در ابتدای پاییزی هنوز گرم، اما یکپارچه زرد و مغموم ، آقا روح الله به دیدار آقای مدرس رفت.
-آقا روح الله عزیز! احوالتان را از اخوی بزرگتان حاج آقا مرتضی پسندیده می پرسم… ببینم، در ما تکیه گاه و امیدی نیافتید که رفتید و باز نگشتید؟
-خیرآقا! در خودم آن نیرویی را که به کار بیاید نیافتم. دلم می خواست دست پر به زیارتتان بیایم، اما نشد و می بخشید.
- حاج آقا مرتضی پسندیده خبرم کرد که وقت اجتهادتان رسیده است. با این سن کم ، خطرناک نیست پسرم؟
- بیست و شش ساله ام آقای مدرس! قصد آن داشتم که در بیست سالگی از این مرز بگذرم و دغدغه هایش را فروبگذارم…
آقا روح الله…چند ماه بعد، باز دلش دوری از آقا را تاب نیاورد و آمد. مدرس، مشغول دعا بود. پشت به در اتاق، مشغول گفتگو با کسی بود … آقا روح الله، آهسته وضو گرفت، رفت پشت سرآقا زانو زد، نشست و به راز و نیاز مشغول شد.
(برگرفته از کتاب سه دیدار با مردی که فراسوی باور ما می آمد.رمرحوم نادر ابراهیمی)
۱- از تولد تا شهادت
آیت الله مدرس بر حسب نسب نامه ای که آیت الله مرعشی نجفی تنظیم نموده اند، از سادات طباطبایی بوده و نسبشان پس از سی و یک پشت به امام حسن مجتبی(ع) می رسد. سید اسماعیل طباطبایی، که از مشهورترین این خاندان در منطقه زواره و اردستان به شمارمی رفت، با خدیجه دختری که از طایفه سید سالار زواره بود،ازدواج کرد. ثمره این پیوند پاک،کودکی بود که نامش«سید حسن» بود و در سال ۱۲۸۷ هجری قمری – ۱۲۴۹ شمسی، در سرابه کچو از توابع اردستان استان اصفهان دیده به جهان گشود.
سید اسماعیل، او را از باب تربیت، در سن شش سالگی به قمشه هجرت داد. زیرا جد سید حسن(میر عبدالباقی)که از زهاد زمانه محسوب می شد، در قمشه به تدریس مشغول بود و پدر آرزو داشت که فرزندش چون خود او مراتب زهد و پاکدامنی و فضیلت و تقوی را نزد بزرگ خاندان
فرا گیرد. او مقدمات فارسی و عربی را نزد جدش آموخت و از همان ابتدا زندگی ساده و بی آلایشی داشت. چهارده ساله بود که جدش وفات یافت و بر حسب توصیه او برای ادامه تحصیل به اصفهان رفت و مدت ۱۳ سال در حوزه علمیه اصفهان به فرا گرفتن علوم اسلامی مشغول
بود.
او با پشتکاری تمام، صرف و نحو و منطق و بیان را نزد استادانی از جمله مرحوم میرزا عبد العلی هرندی و در محضر آخوند ملا محمد کاشی، کتاب شرح لمعه در فقه – حکمت و عرفان را نیز نزد میرزا جهانگیر خان قشقایی آموخت. بنا به گفته خودش در این مدت ۱۳ سال ازمحضر بیش از ۳۰ استاد بهره برد.
بعد از آن،به منظور ادامه تحصیل به عتبات عالیات مهاجرت کرد. ایشان می فرماید:«در درس اکثر علمای آن دیار شرکت نموده ام ولی غالب تحصیلاتم در نجف نزد دو دانشمند پر آوازه، آخوند ملا محمد کاظم خراسانی و آخوند سید کاظم یزدی بود.» ایشان بعد از ۷ سال با کسب درجه اجتهادبه ایران مراجعت و در مدرسه جده کوچک و بزرگ در شهر اصفهان به تدریس پرداخت و در این زمان به مدرس مشهور شد.
در دوره دوم مجلس از طرف علما به عنوان عالم طراز اول به مجلس شورای ملی راه یافت.از دوره سوم تا پایان دوره ششم،توسط مردم تهران به نمایندگی مجلس برگزیده شد که از مهمترین حوادث این دوران جنگ جهانی اول،مهاجرت،مبارزه با قرار داد ۱۹۱۹ و مبارزه با استبداد رضاخان و استعمار انگلیس بود.ترور آیت الله مدرس نیز در دوره ششم اتفاق افتاد. در دوره هفتم با دخالت رضاخان آرای شهیدمدرس خوانده نشد. در سال ۱۳۰۷ هـ . ش شبانه به خواف تبعید و مدت ۹ سال در داخل قلعه ای زندانی شد. سرانجام در مهر ماه سال ۱۳۱۶ شمسی به کاشمر منتقل و در دهم آذر همان سال، برابر با ۲۷ رمضان به شهادت رسیدند.
