به انعکاس شرایط اجتماعی و فرهنگی جامعه اختصاص می یابد؛ موضوعی که توجه ویژه به آن اهمیتی فزاینده دارد.
گروه اطلاع رسانی ایرنا؛ موضوع های یادشده را که انعکاس قابل توجهی در روزنامه های صبح یکشنبه 12 آذر 1396 داشت؛ با هدف آگاهی بخشی و اطلاع رسانی بررسی کرده است.
** دردهای معلولان در فریادهایی بی صدا
معلولان دردهایی را تحمل می کنند که شنیدن آن هرگز مانند احساس آن، مشکل نیست. رنج هایی که به واسطه پیچیدگی های زندگی امروزی هر روز رنگی جدید به خود می گیرد تا شرایط زندگی را برای این قشر محدود اما توانمند، سخت و طاقت فرسا کند.
روزنامه«شهروند» در یادداشتی با عنوان«صداهای خاموش را بشنویم» به قلم علی ربیعی وزیر تعاون،کار و رفاه اجتماعی آورد: روز جهانی معلولین فرصتی است برای فریاد زدن صدای خاموش معلولین. صدایی که باید همیشه بلندتر از سایر صداها فریاد زده و شنیده شود. دورانی که مسئولیت وزارت در وزارتخانه تعاون، کار و رفاه اجتماعی را به عهد داشته ام باعث شد تا دردهای نامرییای و ناشنیدنی از معلولان را ببینم و بشنوم، دردهایی که علی رغم تلاش های قابل تحسین نهادهای مدنی و حمایتی هنوز به درستی درک نشده اند و سازوکاری مناسب برای مواجهه با آنها اندیشیده نشده است . باور من این است که هم طبیعت، هم جامعه و هم سیاست در خلق معلولیت نقش دارند و مسئول هستند . طبیعت و فرآیندهای طبیعی به سبب وجود برخی ژن ها و تولد معلولان مادرزاد یکی از تولیدکننده های معلولیت هستند.
در ادامه این یادداشت می خوانیم: اما امیدوارکننده این است که اگر تدبیر داشته باشیم با کمک جامعه و با سیاست گذاری مناسب می توانیم به کنترل معلولیت و حمایت از افراد معلول بپردازیم. در خصوص معلولیت باید فرصت های مناسب برایشان پدیدآوریم. شاید جامعه بیشتر موفقیت معلولین را در حوزه ورزش دیده است. اما من معلولی را دیدهام که 400 کارگر را استخدام کرده بود، نابینایانی را دیدهام که پژوهشگرانی قابل تحسین بودند، هنرمندانی دیدم که معلولیت مانع بروز توانمندیهای آنان نشده بود. باید فرصت دیده شدن همه معلولین را فراهم کنیم. البته بایدسیاستهای دقیق برای جلوگیری از معلول شدن افراد نیز اتخاذ کنیم. در کنار سیاستهای پیشگیرانه، سیاست کارآمد حمایت و توانمندسازی معلولان را نیز در پیش بگیریم. روز جهانی معلولین فرصتی است تا درخصوص پیچیدگی واقعیت بزرگی به نام معلولیت بیشتر گفتوگو کنیم و البته فراموش نکنیم معلولان مرزهای محدودیت را پشت سر گذاشتند و افتخارات و دستاوردهایی را کسب کردند که بعضا افراد عادی نیز از کسب آنها عاجز بودند.
