روزنامههای صبح روز پنجشنبه ١٨ شهریور ١٣٩٥، عمدتا به سخنرانی مقامهای ارشد ایران در تقبیح حکومت عربستان سعودی پرداختهاند. ضمن آنکه اغلب روزنامهها یادی کردهاند از فرهنگ شریف، استاد بداهه نوازی تار که دیروز درگذشت.
لبیک مردم عراق به پیام حج رهبر انقلاب
روزنامه کیهان در گزارشی نوشته که مردم عراق با نصب بیلبوردهای تبلیغاتی علیه آل سعود با عنوان «شجره ملعونه»، به بیانات مقام معظم رهبری در باره جنایت آل سعود در کشتار حجاج منا واکنش نشان دادند.
گزارش کیهان که به نقل از خبرگزاری تسنیم حاکیست که بیانات رهبر انقلاب در مورد برائت از مشرکین به ویژه علیه جنایتگری آل سعود بلافاصله پس از ایراد سخنرانی در راس اخبار شبکههای اجتماعی قرار گرفت و یکی از اولین کشورهایی که در واکنش به این سخنان بیلبوردهای تبلیغاتی در خیابانهای خود نصب کرد عراق بود.
این گزارش حاکیست که در همه بیلبوردها سخنان آیتالله خامنهای به تصویر کشیده شده و تاکید شده که جنایات آل سعود با پشتیبانی آمریکا و اسرائیل انجام میشود.
حادثه منا نباید فراموش شود
حسن هانیزاده در روزنامه آرمان نوشته که پیام رهبری به حجاج بیتالله الحرام اگر مورد توجه مسلمانان قرار بگیرد، قطعا یک تغییر اساسی در باره مراسم حج به وجود خواهد آمد. مسالهای که در این پیام قابل توجه بود این است که ایشان از ملتهای اسلامی خواستند، ضمن شناخت واقعی ماهیت رژیم عربستان همواره در فکر باشند که برای اداره حرمین شریفین یک چارهاندیشی صورت بگیرد.
این کارشناس جهان عرب در ادامه مقاله خود نوشته که مساله منا موضوعی نیست که در طول زمان بتوان آن را فراموش کرد، هر چند که رژیم آل سعود تلاش دارد از طریق فرافکنی و جریانسازی از زیر بار مسئولیت منا شانه خالی کند. رئیس جمهور هم در سخنرانی اخیر خود به این مساله اشاره کرد که نمیتوان مساله منا را فراموش کرد و انتقاداتی هم نسبت به حضور برخی چهرههای مشکوک در سفارت عربستان داشت و این مساله موجب شد آل سعود از این وضعیت استفاده کرده و جریانسازیهای تندی علیه ایران انجام دهد.
سقوط به سبک بنی سعود
هادی خسروشاهی در سرمقاله روزنامه شرق نوشته که با آغاز ماه ذیالحجه، فاجعه منا بار دیگر در کانون توجه افکار عمومی ایرانیان قرار گرفته و مواضع عزتمندانه مسئولان عالی کشور، به ویژه رهبری و ریاست جمهوری در این باره در رسانههای منطقه و جهان بازتاب یافته است.
نویسنده این مقاله که رئیس پیشین نمایندگی ایران در مصر هم بوده در ادامه نوشته که در کنار تداوم جنایت در یمن، سوریه و عراق به وسیله داعش و سایر گروههای تکفیری که در مدارس و دانشگاههای وهابیت در مکه و مدینه آموزش فکری دیدهاند و امروز هم از دلارهای نفتی سعودی تغذیه میکنند و رفتارهای خصمانه در قبال جمهوری اسلامی ایران که تا کارشکنی در به نتیجه نرسیدن برجام و پیوند آشکار با صهیونیستها پیش رفت، به خوبی نشان میدهد که نمیتوان انتظار بازگشت روابط دیپلماتیک را به فضای معمول داشت.
تار بدون تکنواز
علی مطلب زاده در روزنامه اعتماد نوشته که فرهنگ شریف درگذشت. این خبر کوتاهی بود که ظهر دیروز پس از تایید آن توسط منصوره رضایی، همسر این نوازنده تار منتشر شد تا جامعه موسیقایی امسال برای دومین بار در سوگ یکی از چهرههای ماندگارش بنشیند؛ چهرهای که در طول ماههای گذشته چند باری بارها به خاطر شرایط نامناسب جسمی در بیمارستان بستری شد.
