به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، مدتها بود که به دنبال خرید تبلت بودم، اما تردید از مراجعه به مرکز خرید و باخت کالای ایرانی در برابر کالای خارجی باعث شده بود تا از خرید منصرف شوم. در یکی از همین روزهای شهریور از مسیری رد شدم که بسیاری از مغازههای فروش موبایل و تبلت در آن خودنمایی میکرد. با همان ترس از خرید ـ تقابل و بازنده شدن ـ داخل یکی از مغازهها شدم البته این بار نه در قالب خریدار بلکه برای تهیه گزارش.
تردید در خرید کالای ایرانی
شاید تهیه گزارش باعث شده بود، جسورتر باشم و در برابر تمامی پاسخهای فروشندگان که از کالای ایرانی بد میگفتند، پاسخی داشته باشم. از همان اولین مغازه میشد نتیجه این پرس و جو را فهمید اما بعد از گذر از یکی دو مغازه مصرتر بودم برای ادامه تا به دغدغه تمام آنهایی که به ندای رهبری در حمایت از تولید داخلی و کالای ایرانی لبیک گفتهاند، پرداخته باشم.
به هرحال بعد از گذر از یکی دو مغازه وارد شده و سؤالات خود را از فروشندگان پرسیدم. از توصیه نکردن به خرید کالای ایرانی گرفته تا شعار دانستن حمایت از تولید ملی، پاسخهایی بود که دریافت کردم. برای آشنایی بیشتر با آنچه این روزها در بازار میگذرد، با ما همراه باشید:
وقتی در اولین مغازه سراغ تبلت ایرانی را گرفتم، فروشنده از نبود کالای مناسب در این حوزه گفت و مرا به خرید کالای مرغوب خارجی تشویق کرد. در مغازه دوم و سوم وضعیت بدتر بود، فروشنده حتی از اسامی شرکتها و مارکهای ایرانی بیخبر بود و از من پرسید «جنس ایرانی یعنی چه مارکی؟!» در پاسخ من که فروشنده شمایید و شما باید خریدار را راهنمایی کنید، عنوان کرد: «اصلا برای مغازه از جنس ایرانی استفاده نمیکنیم، درخواست نداریم و ما هم سفارش خرید نمیدهیم».
حمایت از تولید ملی فقط یک شعار هست!
در مغازه بعدی وقتی سراغ جنس ایرانی را گرفتم، فروشنده خندهای کرد و گفت: «بهخاطر اینکه گفتند جنس ایرانی بخرید، قصد خرید تولید داخل را دارید؟» قبل از اینکه پاسخی دهم، ادامه داد: «حمایت از تولید ملی فقط یک شعار هست. توجه نکنید؛ به دنبال خرید یک کالای با کیفیت باشید تا ضرر نکنید».
با این پاسخها سؤالات ذهنم بیشتر و بیشتر میشد، ضرر؟ آیا ضرر بالاتر از اینکه ایران و وضعیت اقتصادی ایرانیان را نادیده بگیری و با خرید کالای تولید کشورهای دیگر به اقتصاد آنهایی کمک کنی که معلوم نیست سالها بعد اگر دست یاری برای تو و کشورت بلند نکردند، علیه همین آب و خاک اقدامی نکنند. اصلا حرف آنها قبول، ضرر میکنیم ولی گویی برخی از این فروشندگان ایرانی نیستند که اینگونه با بغض و کینه در برابر تولیدات هموطنان خود واکنش نشان میدهند.
تردید اول بیشتر به سراغم آمد اما دیگر خود را فراموش کرده بودم و پاسخهایی که میشنیدم، مرا برای ادامه گزارش بیشتر ترغیب میکرد؛ در مغازه بعدی نیز فروشنده اطلاعی از کالای ایرانی نداشت. در برخی مغازهها نیز واکنشها به گونهای بود که گویا جنس غیرمجاز از آنها میخواستی.