روزنامه «قانون» در یادداشتی با عنوان «نگاهی به وضعیت حقوقی و اجتماعی معلولان» نوشت: معلولان به عنوان یکی از بزرگ تریــن اقلیت ها که جمعیتی بالغ بر یک دهم جمعیت جهان و حدود 2درصد تا 11درصد مردم ایران (با توجه به تعاریف گوناگــون معلولیت و تعدد و پراکندگی مراکز اعلام کننده آمار) را تشــکیل می دهنــد، در اکثر موارد از روی ناچاری به فقر، بیکاری و انزوای اجتماعی تن در داده اند. این افراد که بیش از دوسوم آنان در کشورهای در حال توسعه زندگی می کنند، در معرض اشــکال مختلف تبعیض و محرومیت های اجتماعی قرار دارند. بدیهی ســت آن ها نیز همچون ســایر افراد بشــر مســتحق بهره مندی از کلیه حقوق و آزادی های اساسی مندرج و مصرح در اســناد بین المللی و داخلی هستند .
درادامه این یادداشت که به قلم نرگس مقامی وکیل پایه یک دادگستری نگاشته شده است، می خوانیم: نتیجه طبیعی مشــارکت دادن معلولان در زندگی سیاسی و عمومی هر جامعه برابر ماده 29 کنوانســیون حقوق افراد دارای معلولیت ، این اســت که آن هــا اعم از ناتوانان جســمی یا ذهنی احســاس خواهند کرد که در تصمیم گیری های سرنوشت ساز جامعه همراه با سایر افراد به طور برابر شریکند و چه دستاوردی بزرگ تر از این که همه افــراد جامعه در فرآینــد تکاملی جامعه مشارکت داشته باشند . مشــارکت کامــل در جامعــه ، برابرســازی فرصــت هــا و مناسب سازی محیط اجتماعی برای معلولان ، سه مقوله عمده ای به حســاب می آیند که در رابطه با این گروه باید مورد توجه قرار گیرند. درنتیجه، حمایت از حقوق کودکان معلول نیز درنهایت به بالا رفتن معیارهای حقوق آن ها منجر خواهد شد.
روزنامه«اطلاعات» در گزارشی با عنوان« نیازمند لبخند توانیابان» نوشت: یک کودک 7 ساله را که ناچار است همه سالهای زندگیاش را روی ویلچر و به حالت نهنشسته، بلکه درازکش بگذراند، کدام مدرسه و کدام کلاس و کدام آموزگار پذیراست؟ هنگامی که وارد آموزشگاه میشوم، مدیر، جانشین مدیر، جانشین آموزشی، جانشین اجرایی، سرپرست آموزشی و دیگر آموزگاران و مشاور و پرستار و کاردرمانگر و گفتاردرمانگر و سرایدار و کارمندان و مادریارها و رانندگان برای خدمتگذاری بیشتر به کودکان، در جوش و خروشاند. آموزشگاهاستثنایی زمردیان(کرج/جادهملارد) در سال 1380 از سوی مردی نیکوکار (مسعودزمردیان) برای آسایش و رفاه نوباوگان و نوجوانان استثنایی ساخته شد. این سازه در آغاز، ساختار یک خانه یک آشکوبه را داشت با یک زیرزمین؛ که در سال 1386 کل ساختمان را ریختند و به ریخت امروز(سازهای دو آشکوبه با 15 کلاس درس) درآوردند و اینک نزدیک به 160 تن از کودکان و نوجوانان استثنایی دختر در ردههای آمادگی، ابتدایی و متوسط و پیشحرفهای، نزد 30 تن از آموزگاران دورهدیده، سرگرم کسب دانشاند.