هشتاد سال پیش،غروب دهم آذر نزدیک افطار، شهر کاشمر را غم و اندوهی سنگین فرا گرفته بود. این شهر کهن، نگران بود که خاکش لیاقت جسد پاک فرزندی از نسل امام حسن مجتبی(ع) را نداشته باشد. زیرا باید بزرگمردی را در خود جای می داد که همچون اجدادش آزادانه زیسته بود و امروز به جرم شجاعت و شهامت و مبارزه با ظلم و جور باید به دیدار یار می شتافت. آیا این بار سنگین را می توانست تحمل کند؟
ولی امروز کاشمر به خود می بالد و احساس غرور می کند. زیرا به لطف آن سید شهیدی که دژخیمان،پیکراو را در نیمه های شب و در دل ظلمت و تاریکی به خاک سپردند تا برای همیشه فراموش شود، این شهر برای همیشه بلند آوازه شد و شهر آقای شهید نام گرفت و امروز قبر آقای شهید، زیر سایه امام مهربانی ها و خورشید خراسان، نام و آوازه ای یافته است و پرچم زیبای امام رضا(ع) بر فراز گنبد آقای شهید به کاشمر و مردم دیارش غرور و افتخار بخشیده است.
فضیلت هایی از زندگی مدرس
شهیدمدرس را فضیلت های افتخار آمیز فراوان است، و اندیشه های او از غنا و ارزش والایی برخوردار است. شخصیت والای وی با آن اخلاق و رفتار و شجاعت معنوی و کمالات روحانی، فرهنگی را تشکیل می دهد که چون جویباری از چشمه اسلام سرچشمه گرفته است.
شرافت علم
شهید مدرس در نطق ها و مکتوبات و سخنان خود بارها از اهمیت و جایگاه علم سخن گفت و از جهل و بی سوادی نالید، و برای ارتقای فکری و تقویت بنیه علمی کشور تلاش نمود. ایشان می فرمود:«اول کلمه ای که
می شود نسبت داد به صاحب شریعت ما، علم است … زیرا علم است که همه را به یک نقطه مشخص می رساند و آن از میان برداشتن جهل و درنتیجه فقر است.»
لباس وطن بپوشید…
شهید مدرس در سخنان خود همه را به استفاده از منسوجات کارخانههای داخلی سفارش میکند و برای تهیه لباس مستخدمین دولتی از پارچههای ایرانی در مجلس اظهار میدارد:«کلیه مستخدمین دولت باید لباس آنها از پارچههای ایرانی باشد. از متخلفین از این ماده، صدی بیست حقوق کسر خواهد شد، مادام که متلبّس به آن لباس هست.» و در ادامه میافزاید:«اگر ما و مستخدمینی که در تمام مملکت هستند و بالغبر چندین هزار نفر میشوند، مقیّد بودند به خریداری البسهایرانی، البته کارخانه جات هم تهیّه میشد و مردم هم سرمایههاشان را خرج میکردند و کارخانه میآوردند… هرکس ایرانی است و طالب این است که مملکت ترقّی کند، باید صاحب این عقیده باشد.»
برویدآدم انتخاب کنید!
یک روز وقتی که مدرّس از مجلس به خانه بازگشت، عدّهای از مردم به منزل مدرّس ریخته، با سر و صدای زیاد گفتند: آقا! این چه لایحهای بود که امروز تصویب شد؟ خلاف مصلحت است.
مدرّس پاسخ داد:اگر بیست رأس اسب و الاغ و یک آدم را در مجلسی جمع کنند و از آنها بپرسند که ناهار چه میخورید، جواب چه میدهند؟
همه گفتند: جو!
مدرّس گفت: آن یک نفر هم ناچار است سکوت کند. این وکلایی که شما انتخاب کردهاید، شعورشان همین است. بروید آدم انتخاب کنید.
چک دولت انگلیس برای مدرّس!
یک شب، نیمههای شب، یک مرد خارجی با یک مترجم به منزل مدرّس آمدند. شخص خارجی شروع به صحبت کرد و دیگری هم ترجمه مینمود و معرّفی کرد که آقا، ایشان نماینده دولت انگلیس هستند. یک چک سفید برای شما آوردهاند که مبلغ آن را هر طور میخواهید بنویسید و به هر طریق که میخواهید خرج کنید.
