شناسهٔ خبر: 21976152 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: فرهیختگان آنلاین | لینک خبر

یادداشت/ مهدی نیک‌صفت‌مطلق روزنامه‌نگار

عدم‌بسترسازی مناسب شغلی

دستفروشی به خودی خود، شغلی غیرقانونی به حساب می‌آید، اما ویژگی منحصر‌به فردی دارد که شاید علت فراگیر شدن آن نیز همین ویژگی باشد. دستفروشی، تنها شغلی است که سودش، روزانه است. تقریبا درآمد همه مشاغل در ایران، موکول به آخر ماه می‌شود، اما دستفروشی می‌تواند هر روزه، برای دستفروش، درآمدزایی کند.

صاحب‌خبر -

به گزارش «فرهیختگان آنلاین»، احتمالا تا به حال گذرتان به خیابان انقلاب افتاده است؛ برای خرید کتاب، رفتن به کافه، کار اداری یا هر چیز دیگری. با این اوصاف قطعا دستفروشان را کنار خیابان دیده‌اید که تقریبا نصف پیاده‌رو را گرفته‌اند و معمولا هم کتاب می‌فروشند. حتی اگر گذرتان به خیابان انقلاب نیفتاده باشد، قطعا برای یک بار هم که شده، از مترو استفاده کرده و در آنجا با افراد زیادی روبه‌رو شده‌اید که در وسط قطار راه می‌روند و وسایل مختلف از مسواک و لوازم بهداشتی  تا کفش و جوراب را می‌فروشند.

حقیقت آن است که امروز، دستفروشان به عنوان بخشی از جامعه تنها با این راه ارتزاق می‌کنند، لزوما هم سر‌و‌شکل‌شان شبیه افراد فقیر نیست. بعضا حتی در میان آنها، افرادی با سر و شکل رسمی هم دیده می‌شود.

سوالی که پیش می‌آید این است که چطور این افراد، حاضر می‌شوند اقدام به این کار کنند؟ چرا باید افرادی که توانایی کار کردن به صورت کاملا قانونی را دارند و می‌توانند با استخدام در مغازه یا اداره‌ای، حتی از خدمات بیمه هم بهره‌مند شوند، اقدام به دستفروشی کنند؟

با یک بررسی اجمالی، متوجه خواهید شد اکثر این افراد،  به دلیل نبودن کار در شهر خودشان، به تهران مهاجرت کرده‌اند، حتی اکثر آنها، مخصوصا در مترو، همدیگر را می‌شناسند و احتمالا از یک شهر یا منطقه آمده‌اند.

بحثی که در این باره وجود دارد آن است که امروز، مساله مهاجرت به تهران، جدی‌تر از همیشه شده است. پدیده دستفروشی نیز، به عنوان دست‌و‌پا افتاده‌ترین شغلی که می‌شود به آن پرداخت، بیش از بقیه مشاغل، برای مهاجران مقبول می‌افتد.

دستفروشی به خودی خود، شغلی غیرقانونی به حساب می‌آید، اما ویژگی منحصر‌به فردی دارد که شاید علت فراگیر شدن آن نیز همین ویژگی باشد. دستفروشی، تنها شغلی است که سودش، روزانه است. تقریبا درآمد همه مشاغل در ایران، موکول به آخر ماه می‌شود، اما دستفروشی می‌تواند هر روزه، برای دستفروش، درآمدزایی کند.

کلید فهم اینکه چرا دستفروشی، چنین مورد استقبال مهاجران قرار می‌گیرد، به سبک زندگی مهاجران بر‌‌می‌گردد. مهاجران در تهران اکثرا سرپرست‌های خانواری هستند که باید هزینه‌های خانواده‌شان را تامین کنند. بنابراین دستفروشی به دلیل همان ویژگی منحصر‌به‌فردش، در طول یک ماه، هیچ‌وقت دست صاحبان این شغل را از پول خالی نمی‌گذارد و به همین دلیل، آنها همیشه مقداری پول دارند که در صورت بروز مشکلی بتوانند به خانواده خود کمک کنند.
با فراگیر شدن دستفروشی، نظم اقتصادی جامعه به هم می‌خورد و نظم شهری زیر سوال می‌رود، چرا که کالاها به قیمت ارزان‌تر فروخته می‌شوند. از طرفی، محل کار دستفروشان در مکان‌های عمومی است.

بر همین اساس فراگیر شدن این موضوع، فارغ از پیامد‌های فرهنگی‌اش، شهر را از حالت ثبات خارج می‌کند. در این میان اما، مسئولان، هنوز نتوانسته‌اند این بحران را کنترل کنند؛ تنها راهکار مسئولان، برخورد سلبی با دستفروشان بود، برخورد‌هایی که نه‌تنها کارآمدی لازم را نداشت، بلکه خود تبدیل به عاملی شد که نظم شهری را تهدید می‌کرد.

موضوعی که جای خالی آن در مواجهه با چنین مسائلی در جامعه احساس می‌شود، راهکار‌های ایجابی و بدیل‌های اجتماعی هستند؛ راهکار‌هایی که ناهنجاری‌های اجتماعی را هنجارمند می‌کنند و کمک شایانی نیز به نظم شهری می‌کنند. اصولا ناهنجاری‌هایی که در سطح کنش‌های اجتماعی، عرفی می‌شوند، با آگاهی‌های جمعی توسط رسانه، اصلاح نمی‌شوند. دوای اصلاح این ناهنجاری‌های عرفی شده، معرفی «بدیل‌های اجتماعی» است؛ کارکرد بدیل‌های اجتماعی، مختصرا کاهش آسیب‌های آن ناهنجاری‌ها در کوتاه مدت و از بین بردن آنها در بلند مدت است.

با این تفاصیل لازم است مسئولان، به سمت ارائه راهکار‌های ایجابی و معرفی بدیل‌های اجتماعی قدم بردارند تا چنین مشکلاتی، در جامعه روز به روز بیشتر نشوند.