در ادامه گفت وگو با مسعود زمردیان موسس و بنیانگذار آموزشگاه استثنایی زمردیان را می خوانیم: «هر سال به انگیزه روز جهانی توانیابان، جشنی در آموزشگاه زمردیان برگزار میشود که از برخی مسئولان نیز درخواست میکنیم برای در جریان قرارگرفتن بیشتر وضعیت دانشآموزان، در این مراسم شرکت کنند.» «ما کار چندانی نمیتوانیم برایشان انجام دهیم مگر این که گهگاه، یک پیشکشی کوچک برایشان تهیه کنیم که دلشان خوش شود، یا برای آناتی شادشدن، به کمک یک کمدین، برنامه کمدی برایشان به اجرا درآوریم.» «آرم آموزشگاه ما هست: معلول، توانیابیست که از فضای پاییزی، بهار میسازد. این توانیابان(نیمهعقبافتاده) هیچ نیازی به من ندارند، بلکه من به لبخند آنان نیاز دارم تا خدا به من لبخند بزند. هرگز کسی شادابی پنهان و لبخند درونی یک توانیاب را درنخواهد یافت مگر از نزدیک به آنان خدمت کند؛ هنگامی که بهشان نزدیک میشوی و میبینی که کارهایی انجام میدهند که تو با همه تندرستی خود نمیتوانی، در مییابی باید آنان را الگوی خود قرار دهی.»
**کتاب، مهم ترین عامل تقویت روح بشر
کتاب و چاپ آن در کشور، همان اندازه که از ارزش های فرهنگی برخوردار است به همان میزان نیز در تهدید چالش هایی به سر می برد. نوسان درهزینه های انتشار کتاب و کم شدن سرانه مطالعه، از دلایلی به شمار می رود که پرداختن به مهم ترین عامل تقویت روح بشر را کمرنگ کرده است.
روزنامه«ابتکار» در گزارشی با عنوان «کتاب در آرزوی صادرات» نوشت: این روزها که بحث گرانی کاغذ بسیار داغ است، تمام صنایع مرتبط با این برگههای سفید تحتالشعاع قرار گرفتهاند. کتاب شاید اولین و مهمترین قربانی بالا رفتن قیمت کاغذ باشد. ناشران داخلی از تاثیر این اتفاق بر بالا رفتن قیمت کتاب شکایت دارند و از معضلات فرهنگیای که در پی آن به وجود خواهد آمد سخن میگویند اما این تمام ماجرا نیست. صادرات کتاب هم قربانی دیگر گرانی کاغذ است. شاید آنچه که از صادرات کتاب شنیدهاید تنها منحصر به صادرات محتوای کتاب باشد اما صادرات کتاب وجه دیگری نیز دارد و آن دریافت محتوا از کشور سفارشدهنده، چاپ آن در کشور دوم و توزیع در هم کشور سفارشدهنده است، یعنی به نوعی صادرات فیزیکی کتاب. ترکیه، امارات و هندوستان در منطقه جزو فعالان این حوزه هستند اما سهم ایران در این بازار چقدر است؟ آیا ما از لحاظ تکنولوژیکی پیشرفتهای لازم را داشتهایم؟ افزایش قیمت کاغذ چقدر در این زمینه موثر است؟
در ادامه این مطلب گفت وگو با بابک عابدین رییس اتحادیه صادرکنندگان صنعت چاپ آمده است: در گذشته، پیش از آنکه مسائل ارزی و تحریمها روی قیمت تمام شده تولیدات فرهنگی ما مثل کتابهای گوناگون، قرآن، کتابهای آموزشی یا کتابهایی که میتوانستیم به منطقه صادر یا برایشان تولید کنیم اثر بگذارد، ما از کشورهای همسایه برای تولید کتاب سفارش میگرفتیم. متاسفانه با تصمیمهای غلطی که در مورد ایجاد تعرفه و حقوق ورودی برای کاغذ و مقوایی که کتاب برای تولید نیاز دارد و همچنین مواد واسط دیگر مثل مرکب گرفته شده و عوارض بالایی به این کالاهای واسط که برای تولید یک کتاب نیاز هستند وضع شده است. بنابراین قیمت تمام شده کتاب در کشور ما نسبت به ترکیه، امارات، هندوستان و دیگر کشورهای منطقه بالاتر است و توان رقابت با آنها را ندارد. بنابراین مزیت رقابت از ما گرفته شده است.
