شناسهٔ خبر: 15166866 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه ابتکار | لینک خبر

رضا دهک

جای سیلی فقر

صاحب‌خبر - دیدن فقر نیازی به آمار ندارد. حتی لازم نیست برای دیدن فقر به حاشیه شهرها و مناطق محروم سفر کنیم. کافی است در شهر کمی با تامل قدم بزنیم. فقر شاید همسایه ما باشد و حتی در کمین خود ما.
فقر واژه غریبی است. این کلمه سه حرفی به اندازه همه تلخی‌های عالم تلخ است؛ و این تازه در حالی است که فقر می‌تواند پسوندهایی به خود بگیرد: اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، بهداشتی، اخلاقی، آموزشی، روحی و روانی و .... . باید اشاره کرد که تعریف فقر با درک فقر مفهومی جداگانه‌اند. در واقع گاه ممکن است که فقر وجود داشته باشد، اما فقیر نداند که در فقر به سر می‌برد و یا دیگران از فقر او مطلع نباشند. همچنین ممکن است برخی باشند که اصلا ندانند فقر چیست. در واقع این دانستن تعریف فقر نیست که باعث می‌شود انسان‌ها برای رفع آن قدم بردارند، بلکه درک آن‌ها از فقر است که باعث می‌شود به دنبال راه و روشی برای مقابله بگردند.
مدیر کل دفتر مطالعات رفاه اجتماعی وزارت تعاون کار و رفاه اجتماعی روز چهارشنبه، 17 شهریورماه 1395، در حالی آماری از وضعیت فقر در ایران براساس سامانه رفاه ایرانیان اعلام کرد که این آمار تنها پوسته‌ای ظاهری و کلان از مفهوم فقر در اختیار مردم و مسئولان می‌گذارد. با این حال، همین آمار چنان تکان‌دهنده و دردناکند که نمی‌توان از آن گذشت. نکته این جاست که اگر دیدن فقر در قالب عدد، رقم و نمودار می‌تواند این چنین تاسف‌برانگیز باشد، می‌توان فهمید که مواجهه رودررو با فقر و زندگی در فقر چقدر سخت است. روایتی است که می‌گوید «از هر دری فقر وارد شود، ایمان از در دیگر خارج می‌شود». باید گفت که ایمان در هنگام خروج، عقل، منطق، فرهنگ، اعتماد به نفس، کرامت نفس، حیا و اخلاق را هم به دنبال خود می‌کشاند. آن وقت است که فقر باعث هزاران آسیب اجتماعی دیگر می‌شود که می‌تواند بحران‌های بزرگی را برای یک جامعه خلق کنند. افزایش آمار سرقت، تجاوز، خشونت، فحشا و سایر آسیب‌های اجتماعی تنها بخشی از معلول‌های فقر به شمار می‌روند. با این همه چیزی که غالبا مشاهده می‌شود، برخورد با این معلول‌ها به جای رفع علت‌هاست.
انقلاب اسلامی ایران، امسال چهلمین سالگرد خود را جشن می‌گیرد. انقلابی که در آغاز و به تعبیر بنیانگذار آن، انقلاب محرومان و پابرهنگان نام گرفته بود. مواجهه با آمار فاجعه‌بار فقر در سال 1395 می‌تواند نشان دهد که مسئولان نظام بر آمده از این انقلاب که نام جمهوری اسلامی را یدک می‌کشد، در راه تحقق این شعارها، جایی از مسیر، راه را اشتباه رفته‌اند. در واقع در طول سالیان، مبارزه با فقر تنها در حد یک شعار مانده است. فقرا جمعی هستند که انتخابات به انتخابات، در چشم برخی، به برگه‌های رای تبدیل شوند و به امید وعده‌های شیرین، امیدشان را در صندوق‌ها بیندازند. در این میان، فردی هم پیدا می‌شود که با شعار ساده‌زیستی و کاپشن کهنه و نان و پنیر خوردن روی زمین، آماری را بر جای می‌گذارد که فقیرها فقیرتر و طبقه متوسط هم فقیر شوند! این یک سوال جدی از همه مسئولان نظام است که در مبارزه با فقر و در تحقق شعارهای انقلاب محرومان و پابرهنگان چه کرده‌اند که بعد از 40 سال، هنوز فقر این چنین زیر پوست شهر جریان دارد؟
فقر این روزها همچون یک بمب ساعتی است. با توجه به همه فرصت‌هایی که در مبارزه با فقر، در قالب شعار سوخته‌اند، تحمل جامعه در مقابل آن رو به انفجار است. فقر و معلول‌هایش می‌توانند جدی‌ترین بحران آینده ایران باشند و آن وقت است که خشک و تر با هم خواهند سوخت. برای مقابله با فقر امروز هم دیر است.