ناصرایمانی معتقد است اصولگرایان و اصلاح طلبان هر دو نیاز به بازنگری و بازسازی درونی دارند.
متن پاسخ های این فعال سیاسی اصولگرا در ادامه می آید:
** قدرت صاحبانش را از متن جامعه دور می کند
هر جریانی نیاز مستمر به بازنگری و نوسازی دارد.
این گزاره که هر جریانی که در قدرت قرار گرفته از بازسازی معاف و مستغنی است و اصلا به دلیل بازسازی خود مورد استقبال مردم قرار گرفته الزاما صحیح نیست.
فقط جریانی که مورد اقبال قرار نگرفته و در انتخابات شکست خورده نیاز به بازسازی ندارد بلکه جریانهای سیاسی اعم از اینکه در قدرت هستند یا خیر نیاز مدام به دوباره نگری دارند.
اتفاقا جریانهایی که مدت طولانی تری در قدرت بوده اند نیاز افزون تری به نوسازی دارند که در شرایط کنونی اصولگرایان مشمول این قاعده می شوند. زیرا قدرت این ویژگی را دارد که صاحبان آن را از متن مردم دور می کند.
بنابراین اصولگرایان که سالهای طولانی با قدرت دمخور بوده اند حتما احتیاج دارند که یک بار دیگر به متن جامعه برگردند و خواسته های مردم را بشناسند و دگرگونی هایی را که در لایه های مختلف اجتماع به وقوع پیوسته است را از نزدیک ببینند.
این موضوع بالاخص در کشور ما صادق است چرا که حدود 40 سال از انقلاب گذشته و 2 تا 3 نسل جامعه عوض شده اند.
** نیاز اصولگرایی به بازسازی ایدئولوژیک
اصولگرایان تا کنون کوشش کرده اند جامعه را آنطور که خود می خواهند ببینند نه آنطور که در واقعیت وجود دارد.
بهترین مصداق این خطای اصولگرایان، انتخابات اخیر ریاست جمهوری است. نامزدهایی مورد حمایت این جریان قرار گرفتند که از نظر اصولگرایان مطلوب بودند و حتی شاید در اداره قوه مجریه هم موفق ظاهر می شدند، اما نگاه مردم به این دو شخص این طور نبود.
اصولگرایان نیاز به یک بازنگری ایدئولوژیک در مبانی فکری و نظری دارند. عمده این بازنگری هم به طور مشخص باید در مبحث حکومت اسلامی باشد.
پاسخ دوباره به پرسش هایی از این قبیل که نقش مردم و خواسته های آنها در یک حکومت اسلامی چیست و حد و حدود حکومت اسلامی تا کجاست؟
این جریان فکری حتما باید به این سوال هم پاسخ دهد که تا چه حد توانسته نظام جمهوریت به معنای مصطلح غربی را با مبانی شرعی و دینی خود تطبیق دهد؟
اگر این بازنگری فکری انجام شود طبعا روی کاهش فاصله اصولگرایان از لایه های اجتماعی هم تاثیر شایانی خواهد گذاشت، زیرا علت العلل ندیده شدن بطن جامعه توسط اصولگرایان به همین سوال برمی گردد.
** قانون انتخابات اصلاح نشود احزاب ره به جایی نمی برند
مشکل کشور ما با تجمیع یا تفریق احزاب مرتفع نمی شود. چنانچه در ایام انتخابات اغلب چنین می شود و گروههای اصلاح طلب و اصولگرا هرکدام تحت یک ائتلاف مربوط به خودشان جمع می شوند. مثلا در انتخابات اخیر جمنا و شورایعالی اصلاح طلبان مقابل هم صف آرایی کردند.
اما وقتی احزاب در انتخابات ما از رسمیت و جایگاه برخوردار نیستند، ادغام احزاب داخل جریانات سیاسی درد ما را چاره نخواهد کرد.
بایستی قانون انتخابات تغییر کند و برای احزاب جایگاهی خاص در انتخابات در نظر گرفته شود ولو اینکه این جایگاه در ابتدا محدود باشد.
ولی همین باعث رشد واقعی و سازماندهی اصولی احزاب خواهد شد. در این صورت آن هدف جانبی نیز محقق می شود و احزاب کوچک برای بقا راهی جز ادغام در یکدیگر ندارند.
این که گفته شده که وزارت کشور به احزاب اولتیماتوم داده که یا ویژگی های مندرج در قانون احزاب را رعایت یا پروانه فعالیتشان باطل می شود ره به جایی نخواهد برد. اینها میدان فرعی بازکردن است. تلاش اصلی باید در اصلاح قانون انتخابات باشد و اینکه به طور مثال مجلس تعدادی از کرسی های خود را صرفا به نامزدهای احزاب اختصاص دهد. گرچه این کرسی ها در سالهای نخست اجرای این قانون کم باشد.
** احساس خطر خویینی و نوری از شکاف نسلی اصلاح طلبان
اصلاح طلبان هم نیاز به دوباره سازی دارند. وضعیت آنان از این لحاظ چندان بهتر از رقیب نیست. آنان حتما بایستی در تشکیلات خود بازنگری کنند.
گسل بزرگی بین نسل قدیم و جدید اصلاح طلبان وجود دارد که این دو را به طرز قابل ملاحظه ای از یکدیگر بیگانه ساخته است.
نسل جدید اصلاح طلبان همخوانی و همفکری چندانی با نسل قبلی ندارد.
صحبت های اخیر آقایان عبدااله نوری، بهزاد نبوی و محمد موسوی خویینی ها را می توان بازتابی از نگرانی درباره همین شکاف دانست.
اصلاح طلبان نسل جدید سابقه و مبانی فکری اصلاح طلبان پیشین را ندارند. نگاهی به ترکیب شورای شهر تهران و فراکسیون امید مجلس بیانگر این نقیصه بزرگ است که ضرورت بازنگری در آنها را یادآور می شود.
** پژوهشم3081**خبرنگار: ناصر غضنفری
ایرنا پژوهش، کانالی برای انعکاس تازه ترین تحلیل ها، گزارش ها و مطالب پژوهشی ایران وجهان، با ما https://t.me/Irnaresearchهمراه شوید