در یکی از مغازهها فروشنده سعی کرد مرا مجاب کند که جنس ایرانی خوب نیست، او می گفت: «برای من فرقی نمیکند ایرانی بخری یا خارجی؛ اتفاقا به نفع من است که این جنس ایرانی که ماههاست در مغازه خاک میخورد را به فروش برسانم اما این فروش ارزش لعنتهای بعد را ندارد!». به او گفتم مگر کیفیت جنس ایرانی در مقایسه با اینهایی که در ویترین وجود دارد، چگونه است، پاسخم را اینگونه داد: «وقتی این جنس به فروش برسد و پس از یک ماه مرجوع شود، آنجاست که مشکل تازه شروع میشود».
نبود خدمات مطمئن پس از فروش برای کالاهای ایرانی
با این پاسخ، یکی از علتهای تردید من پیدا شد: «نبود خدمات مطمئن پس از فروش برای کالاهای ایرانی». مطلبی که در مغازههای بعدی نیز فروشندگان به وفور به آن اشاره کردند. گویا خدمات پس از فروش کالای داخلی ضعیف است به گونهای که گاهی قطعات گوشی و تبلت پیدا نمیشود و یا اگر هم موجود باشد، باید تمام شهر را دور بزنی تا قطعات را پیدا کنی.
با مراجعه به مغازههای بعدی نیز اتفاق جدیدی نیفتاد و همه فروشندگان، حرفهای همکاران قبلی خود را تأیید میکردند؛ نبود کیفیت در کالای ایرانی آن هم در گوشی و تبلت مطلبی بود که تمامی فروشندگان به آن تأکید میکردند. وقتی توضیح بیشتری را خواستم، یکی از فروشندگان پاسخ داد: «ایران در بازار گوشی و تبلت توان رقابت با سایر کشورها را ندارد چون چیزی برای عرضه ندارد».
در مغازه بعدی فروشنده نیز کالای ایرانی نداشت، البته کالای مورد نیاز من را وجود یک عدد از آن محصول، آن هم در آخرین طبقات خود در بالاترین نقطه دسترسی عنوان کرد و در نهایت هم من کالا را از نزدیک ندیدم. او که گویا خود معتقد به خرید کالای ایرانی بود، اینگونه پاسخ داد: «شما حق دارید که به دنبال کالای داخلی هستید ولی واقعا جنس ایرانی کار شما را راه نمیاندازد و بعد از یک ماه کالا را به خود من مرجوع میکنید؛ اما شما هم مثل خواهر من؛ من حتی به خواهر خودم این جنس را توصیه نمیکنم چون کیفیت ندارد؛ بیبنید من هم مثل شما معتقد به خرید کالای ایرانی هستم و همین پیراهنم، ایرانی است. در کفش و برخی دیگر از کالاها، ایران حرفی برای گفتن دارد اما در حوزه گوشی و تبلت اصلا قابل مقایسه نیست».
جنس ایرانی یک بار مصرف است؟!
رفتن به مغازههای دیگر نیز بیفایده بود زیرا پاسخها را از قبل میدانستم؛ البته یکی دو مغازه نیز وقتی تبلت ایرانی خواستم، گفتند: این کار بسیار عالی است، کیفیتش هم خیلی خوب است؛ وقتی توضیح بیشتری خواستم، عنوان کردند به اندازه پولی که میدهی برایت کار میکند؛ در آخرین مغازه یکی از فروشندگان، وقتی همکارش از مارک ایرانی اطلاعی نداشت، پاسخم را اینگونه داد: «اصلا جنس ایرانی نخرید، برای چشمهای کودکان و نوجوانان مضر است و بعد از یک ماه شما دیگر نمیتوانید از این محصول استفاده کنید زیرا اصلا جنس ایرانی یک بار مصرف است.»
از این گشت یک ساعت و نیمه در بازار نتایج زیر حاصل شد: «شرکتهای شرق آسیا، گوی رقابت را ربوده بودند و نبض بازار در دست آنها بود»، «کیفیت کالای ایرانی در گوشی و تبلت اصلا قابل مقایسه با شرکتهای خارجی نیست»، «خدمات پس از فروش کالاهای ایرانی ضعیف است»، «کالای داخلی در این حوزه از کیفیت برخوردار نیستند»، «تولیدات ایرانی در حوزه تبلت و گوشی یک بار مصرف است» و ...