روزنامه«آرمان امروز» در گفت وگو با لوریس چکنواریان به مناسبت چاپ کتاب «خرستان»، عنوان« من ایرانیام با ادبیات و هنر این سرزمین» را آورد و نوشت: این پایه اصلی زندگی من بوده است؛ درگیری و مبارزه برای حفظ و ابراز هویت ایرانیام. به نظرم دلیل رویآوردن من به ادبیات و موسیقی این بود. شما ببینید در زبان ارمنی، ما چهلدرصد واژه فارسی داریم. مثلا ما در فارسی میگوییم «شکر» و همین کلمه را در ارمنی «شاکار» تلفظ میکنیم. اگر روزی قومی به واسطه اشتباهات حکمرانان گذشته از ایران رفتهاند و دوباره بازگشتهاند، دلیل نمیشود که اصالت نداشته باشند و متعلق به این سرزمین نباشند. از کودکی مینوشتم ولی چاپ نمیکردم چون موقعیتش نبود. داستانهای متنوعی هم نوشتهام. داستانهای «خرستان» برایم جالبتر از بقیه بود، به همین دلیل زودتر از همه داستانها چاپشان کردم. هفتاد داستان بود که سیویک تای آنها منتشر شد.
در ادامه این گفت وگو می خوانیم: عاشق که میشوم احتمالا پرنده یا پروانه میشوم. در هر صورت باز هم در آن باغوحش سکوت خرها برایم عجیبتر و جذابتر بود، و مرا به کودکیام بازمیگرداند؛ ضمن اینکه ما آدمها به جای اینکه بهاصطلاح خریتهای خود را به نام این حیوان بخوانیم بهتر است بپذیریم که منشا خطاهایمان انسانی است. اگر درست به حیوانات نگاه کنیم، میبینیم که نمیتوانند به زبان انسانها حرف بزنند ولی رفتارها و کردارهایی به مراتب آدموارتر از ما دارند. برای نمونه، وقتی شما از کنار یک شیر که گرسنه نیست عبور میکنید، آن شیر هرگز به شما حمله نمیکند ولی ما انسانها اگر سیر هم باشیم، برای آزی که داریم ممکن است به راحتی همدیگر را بدّریم. همه این ذهنیتهایی که از کودکی در من شکل گرفت سبب شد که داستانهای «خرستان» کلید بخورد.
روزنامه «اطلاعات » در گزارشی عنوان« کتابشناسی جنبش جنگل» را آورد و نوشت: برای اهل تحقیق همیشه ضرورت دارد که بر آثاری که تاکنون نگاشته شدهاند، نظارت کتابشناختی داشته باشند. این موضوع، زمانی اهمیت خاصی پیدا میکند که عنوان کتابشناسی به ظاهر، چندان با ایران و اسلام مرتبط نباشد. کتاب حاضر نمونه بارز آن است که در عنوانش «انقلاب روسیه و جنگ داخلی1917ـ1921»1 نشانی از ایران و اسلام نیست، اما وقتی کتاب را بررسی میکنیم، میبینیم مرتبط با ایران و اسلام است. اهمیت این کتابشناسی برای ما خصوصا از آن جهت مهم است که اولا بعد از انقلاب روسیه، دورهای در تاریخ مسلمانان روسیه شکل گرفت که تلخترین دوره را برای مسلمانان آن دیار رقم زد و ثانیا، ایران در قرن بیستم از گزند آن انقلاب در امان نبود. در 4ژوئن1920ر14خرداد1299، در رشت که مرکز استان گیلان بود، «جمهوری شوروی سوسیالیستی ایران» اعلام گردید.