مدرّس گفت: این چک چیست؟
جواب داد: آقا! چک کاغذی است که مینویسند و میبرند در بانک، آنجا امضا میکنند و هر مبلغی که در آن نوشته، از بانک میگیرند.
مدرّس گفت:چرا حالا(نصف شب)آوردی؟
جواب داد:ما شنیده بودیم شما پول نمیگیرید؛ حالا نصف شب چک را آوردیم.
مدرّس اظهار داشت: نه،هر که به شما گفته بیخود گفته، من پول میگیرم؛ منتهی به این صورت نه. اوّلاً باید طلا باشد، آن هم بارشتر و در میان روز روشن و بعد از نماز در مدرسه سپهسالار با شتر بیاورند. در این صورت میگیرم و هیچ اشکالی ندارد.
وقتی پاسخ را ترجمه میکند، نماینده یا سفیر میگوید: مدرّس میخواهد آبرو و حیثیت سیاسی ما را در تمام دنیا ببرد. در نتیجه بلند میشوند و میروند.
زیارتگاه عاشقان
با شهادت آیت الله مدرس درتاریخ دهم آذر ۱۳۱۶ و آگاهی مردم از این جریان ، بر قاتلان و عاملان این حادثه لعن و نفرین فرستادند. از همان روز مردم کاشمر به زیارت قبر شهید مدرس میرفتند و در تاریکی شب گچ و آجر میبردند و ظاهر قبر را میساختند، ولی روزها مأموران شهربانی آنها را خراب میکردند.
پس از وقایع شهریور ۱۳۲۰ و تبعید رضاخان، مردم بر تربت پاک آیت الله مدرس جمع شدند و به کمک هم، قبر را تا ارتفاع یک متر از زمین بالا آوردند و روی آن سنگ کوچکی نصب کردند که بر آن نوشتهشده بود:«قبر آقای شهید». در سال ۱۳۳۲ هـ ش باهمکاری مردم کاشمر و مرحوم سید اسماعیل فرزند شهید مدرس،بنایی با یک اتاق و یک ایوان کوچک در جلو آن احداث شد. این بنا تا زمان پیروزی انقلاب پابرجا بود. اوایل انقلاب، ابتدا بنایی با ستونهای مرتفع ساخته شد که موردقبول واقع نشد.
در شهریور سال ۱۳۶۳ امام خمینی (ره) بهپاس خدمات ارزشمند و انقلابی این چهره متقی و زاهد و نقش مؤثر او در حوادث تاریخی، طی حکمی خطاب به تولیت فقید آستان قدس رضوی، فرمودند که زیارتگاه این اسوه شجاعت و فرزانگی، در وجهی مناسب باشخصیت آن بزرگوار احیاء گردد.
و در تاریخ ۴ر۴ر۱۳۷۳ به برکت نظام مقدس جمهوری اسلامی در سایه الطاف حضرت علی بن موسیالرضا(ع) و صدور حکم تاریخی مقام معظم رهبری مبنی بر تفویض مؤسسه حضرت حسین بن موسی الکاظم(ع) و زیارتگاه شهید مدرس به تولیت وقت آستان قدس رضوی حضرت آیتالله واعظ طبسی و استمرار آن توسط حضرت آیتالله رئیسی تولیت معزز آستان قدس رضوی؛این زیارتگاه علاوه بر جنبه زیارتی و سیاحتی، به قطب بزرگ فرهنگی منطقه مبدل گشته است.
در راستای تحقق منویات مقام معظم رهبری در منشور هفتگانه آستان قدس رضوی، مبنی بر خدمت به زائران، نیازمندان و مستضعفان و همچنین استفاده از ظرفیت عظیم فرهنگی آستان قدس رضوی در فضای عمومی کشور،این مؤسسه مفتخر است که تحت مدیریت توانمند و راهنماییهای ارزشمند تولیت معزز گام برداشته و خدمت به زائران و مسافران و مجاوران و مستمندان و مستضعفان را در دستور کار خود قرار دهد.
این زیارتگاه هماکنون با خدمات ماندگار و ارزنده و با امکانات و تسهیلات عبادی،فرهنگی، رفاهی و اقامتی در خدمت زائرین حضرت رضا(ع) و مجاورین آقای شهید بوده و سالانه برنامههای مختلف و متنوعی را در شش حوزه قرآن و معارف اسلامی،نماز و دعا،تبلیغات و انتشارات مذهبی، فرهنگی و هنری، تکریم زائر و موقوفات برگزار می کند.