حال سؤال اینجاست که واقعا کالای ایرانی کیفیت ندارد؟ و اگر این مطلب درست باشد، چه سازوکارهایی لازم است تا این مشکلات رفع شود؛ طبق گفته برخی از فروشندگان، ایران اصلا قابلیت ارائه کالای خوب در این عرصه را ندارد، با این صحبتها، وجود شرکتهای ایرانی که در این حوزه به ارائه تولیدات میپردازند، چگونه معنا میشود؟ اگر کیفیت تا این حد که فروشندگان عنوان کردند، پایین است، چرا اقدامی اساسی برای این حوزه صورت نمیگیرد. آیا فقط مشکل با خرید این کالاها حل میشود یا باید فکری اساسی برای این مشکل کرد؟
مشکل کجاست؟
واقعا مشکل کجاست؟ نشناختن کالای ایرانی و یا کیفیت نداشتن؟ به هر حال یک ایرانی حق دارد از کالایی استفاده کند که تولید شده در کشور خودش باشد اما واقعیت با آنچه این روزها در بازار میگذرد، متفاوت است و میتوان گفت وجود کالای ایرانی در بازار و بین فروشندگان بیشتر به سراب شباهت دارد تا واقعیت.
و اما در آخر...
در یکی شبکههای مجازی گفتوگویی را میخواندم که شاید نیاز به تأمل داشته باشد؛ مطلب این بود: «هیچ توجیهی نداره پولی که به زحمت به دست میاد، صرف خرید کالای ایرانی که کیفیتی هم نداره بشه»؛ فردی پاسخ داد: «زمان جنگ هم اونایی که جونشون رو فدا کردن، میتونستن نرن و بگن ما چرا جون بدیم و یه عده در سایه امنیت خون ما، برن کیف و حال؟؟ پس برای اونا فدا کردن جونشون چه توجیهی داشته...».
در گزارشهای بعد بیشتر به این موضوع، لزوم استفاده از تولیدات و کالاهای داخلی، مشکلات فروشندگان، مردم و تولیدکنندگان و ... خواهیم پرداخت.
معصومه اماموردی
∎
تردید در خرید کالای ایرانی
شاید تهیه گزارش باعث شده بود، جسورتر باشم و در برابر تمامی پاسخهای فروشندگان که از کالای ایرانی بد میگفتند، پاسخی داشته باشم. از همان اولین مغازه میشد نتیجه این پرس و جو را فهمید اما بعد از گذر از یکی دو مغازه مصرتر بودم برای ادامه تا به دغدغه تمام آنهایی که به ندای رهبری در حمایت از تولید داخلی و کالای ایرانی لبیک گفتهاند، پرداخته باشم.
به هرحال بعد از گذر از یکی دو مغازه وارد شده و سؤالات خود را از فروشندگان پرسیدم. از توصیه نکردن به خرید کالای ایرانی گرفته تا شعار دانستن حمایت از تولید ملی، پاسخهایی بود که دریافت کردم. برای آشنایی بیشتر با آنچه این روزها در بازار میگذرد، با ما همراه باشید:
وقتی در اولین مغازه سراغ تبلت ایرانی را گرفتم، فروشنده از نبود کالای مناسب در این حوزه گفت و مرا به خرید کالای مرغوب خارجی تشویق کرد. در مغازه دوم و سوم وضعیت بدتر بود، فروشنده حتی از اسامی شرکتها و مارکهای ایرانی بیخبر بود و از من پرسید «جنس ایرانی یعنی چه مارکی؟!» در پاسخ من که فروشنده شمایید و شما باید خریدار را راهنمایی کنید، عنوان کرد: «اصلا برای مغازه از جنس ایرانی استفاده نمیکنیم، درخواست نداریم و ما هم سفارش خرید نمیدهیم».
حمایت از تولید ملی فقط یک شعار هست!