در ادامه این گزارش، می خوانیم: تنوع موضوعات و جغرافیای آن نیز قابل توجه است. خواننده اطلاعات ارزشمندی راجع به کشورهای مختلف و موضوعات گوناگون به دست میآورد. لیتوانی، لهستان، مغولستان، مسلمانان شوروی، جهان اسلام، مهاجرت روسهای مسلمان به اروپا و آسیا و آمریکا، آخرین سالهای حکومت تزاری، نیروهای مسلح روسیه در جنگ و انقلاب، دولت شوروی، جامعه شوروی، اقتصاد شوروی و سیاست اقتصادی، سیاست خارجی، شوروی، تأثیر جهانی انقلاب روسیه، دشمنی با حاکمیت شوروی، بلشویکها، احزاب سیاسی، کارگران و جامعه شهری، کشاورزان و جامعه روستایی، اقلیتهای ملی و امور منطقهای، هنر، فرهنگ، علوم، تعلیم و تربیت، دین، انقلاب و جنگ داخلی در آثار ادبی از جمله موضوعاتی هستند که مدنظر مؤلف بودهاند.
**تئاتر، هنری متعالی در سایه مشکلات
تئاتر به عنوان یک هنر ارزشمند که بی واسطه و به طور نزدیک با مخاطبان خود ارتباط برقرار می کند، با تقویت درون مایه های اصلی و بهره جویی از عناصر متعالی، می تواند جاذبه های بصری هنر را عینیت بخشد. در این میان همواره مشکلاتی نیز متوجه ارایه این هنر بوده است.
روزنامه «شهروند» در گفت وگویی با اصغر همت بازیگر، عنوان «تئاتر مسئول دلسوز میخواهد» را آورد و نوشت: موضوع این است که تئاتر به قاعده هنری است که در آن نوعی تولید فکر وجود داشته و از این پس هم باید همینطور باشد، اما به دلایلی این تغییر به وجود آمده و مخاطب تئاتر، نوع دیگری شده است. موضوع این است که صرفا پذیرش این مطلب اهمیت ندارد، بلکه باید آن را تحلیل کرد. تحلیل این وضع هم در وقت اندک امکان ندارد، باید نشست و ساعتها دربارهاش صحبت کرد که چه شد آن مخاطب دهه1330 تئاتر به مخاطب امروزی تبدیل شد. اینها موضوعاتی است که اگر بتوانیم بهدرستی به آنها بپردازیم و سوالات موجود در این زمینه را پاسخ دهیم و در مجموع به جمعبندی درستی از آن برسیم، احتمالا میتواند ما را در حل معضلات مبتلا به تئاتر یاری و کمک کند.
در ادامه این گفت وگو می خوانیم: اما اگر قرار باشد به موضوع بهصورت کلی بپردازیم، یکی از اساسیترین موضوعات تئاتر، تامین نبودن معیشت اهل این حرفه است. حرفهای که همه ما میگوییم یک شغل و حرفه است، اما ظاهرا در آن طرف میز که کار مربوط به مسئولان است، کسی اهل هنر تئاتر را بهعنوان یک حرفه نمیشناسد. این از نظر من یکی از مشکلات مهم است. موضوعی که کارهای صنفی ما را هم تحتتأثیر قرار میدهد. بههرحال باید پذیرفت اهل هنر تئاتر در کمیت تعداد زیادی از هنرمندان سراسر کشور را تشکیل میدهند، آدمهایی که باید به معیشتشان رسیدگی کرد و امور رفاهیشان را در دستور کار قرار داد. خب حالا اگر این کار را بهعنوان یک شغل در نظر نگیریم، نه میشود صنفی داشت، نه درباره امور رفاهی و تأمین معیشت اهالی آن صحبت کرد. به همین دلیل است که نگاه مسئولان باید به تئاتر تغییر کند. نگاهی که باعث میشود آنها از مسئولیت خود درباره اهالی هنر تئاتر فرار کنند. نگاهی که باعث میشود درون صنف (صنف که چه عرض کنم عملا وجود ندارد) هم نتوان کار خاصی انجام داد.
