گفتگو از ريكا حسامي
اشاره:
مدتي است كه بحث كارايي طب سنتي بويژه در درمان برخي از بيماريها چالش بسياري از معتقدان و منتقدان به طب سنتي است. كلينيكهايي توسط افراد سودجو راهاندازي و پس از مدتي پلمب ميشوند! مردم نميدانند كه آيا بايد به درمانگران طب سنتي اعتماد بكنند يا خير؟
چه كساني در اين زمينه قابل اعتمادند؟! آيا روشهاي درماني پيشنهادي در طب سنتي قابل اتكاست؟ حجامت، فصد، بادكش و ماساژ بايد توسط چه كساني تجويز و انجام شوند؟ اينها سوالاتي است كه با دكتر مينا موحد، متخصص طب سنتي و استاديار دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي مطرح كرديم.
وي خطر حضور افراد سودجو و ناآگاه را به حيطه طب سنتي جدي ميداند و ميگويد: ادعاي درمان بيماريهاي صعب العلاج و خطرناك يا معجزه در امر درمان، ادعاي غيرواقعي است!
استاديار دانشكده طب سنتي دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي خاطرنشان ميكند كه يكي از جنبههاي خوب طب سنتي، اصلاح سبك زندگي است.
وي در مورد درمان ديسك كمر از طريق ماساژ يا بادكش هشدار ميدهد و تصريح ميكند كه اين روشها ميتواند باعث پارگيهايي شود و وضعيت بيمار را بدتر كند.
دكتر موحد محدوده درمان بيماريها را در طب سنتي بيماريهاي مزمن ذكر ميكند و ميگويد: اگر كسي عفونت حاد و تب شديد يا خونريزي شديد داشته باشد، طب سنتي نميتواند فيالبداهه براي او كاري انجام دهد... طب سنتي ميتواند در كنار طب رايج براي يك سري از بيماريها مثل: سردرد، افسردگي، اضطراب، دردهاي مزمن عضلاني، اسكلتي و بيماريهاي زنان كمك كننده باشد.
به گفته وي، همه آنچه كه در كتب طب سنتي نوشته شده است، صحيح نيست. اين محقق برجسته طب سنتي، خاطرنشان ميكند كه عوارض داروهاي گياهي گاه بيشتر از داروهاي شيميايي است و خطرناكتر است! و اين تصور عامه كه داروهاي گياهي اگر سودي نداشته باشند ضرري هم ندارند، صحيح نيست!
اين گفتگو فرارويتان قرار دارد.
چرا طب سنتي را انتخاب كرديد و تحصيل در اين رشته را ادامه داديد؟
بعد از اتمام دوره پزشكي به طور تصادفي با طب سنتي آشنا شدم. البته آن زمان به صورت آكادميك نبود و از گوشه و كنار ميشنيدم كه برخي از پزشكان، حجامت و فصد انجام ميدهند. مايل بودم بدانم چه فلسفهاي پشت حجامتها و فصد كردنها وجود دارد كه باعث ميشود پزشكان به سمت آن بروند. با تحقيقاتي كه انجام دادم متوجه شدم كه طب سنتي فراتر از حجامت است و فلسفه متفاوتي با طب رايج دارد. ديدگاه طب سنتي نسبت به بدن انسان با ديدگاه طب رايج تفاوت اساسي دارد. در طب سنتي به انسان به عنوان يك شخصيت الهي بها داده ميشود. به عبارتي، انسان بودن انسان مورد توجه قرار ميگيرد و بعد روحاني و معنوي انسان نيز در اين طب داراي اهميت است. جزئي از خصوصيات فردي انسان، ويژگي شخصيتي و روحاني است كه در طب سنتي به صورت بارز به آن اهميت داده ميشود. من در سال 83 با طب سنتي آشنا شدم و تا سال 86 به طور پراكنده در مورد آن تحقيق كردم تا اينكه سال 86 اين رشته در سطح "پياچدي" دانشجو پذيرفت. همان سال پذيرفته و مشغول به ادامه تحصيل در اين رشته شدم.
چند درصد از طب سنتي، طب اسلامي است؟
اين دو طب در حالي كه به هم آميخته هستند، جدا كردن مفاهيم آنها بستگي به ديدگاه پشت اين قضيه دارد. اين موضوع، ميتواند هم يك فرصت باشد و هم يك خطر! از يك طرف حكماي طب سنتي آن ديدگاه توحيدي خودشان را داشتند مثل سيد اسماعيل جرجاني صاحب كتاب "ذخيره خوارزمشاهي" كه يكي از مطوّلترين منابع طب سنتي است و به زبان فارسي شيوايي نوشته شده است و ايشان در اين كتاب، ديدگاه توحيدي خود را در جاي جاي متون مطرح كرده است. از طرف ديگر، طب سنتي نسبت به بدن انسان، ديدگاه فراتري دارد و به بعد معنوي و روحاني انسان هم توجه مي كند. اين باعث ميشود كه طب سنتي را طب اسلامي بناميم، اما در مورد طبي كه از روايات و احاديث استخراج شده باشد، من نميتوانم نظر بدهم.