در مغازه بعدی وقتی سراغ جنس ایرانی را گرفتم، فروشنده خندهای کرد و گفت: «بهخاطر اینکه گفتند جنس ایرانی بخرید، قصد خرید تولید داخل را دارید؟» قبل از اینکه پاسخی دهم، ادامه داد: «حمایت از تولید ملی فقط یک شعار هست. توجه نکنید؛ به دنبال خرید یک کالای با کیفیت باشید تا ضرر نکنید».
با این پاسخها سؤالات ذهنم بیشتر و بیشتر میشد، ضرر؟ آیا ضرر بالاتر از اینکه ایران و وضعیت اقتصادی ایرانیان را نادیده بگیری و با خرید کالای تولید کشورهای دیگر به اقتصاد آنهایی کمک کنی که معلوم نیست سالها بعد اگر دست یاری برای تو و کشورت بلند نکردند، علیه همین آب و خاک اقدامی نکنند. اصلا حرف آنها قبول، ضرر میکنیم ولی گویی برخی از این فروشندگان ایرانی نیستند که اینگونه با بغض و کینه در برابر تولیدات هموطنان خود واکنش نشان میدهند.
تردید اول بیشتر به سراغم آمد اما دیگر خود را فراموش کرده بودم و پاسخهایی که میشنیدم، مرا برای ادامه گزارش بیشتر ترغیب میکرد؛ در مغازه بعدی نیز فروشنده اطلاعی از کالای ایرانی نداشت. در برخی مغازهها نیز واکنشها به گونهای بود که گویا جنس غیرمجاز از آنها میخواستی.
در یکی از مغازهها فروشنده سعی کرد مرا مجاب کند که جنس ایرانی خوب نیست، او می گفت: «برای من فرقی نمیکند ایرانی بخری یا خارجی؛ اتفاقا به نفع من است که این جنس ایرانی که ماههاست در مغازه خاک میخورد را به فروش برسانم اما این فروش ارزش لعنتهای بعد را ندارد!». به او گفتم مگر کیفیت جنس ایرانی در مقایسه با اینهایی که در ویترین وجود دارد، چگونه است، پاسخم را اینگونه داد: «وقتی این جنس به فروش برسد و پس از یک ماه مرجوع شود، آنجاست که مشکل تازه شروع میشود».
نبود خدمات مطمئن پس از فروش برای کالاهای ایرانی
با این پاسخ، یکی از علتهای تردید من پیدا شد: «نبود خدمات مطمئن پس از فروش برای کالاهای ایرانی». مطلبی که در مغازههای بعدی نیز فروشندگان به وفور به آن اشاره کردند. گویا خدمات پس از فروش کالای داخلی ضعیف است به گونهای که گاهی قطعات گوشی و تبلت پیدا نمیشود و یا اگر هم موجود باشد، باید تمام شهر را دور بزنی تا قطعات را پیدا کنی.
با مراجعه به مغازههای بعدی نیز اتفاق جدیدی نیفتاد و همه فروشندگان، حرفهای همکاران قبلی خود را تأیید میکردند؛ نبود کیفیت در کالای ایرانی آن هم در گوشی و تبلت مطلبی بود که تمامی فروشندگان به آن تأکید میکردند. وقتی توضیح بیشتری را خواستم، یکی از فروشندگان پاسخ داد: «ایران در بازار گوشی و تبلت توان رقابت با سایر کشورها را ندارد چون چیزی برای عرضه ندارد».
در مغازه بعدی فروشنده نیز کالای ایرانی نداشت، البته کالای مورد نیاز من را وجود یک عدد از آن محصول، آن هم در آخرین طبقات خود در بالاترین نقطه دسترسی عنوان کرد و در نهایت هم من کالا را از نزدیک ندیدم. او که گویا خود معتقد به خرید کالای ایرانی بود، اینگونه پاسخ داد: «شما حق دارید که به دنبال کالای داخلی هستید ولی واقعا جنس ایرانی کار شما را راه نمیاندازد و بعد از یک ماه کالا را به خود من مرجوع میکنید؛ اما شما هم مثل خواهر من؛ من حتی به خواهر خودم این جنس را توصیه نمیکنم چون کیفیت ندارد؛ بیبنید من هم مثل شما معتقد به خرید کالای ایرانی هستم و همین پیراهنم، ایرانی است. در کفش و برخی دیگر از کالاها، ایران حرفی برای گفتن دارد اما در حوزه گوشی و تبلت اصلا قابل مقایسه نیست».
