«تالار فرهاد» عنوان تازهترین اثری است که از عباس پژمان، نویسنده و مترجم منتشر شده است. داستان این کتاب بر محور عشق بوده و روایتی جذاب و خواندنی را به مخاطب عرضه میکند. نحوه روایت پژمان در تالار فرهاد خواننده را مشتاق میکند تا کتاب را به پایان برساند و این مساله مهمی است.
روایتهایی عاشقانه که معشوق مبهم و نامشخصی دارند. معشوقهایی که فارغ از خودشان از تکرار عشق میگویند و شاید بتوان گفت که پژمان در این رمان بیشتر از عشق میگوید و خواننده را در فضای عشق قرار میدهد.
زمان در رمان تالار فرهاد معنا ندارد و نویسنده زمانهای متعدد را در رمانش بهکار برده و خواننده را در این زمانها جابهجا و روایت خود را به خواننده اراده میکند. از این منظر میتوان این رمان را یک جریان سیال ذهن خواند.
در یک نگاه دیگر میتوان این رمان را یک رمان فلسفی یا حتی روانشناسانه قلمداد کرد. نویسنده نظریات مختلفی را برای خواننده از زبان شخصیت اصلی طرح میکند که بسیاری از آنها ریشه در اندیشههای متفکران غربی دارد و حتی نوع نگاه راوی به عشق نیز ناشی از همین جهانبینی است و همین سبب میشود تالار فرهاد یک رمان فلسفی بهشمار بیاید.