آيا طب رايج يا طب كلاسيك به روح انسان توجه ندارد؟!
آنچه كه در طب رايج مترادف با روح قرار ميگيرد، روان انسان است در بخش روانپزشكي به روان انسان توجه ميشود نه به بعد روحاني بدن انسان!
كدام بخش از طب سنتي به بعد روحاني انسان ميپردازد؟
ديدگاه طب سنتي به بدن، متفاوت با طب رايج است. طب رايج، بدن انسان را با ديدگاه سلولي ـ مولكولي مورد ارزيابي قرار ميدهد. البته اين نقطه قوت طب رايج است كه ديدگاه "جزءنگر" ولي ديدگاه طب سنتي به بدن انسان، ديدگاه "كلينگر" است يعني به انسان به عنوان اشرف مخلوقات نظر ميكند. در تشخيصهاي مختلف، بعد شخصيتي بدن را مورد توجه قرار ميدهد كه ويژگيهاي خُلقي است. وجود ويژگيهاي اخلاقي ميتواند نمايانگر غلبه يكي از اخلاط اربعه در بدن انسان باشد. در مورد فردي كه دچار بدبيني شده يكي از دلايل، ميتواند افزايش خلط سودا در بدن او باشد.
يكي از موضوعاتي كه اذهان عمومي را درگير كرده است، تكنيكهاي درماني طب سنتي مثل حجامت، فصد، زالو و بادكش و... است. شما به عنوان يك متخصص آيا اين روشهاي درماني را توصيه ميكند؟
مانند طب رايج كه براي هر نوع از اقدام درماني (اعم از دارو يا اعمال جراحي) انديكاسيونها يا موارد تجويز كاملاً روشن و شفافي وجود دارد. در طب سنتي نيز براي تجويز درمان گياهي يا درمان يداوي (شامل فصد، حجامت، زالو، ماساژ و...) انديكاسيونها يا موارد كاربرد كاملاً مشخصي وجود دارد. اين طور نيست كه به همه افراد توصيه كنيم حجامت را انجام بدهند! يا اينكه توصيه كنيم كه هيچكس حجامت را انجام ندهد! در مورد فصد و زالو نيز كاملا موارد تجويز شناخته شده است. اگر پزشكي تشخيص بدهد كه فرد بايد حجامت كند، بيمار بايد شرايطي را قبل و بعد از آْن كاملاً رعايت كند. ضمن اينكه محل و روش انجام حجامت كاملا استريل و تحت نظم و دستورات مشخصي انجام بشود تا فرد بتواند بهترين نتيجه را بگيرد.
اگر كسي بخواهد طب سنتي را براي درمان خودش انتخاب كند بايد به چه كساني مراجعه كند؟ در حال حاضر معمولا مردم به فروشندگان گياهان دارويي مراجعه ميكنند؟!
با توجه به اينكه طب سنتي آكادميك شده است، مراكز معتبر دانشگاهي مشخص هستند. ما در متون طب سنتي، اطلاعات زيادي در مورد بيماريها داريم خيلي از بيماريهايي كه در طب رايج تعريف شدهاند، معادلشان در طب سنتي هم هست ولي مردم فكر نكنند كه چون طب سنتي با استفاده از داروهاي گياهي به درمان ميپردازد بنابراين هيچگونه خطر و ضرري ندارد! اصلا اين تفكر درست نيست! همانطور كه داروهاي شيميايي منافع و مضراتي دارند، داروهاي گياهي هم به همان منوال هستند. حتي ميتوانيم بگوييم، خطرات داروهاي گياهي ميتواند از داروهاي شيميايي بيشتر هم باشد. زيرا داروهاي شيميايي موارد تجويز مشخصي دارند، عارضههايشان شناخته شده است و خيلي وقت است كه روي آنها تحقيق ميشود. از سوي ديگر، ميزان دوز استفاده درماني آنها مشخص است و حتي در صورت ايجاد مسموميت در فرد، پادزهر شناخته شده دارند.