ازجمله شاخصترین برنامههای این زیارتگاه
عبارتاند از:
*برگزاری نماز عید سعید فطر بهصورت متمرکز در شهرستان در زیارتگاه شهید آیت الله مدرس٫
* برگزاری شبهای پرفضیلت قدر با حضور گسترده زائرین و مجاورین.
* برنامهریزی جهت عزاداری بیش از ۵۰ هیات مذهبی در دهه اول محرم در زیارتگاه شهید آیت الله مدرس٫
* برگزاری دعای ندبه کشوری پخش مستقیم از شبکه اول سیما، ودعای پرفیض عرفه با حضور گسترده همشهریان عزیز٫
* برگزاری ویژهبرنامههای دهه کرامت و بزرگداشت شهادت آیت الله مدرس، با حضور اقشار مختلف مردم؛ شامل محافل ادبی و قرآنی ، مسابقات فرهنگی جهت ردههای سنی مختلف ، همایشها و …
* برگزاری محافل انس با قرآن کریم در طول سال با حضور قاریان بینالمللی.
* برگزاری گفتمان دینی و معرفتی در قالب همایش و سلسله نشستها بهصورت هفتگی و ماهانه جهت گروههای مختلف اعم از بانوان قرآنی شهرستان ، دانش آموزان و …
* دعوت از سخنرانان و مداحان برجسته کشوری در مناسبتهای مختلف طول سال.
* برگزاری مسابقات متنوع فرهنگی و علمی کتابخوانی در طول سال در مناسبتهای مختلف.
* برگزاری دورههای مختلف مشاوره خانواده و تحصیلی در کتابخانه شهید آیت الله مدرس٫
* اطعام حدود ۷۰۰۰ نفر از روزهداران در شبهای ماه مبارک رمضان در زیارتگاه شهید آیت الله مدرس٫
* برگزاری جلسات ترتیل خوانی قرآن کریم با حضور روزانه بیش از ۱۰۰۰ نفر.
* برگزاری کلاسهای اوقات فراغت در رشتههای مختلف قرآنی،هنری و آموزشی و همچنین کلاسهای آموزش علوم قرآن و پیشدبستانی مهدالرضا ویژه نونهالان با بهرهگیری از مربیان مجرب با همکاری اداره آموزش علوم قرآن و حدیث آستان قدس رضوی.
* برنامههای فرهنگی برای بیش از ۱۳۰ اردوی دانشآموزی در طول سال در زیارتگاه.
* تدوین و تألیف کتب برای ردههای سنی مختلف جهت آشنایی با شهید آیت الله مدرس٫
* بزرگداشت شعائر اسلامی (ایام ولادت و شهادت ائمه اطهار(ع)،اعیاد،ایام الله(وقایع سترگ انقلاب اسـلامی).
* برگزاری مراسم ادعیه ، قرائت و تفسیر قرآن هر شب،همزمان با نماز مغرب و عشاء.
* تشکیل کارگروه فرهنگی با استفاده از کارشناسان فرهنگی و صاحبنظران و بهرهمندی از نظرات و پیشنهادهای نو و سازنده در برگزاری برنامههای فرهنگی سالانه.
*موزه آثار و اسناد این شهید بزرگوار در کنار آرامگاه او، که در طول سال مورد بازدید هزاران زائر از اقصی نقاط کشور قرارمیگیرد. این موزه،گواهی عینی بر زندگی ساده و بیآلایش بزرگمردی است که در عین داشتن یک زندگی زاهدانه،از اندیشه و مقامات عالی عرفانی نیز برخوردار بود که حتی امروز هم میتواند الگو و چراغ راه جامعه در ابعاد مختلف باشد.
*کتابخانه مجتمع فرهنگی شهید آیت الله مدرس با عنوان غنیترین مجموعه فرهنگی و علمی منطقه با زیربنایی حدود ۱۶۰۰ مترمربع،دارای هزاران جلد کتاب چاپی، منابع دیجیتال،نشریات ادواری و تالارهای مجزای مطالعه خواهران و برادران،همهروزه پاسخگوی مراجعهکنندگان و پژوهشگران است.
وجود منابع و مآخذ مختلف ، نشریات و مجلههای علمی ، کتابهای روزآمد ، بخش سمعی و بصری و ارائه خدمات ویژه رایانهای ، کتابخانهای غنی را فراهم آورده که در منطقه بینظیر و از جایگاه بسیار خوبی برخوردار شده است.