به نوشته این گزارش اگرچه در دوران معاصر همواره نگرههای گوناگونی پیرامون تک نوازی وجود داشته و مرزبندیهای جدید و قدیم از سوی بعضی کارشناسان مطرح شده است اما فرهنگ شریف در این میان جایگاه متمایزی داشته است. گذشته از این تفاسیر آنچه او را بیش از پیش متمایز میکند، اخلاق و منشی است که در عشق به آموزش از خود به یادگار گذاشت.
آقای مطلبزاده در پایان گزارش خود نوشته که فرهنگ شریف، میراثدار مکتب بزرگانی بود که هنرشان راه به هیچ آرشیوی به جز روح و جان نوازندهای که امروز دیگر در میان ما نیست پیدا نکرده بود. تنها میماند افسوس از فقدانی که متاسفانه ادامه دار است!
شریف نواز تار ایران رفت
ندا سیجانی در ابتدای گزارش خود در روزنامه ایران با این شعر استاد شهریار شروع کرده که؛ ای دل ز دوستان وفادار روزگار / جز ساز من نبود کسی سازگار من / در گوشه غمی که فراموش عالمی است / من غمگسار سازم و او غمگسار من...
گزارشگر روزنامه ایران در ادامه نوشته که آخرین دیدارم با استاد، حوالی یک ماه قبل در بیمارستان عرفان بود. حال خوشایندی نداشت و بدون آنکه کسی از احوالش سراغی بگیرد روزها را میگذراند. لبخند روی لبانش و نگاهش پر مهر؛ حتی بیمهریهای روزگار هم هیچ گاه نتوانست قفل سکوتش را به گله و شکایت باز کند. آن روز از فرهنگی نوشتم که شریف بود و نگران از آن که شاید دیگر نتواند سیمهای تار را به سبک شریف نوازش کند و امروز از سازی میگویم که شیریننوازش را از دست داد و به دیگر همسفران قافله گلها پیوست؛ افسوس که تنها زمانی همدیگر را یاد میکنیم که شاید دیگر خیلی دیر باشد...
پایان فرهنگ شریف
رضا نامجو در روزنامه شهروند نوشته که سریال از دست رفتن قلههای موسیقی ایرانی ادامه دارد. فرهنگ شریف یکی از قلههای تارنوازی ایران، دیروز در سن ٨٥ سالگی از دنیا رفت. در این گزارش آقای نامجو از چند هنرمند موسیقی هم مطالبی منتشر شده از جمله او بعد از اعلام خبر درگذشت استاد شریف، گفتوگویی کرده با اکبر گلپا که بیش از ٥٠ سال سابقه همنشینی با فرهنگ شریف داشت.
گلپا در انتهای این مصاحبه گفته که فرهنگ شریف را به قول اصفهانیهای لای پنبه نگه میداشتیم. فرهنگ روح بزرگی داشت. حالا هم ممکن است عدهای راه بیفتند و از بزرگیاش بگویند. به آنها باید شعری را که من با آواز خواندهام یادآور شد، آنجا که میگویم: دستههای گل نهادن بر مزار من چه سود / در زمان بودنم یک شاخه گل دستم بده. آن موقع که باید شاخ گل را دستش میدادند، ندادند.
حسامالدین سراج، خواننده و نوازنده هم به روزنامه شهروند گفته که در سالهای اخیر همه استادان موسیقی ایران را یک به یک از دست میدهیم. جای بسی تاسف است که در کشور ما اصلا به هنر اصیل و ماندگار توجه نمیشود، آرزو میکنم که خدا مسئولان فرهنگی ما را بیدار کند.
داریوش پیرنیاکان، نوازنده تار و آهنگساز هم گفته که وقتی هفت ساله بودم با صدای ساز استاد شریف به طرف موسیقی رفتم. من با رنگ صبحگاهی که هر روز صبح از رادیو ایران پخش میشد از خواب بیدار میشدم. در آن سالها بعد از پخش شدن این قطعه، مانی، گوینده صاحب نام رادیو میگفت: صبح بخیر هموطن.