روزنامه«ابتکار» در گزارشی با عنوان«هزینه خصوصی سازی را تئاتری ها می دهند» نوشت: ماجرا از جایی شروع می شود که وزارت فرهنگ و ارشاد تصمیم می گیرد، احداث تماشاخانه های خصوصی تئاتر و فرآیند مجوز اجراها را آسان تر بگیرد تا به نوعی در چرخش مالی این حوزه تاثیر مثبتی ایجاد شود. این رویکرد وزارت فرهنگ و ارشاد موجب شد که در سال 94 و 95 درآمد تئاتر ایران ساانه نزدیک به 20 تا 30 میلیارد تومان برسد. نکته حائز اهمیت این است که بودجه دولتی تئاتر در این دوسال افزایش پیدا نکرده است بلکه بخش زیادی از درآمد دو الی سه سال گذشته سهم تماشاخانه های خصوصی است.
در ادامه این مطلب، گفت وگو با سارا حدادی، مسوول روابط عمومی تماشاخانه پالیز را می خوانیم: «هیچ گونه حمایتی از تماشاخانه های خصوصی نمی شود و آن ها کمک هزینه دولتی هم ندارند. در واقع وزارت ارشاد خیلی آسان همه چیز را به بخش خصوصی واگذار می کند تا با کف فروش به فعالیت های خودشان ادامه دهند. در حالی که تماشاخانه های خصوصی باید پروسه روتین تماشاخانه های دولتی را از سر بگذرانند تا اجازه فعالیت بگیرنند. در پروسه ارسال فرم مرکز نظارت و ارزشیابی را به گروه های تئاتری می دهیم و فرم درخواست با لوگوی تماشاخانه ارسال می شود.»
روزنامه«جوان» در گزارشی با عنوان «الیور توئیست یک نمایش انسانی و اخلاقی است» می نویسد: اخلاق، معنویت و ارزشهای انسانی کالاهای نایاب این روزهای سینما و تئاتر کشور هستند، به اینها پیچیدگیهای فرمی و محتوایی را هم اضافه کنیم، تقریباً ملغمهای ایجاد میشود که مخاطب را به ستوه میآورد و البته اینآش شور روی جامعه هم بیتأثیر نیست، ناامیدی، پریشانی ذهن و بیماریهای روحی و اخلاقی از این فضا نمیتواند متأثر نباشد.
در ادامه گفت وگوی حسین پارسایی را در این روزنامه می خوانیم: تئاتر میتواند به لحاظ سنی طیفی خاص را مدنظر قرار دهد، اما معتقدم این مسئله نباید غلبه پیدا کند و خیلی خوب است که دست برتر و رویکرد غالب در تئاتر کشور با آثاری باشد که توان ارتباط برقرار کردن با طیفهای مختلف سنی را داشته باشند. به خصوص سنین پایینتر؛ چراکه در ردهبندی نسلها نسل مهم و اصلی کودکان هستند. اگر یک نمایش بتواند کودک و بزرگسال را کنار هم بنشاند و هر دو راضی از روی صندلی بلند شوند، به نظرم توفیق حاصل کردهاست. البته به شرطی که خوراک سالمی هم ارائه بدهد. برای این منظور معتقدم باید همه طیفهای مخاطب را خوب بشناسیم، دهه اول عمر هنری من به تئاتر کودک و نوجوان اختصاص داشت. این مخاطب را تقریباً خوب میشناسم. دهه دوم به مضامین دینی و عرفانی روی آوردم و با این مخاطب هم به خوبی آشنا هستم. در دهه سوم تجربیات خوبی درباره تئاتر موزیکال و کمدی کسب کردم و فرم برایم اهمیت بیشتری پیدا کرد.
*گروه اطلاع رسانی
خبرنگار: عشرت کراری**انتشار دهنده: شهربانو جمعه
پژوهشم**9428**9131
ایرنا پژوهش، کانالی برای انعکاس تازه ترین تحلیل ها، گزارش ها و مطالب پژوهشی ایران وجهان، با ما https://t.me/Irnaresearch همراه شوید.