جنس ایرانی یک بار مصرف است؟!
رفتن به مغازههای دیگر نیز بیفایده بود زیرا پاسخها را از قبل میدانستم؛ البته یکی دو مغازه نیز وقتی تبلت ایرانی خواستم، گفتند: این کار بسیار عالی است، کیفیتش هم خیلی خوب است؛ وقتی توضیح بیشتری خواستم، عنوان کردند به اندازه پولی که میدهی برایت کار میکند؛ در آخرین مغازه یکی از فروشندگان، وقتی همکارش از مارک ایرانی اطلاعی نداشت، پاسخم را اینگونه داد: «اصلا جنس ایرانی نخرید، برای چشمهای کودکان و نوجوانان مضر است و بعد از یک ماه شما دیگر نمیتوانید از این محصول استفاده کنید زیرا اصلا جنس ایرانی یک بار مصرف است.»
از این گشت یک ساعت و نیمه در بازار نتایج زیر حاصل شد: «شرکتهای شرق آسیا، گوی رقابت را ربوده بودند و نبض بازار در دست آنها بود»، «کیفیت کالای ایرانی در گوشی و تبلت اصلا قابل مقایسه با شرکتهای خارجی نیست»، «خدمات پس از فروش کالاهای ایرانی ضعیف است»، «کالای داخلی در این حوزه از کیفیت برخوردار نیستند»، «تولیدات ایرانی در حوزه تبلت و گوشی یک بار مصرف است» و ...
حال سؤال اینجاست که واقعا کالای ایرانی کیفیت ندارد؟ و اگر این مطلب درست باشد، چه سازوکارهایی لازم است تا این مشکلات رفع شود؛ طبق گفته برخی از فروشندگان، ایران اصلا قابلیت ارائه کالای خوب در این عرصه را ندارد، با این صحبتها، وجود شرکتهای ایرانی که در این حوزه به ارائه تولیدات میپردازند، چگونه معنا میشود؟ اگر کیفیت تا این حد که فروشندگان عنوان کردند، پایین است، چرا اقدامی اساسی برای این حوزه صورت نمیگیرد. آیا فقط مشکل با خرید این کالاها حل میشود یا باید فکری اساسی برای این مشکل کرد؟
مشکل کجاست؟
واقعا مشکل کجاست؟ نشناختن کالای ایرانی و یا کیفیت نداشتن؟ به هر حال یک ایرانی حق دارد از کالایی استفاده کند که تولید شده در کشور خودش باشد اما واقعیت با آنچه این روزها در بازار میگذرد، متفاوت است و میتوان گفت وجود کالای ایرانی در بازار و بین فروشندگان بیشتر به سراب شباهت دارد تا واقعیت.
و اما در آخر...
در یکی شبکههای مجازی گفتوگویی را میخواندم که شاید نیاز به تأمل داشته باشد؛ مطلب این بود: «هیچ توجیهی نداره پولی که به زحمت به دست میاد، صرف خرید کالای ایرانی که کیفیتی هم نداره بشه»؛ فردی پاسخ داد: «زمان جنگ هم اونایی که جونشون رو فدا کردن، میتونستن نرن و بگن ما چرا جون بدیم و یه عده در سایه امنیت خون ما، برن کیف و حال؟؟ پس برای اونا فدا کردن جونشون چه توجیهی داشته...».
در گزارشهای بعد بیشتر به این موضوع، لزوم استفاده از تولیدات و کالاهای داخلی، مشکلات فروشندگان، مردم و تولیدکنندگان و ... خواهیم پرداخت.
معصومه اماموردی