مدرس از نگاه بزرگان
امام خمینی(ره):
مدرس، تنها مرد بزرگی بود که با او[رضا شاه] مقابله کرد و ایستاد و مخالفت کرد… مدرس مردی بود که با منطق قوی و اطلاعات خوب و شجاعت و همه اینها موصوف بود.
مقام معظم رهبری:
ــ ایمان دینی باید با معرفت همراه باشد. معرفت دینی چیست؟ همین مطلبی که مرحوم مدرّس فرمود که:«دیانت ما عین سیاست ماست، سیاست ما عین دیانت ماست»و امام بزرگوار ما هم همین معنا را و همین مفهوم را، هم گفت و هم عملی کرد. این یکی از عناصر اقتدار کشور است.
ــ مجلس[شورای اسلامی] باید مجلسی باشد که بتواند در مقابل زورگویی ها و زیاده خواهی ها و مرعوب کردن ها و تطمیع کردن های قدرتمندان جهانی بایستد و مصالح کشور و ملت را محاسبه کند و دنبال آن برود. امام ،رضوان اللّه
علیه، بارها اسم مدرّس را میآوردند. مگر خصوصیت مدرّس چه بود؟ از مدرّس عالِمتر هم داشتیم. مدرّس خصوصیت عمدهاش این بود که هیچ عامل ارعاب و تهدید و تطمیع و فریبگری در او اثر نمیکرد. همان وقتیکه علیالظّاهر فضا را بر ضدّ او آنچنان متشنّج کرده بودند که علیه اش شعار میدادند، او ایستاد و حرف خودش را زد. این خصوصیت یک نماینده خوب در مجلس است.
آیت الله مهدی الهی قمشه ای:
وقتی صبحگاه در محضرش حاضر شده،به بیانش گوش می دادیم،هرلحظه در وجود ما نیرویی تازه دمیده می شد؛ به طوری که در پایان درس،خود را پهلوانی شجاع حس می نمودیم.
آیت الله حاج میرزا علی آقاشیرازی:
مبنای درس اخلاق او نهج البلاغه بود. یک روز به درس ایشان رفته،چنان حاضرالذهن،عبارات نهج البلاغه را از بر می خواند و از کتب بزرگان شعر و ادب و ادبیات عرب مثل می آورد که من علاقه مند شدم و مدتی به درس ایشان می رفتم… به هر حال، معشوق من در
نهج البلاغه مدرس بود.
جلال الدین همایی:
ایامی که مدرس در مدرسه سپهسالار تدریس
می نمود، من مدتی به تهران رفتم. سعی می کردم خودم را به درس آقا برسانم. مدرس علاوه بر اینکه در فقه و اصول و حکمت استاد بود،مردی ادیب بود…مردی حاضر جواب بود. به دنیا و امور دنیایی بی اعتنا بود. مصداق زندگی علی وار بود.
آیت الله پسندیده:
وقتی از آیت الله سید مرتضی پسندیده، برادر بزرگتر امام امت(مدظله) سئوال می شود که به نظر شما شهید مدرس از نظر فقهی و جنبه حوزوی در چه حدی بوده و او را در رابطه با مراجع تقلید زمان خودش چگونه
می شود مقایسه کرد؟ ایشان چنین جواب می دهند:
ایشان ــ مدرس ــ مافوق همه بود. از هر جهت امتیاز داشت. او اصلاً به این فکر نبود که رساله عملیه منتشر کند. قابل مقایسه نبود با دیگران.این سخن عالمی است که به مدت دو سال، درس خارج آیت الله مدرس را در تهران درک نموده و علماء دیگر آن دوره را نیز میشناخته است.
آیت الله بهاء الدینی:
آیت الله بهاء الدینی چنین می فرماید: بله، مرحوم مدرس را نمی شناسند، مدرس مرد فوق العاده ای بود، نمونه ای از یک روحانی واقعی؛ اگر از یک مرجع بالاتر نبود کمتر نبود. آیت الله بهاء الدینی علت مسافرت به کاشمر جهت زیارت مزار و مشهد مدرس در سن کهولت را چنین تشریح می کند:
این که ما به زیارت مدرس رفتیم، اگر هزاران نفر از ما می خواستند این کار را نکنیم، شاید حریف ما نبودند. اما این خود سید و وضع سید بود که ما را به آنجا کشاند. قبر ایشان هم اکنون در آنجا مزار است. خودش هم به رضاخان فرموده بود که: مرا هر کجا دفن کنند، مزار می شود.