اين مسئله در مورد داروهاي سنتي به طور كامل شناخته شده نيست. داروهاي گياهي هم در داراي عارضههاي خاص هستند. مردم فكر نكنند كه با مصرف داروهاي گياهي نهايتاً منفعتي نمي برند و ضرر نميكنند، اين طور نيست! ممكن است ضرر مصرف داروهاي گياهي (بدون تجويز پزشك متخصص) بسيار زياد باشد و حتي راهي هم براي درمان آن وجود نداشته باشد!
بعضي از گياهان دارويي متاسفانه داراي بار ميكروبي بالايي هستند و قابل استفاده نيستند. اگر در محلي كه گياهان دارويي تهيه و نگهداري ميشود، استانداردهاي لازم رعايت بشود، ميتواند محل خوبي براي عرضه گياهان دارويي به بيماران باشد البته محلي براي تجويز گياهان دارويي نيست. همانطور كه داروساز در طب رايج فقط نسخه را ميپيچيد در طب سنتي هم همين طور است. پزشك داروي گياهي را تجويز مي كند و داروساز سنتي آن نسخه را ميپيچد.
اگر مردم بخواهند براي درمان از طب سنتي استفاده كنند بايد به كجا مراجعه كنند؟
متخصصين طب سنتي در حال حاضر نه فقط در شهر تهران بلكه در خيلي از شهرهاي ديگر ايران هم مشغول فعاليت هستند. در تهران در چهار دانشگاه علوم پزشكي، ايران، شهيد بهشتي، تهران و شاهد رشته طب سنتي وجود دارد. پزشكاني از اين دانشگاهها فارغ التحصيل شدهاند و پزشكان زيادي در حال تحصيل و دريافت مدرك "پياچدي" هستند. در شهرهاي ديگر هم همين طور است. اسامي پزشكان طب سنتي در سايتهاي "انجمن علمي طب سنتي ايران"، "تندرستان" و "وزارت بهداشت" وجود دارد.
كدام بيماريها در طب سنتي كاملا قابل درمان است؟
نميتوانم ادعا كنم طب سنتي قادر به درمان كامل بيماريهاست! در حال حاضر ما بيشتر مشغول تحقيق هستيم. حتي درمانهاي ما پژوهش محور است. ما كاملا بر اساس اصول تحقيقاتي و اخلاق پزشكي، موارد قابل اعتماد طب سنتي در درمان را مورد استفاده قرار ميدهيم. قرار است طب سنتي احيا بشود. همه آنچه در كتب طب سنتي نوشته شده الزاماً صحيح نيست. اين وظيفه ماست كه سره از ناسره طب سنتي را از هم تفكيك كنيم. آنها را به بوته آزمايش ببريم و چنانچه معتبر بود، نتايج آن را تقديم كنيم تا همه از آن استفاده كنند. اينكه هر چيزي كه در متون طب سنتي وجود داشته باشد قابل استفاده باشد، چنين چيزي نيست! ولي در يك ديد كلي بايد بگويم: برد درماني طب سنتي بيشتر محدوده بيماريهاي مزمن است، نه بيماريهاي حاد! به طور مثال، اگر كسي عفونت حاد و تب شديد يا خونريزي شديد داشته باشد، طب سنتي فيالبداهه نميتواند براي اين دو كاري انجام بدهد. بيشترين برد درماني طب سنتي در حيطه سبك زندگي است. يك سري اصول شش گانه در طب سنتي وجود دارد كه به آن "بسته ضروريه" گفته ميشود. در آن حيطه، طب سنتي ميتواند برد زيادي داشته باشد. در كنار اقداماتي كه در طب رايج صورت ميگيرد، طب سنتي با توصيه به اين موارد باعث شود كه سرعت بهبود بيماران افزايش پيدا كند يا آن كه ريسك عود بيماريهايشان كمتر بشود. طب سنتي ميتواند در كنار طب رايج براي يكسري از بيماريها مثل: سردرد، افسردگي، اضطراب، دردهاي مزمن عضلاني ـ اسكلتي، بيماريهاي زنان
به طور مكمل كمك كننده باشد. البته طب سنتي در بعضي از حيطهها، بيشتر كار كرده است. در حال حاضر در زمينه نازايي، اقدامات تحقيقاتي خوبي را انجام دادهايم. در زمينه سردرد چند كار تحقيقاتي صورت گرفته است و در مورد بيماري هاي پوستي و مفاصل و گوارشي در مواردي كه مزمن شدهاند طب سنتي خوب كار كرده و حرفهايي براي گفتن دارد ولي ادعا نميكنيم كه ما در درمان معجزه مي كنيم. ادعا نمي كنيم هر آنچه كه طب رايج نتوانسته درمان كند، طب سنتي قادر به درمان آن است. نه! چنين ادعايي نداريم.
شنيده ميشود كه بعضي از بيماريها مثل بيرون زدگي ديسك كمر توسط بعضي از افراد كه شايد متخصص هم نيستند از طريق يكسري ماساژها درمان ميشود، شما چقدر با اين روشها موافق هستيد؟
فتق مهرههاي كمر از ديدگاه طب رايج مورد اورژانسي است و معمولا بيماري كه با علايم درد شديد، افتادگي مچ پا، بيحس شدن و اختلالات ادراري مراجعه داشته باشند و مشخص بشود كه فتقي در ناحيه كمر دارد از نظر طب رايج اورژانسي است و بايد حتما مورد جراحي قرار بگيرد تا دچار عوارض بدتر بعدي نشود! اگر فردي با اين مشخصات بخواهد از درمان طب سنتي استفاده كند تنها ميتواند از درمانهاي خوراكي در تسكين درد به صورت مزمن (نه حاد) استفاده كند. به هيچ وجه در اين موارد ماساژ يا بادكش توصيه نميشود! زيرا اين روشها ميتواند باعث پارگيهايي بشود و اوضاع را بدتر كند. به هيچ وجه در اين موارد توصيه نميكنيم از طب سنتي در وهله اول استفاده بشود. اما در مورد دردهاي مزمن كمري با علتي به جز فتق، (مثل اسپاسم) طب سنتي ميتواند كمك كننده باشد. معمولا در اين موارد اصلاح مزاج مدنظر قرار ميگيرد. ممكن است داروهاي موضعي و حتي در مواردي ماساژ و بادكش هم تجويز بشود.
ارزيابي شما از وضعيت تحقيقات در زمينه طب سنتي چيست؟
با توجه به اينكه رشته ما در مقطع "پياچدي" مصوب شده است بنابراين كليه دانشجويان اين مقطع دو سال دوره آموزشي و دو سال دوره پژوهشي دارند. در اين مدت فرصت دارند روي موضوع مورد علاقه خود پژوهش كنند. با توجه به اينكه از سال 86 طب سنتي آكادميك شده و هر سال داوطلبيني وارد اين رشته شدهاند.
حداقل بالاي 100 پاياننامه به صورت كار تحقيقاتي و كلينيكال تريال انجام دادهايم كه نتايج آن، به صورت مقاله چاپ شده و در دسترس است. در حال حاضر در دانشگاه شهيد بهشتي در 6 لاين در حال تحقيق هستيم. لاينهاي زنان، گوارش، مفاصل، بيماريهاي كليوي، اعصاب و روان و سرطان داريم. ساير دانشگاهها ممكن است فراتر از اينها مشغول كار كردن باشند.
آينده طب سنتي را چطور ميبينيد؟
طب سنتي هم يك فرصت است و هم يك تهديد! طب سنتي ايراني تواناييهاي خوبي دارد كه لازمه آن تحقيقات بيشتر است. يكي از جنبههاي خوب طب سنتي، اصلاح سبك زندگي است. در اين زمينه، طب سنتي حرفهاي زيادي براي گفتن دارد. در اصلاح "سبك زندگي" هيچگونه مداخله دارويي وجود ندارد. در بعد درماني هم كه عرض كردم كارهاي تحقيقاتي در حال انجام است، ولي بحث سوءاستفاده افراد غيرمتخصص در زمينه طب سنتي مطرح است. طب سنتي از دوران قديم بر جاي مانده است.
ديدگاه طب سنتي ميتواند دريچههاي جديدي را براي طب رايج باز كند و ميتواند در طب رايج به ارائه خدمات بپردازد ولي ورود افراد سودجو و ناآگاه و غيروارد به اين حيطه ميتواند آن را از مسير تحقيقات علمي خارج كند و مبالغهها و افراطها ميتواند بسيار خطرناك باشد.
ادعاي درمان بيماريهاي صعب العلاج و خطرناك يا معجزه در درمان ادعاي غيرواقعي است كه براي اثبات آن بايد از روشهاي تحقيقاتي استفاده بشود و نتايج به صورت علمي و قابل قبول ارائه گردد. اينكه بدون تحقيق و صرفاً به دليل مطالعه كتب بخواهيم حرفي بزنيم صحيح نيست.
اگر از ورود افراد سودجود و ناآگاه به اين حيطه جلوگيري بشود، به نظر ميرسد كه طب سنتي بتواند تا چند سال آينده، جايگاه خيلي خوبي را پيدا كند. اصلا اين طور نيست كه طب سنتي بخواهد جايگزين طب رايج بشود! طب رايج توانمنديهاي خاص خود را دارد و طب سنتي نيز همچنين! اينها ميتوانند در كنار هم به بيماران خدمترساني بيشتري را داشته باشند.
متشكرم.
∎