برخی از ویژگی های اخلاقی امام محمد باقر(ع)
صاحبخبر - پیشوای پنجم شیعیان، روز جمعه اول ما رجب، سال 57 هجری در مدینه دیده به جهان گشود. دهها سال پیش از تولد وی، نیای بزرگوارش پیامبر اکرم(ص) نام خود «محمد» را برای وی برگزیده و او را به لقب «باقر» ملقب فرمود. امام باقر(ع)، در میان خاندان پیامبر(ص) نخستین کسی بود که هم پدر و هم مادر وی فاطمی و علوی بودند؛ زیرا پدر او امام زین العابدین(ع) فرزند امام حسین(ع)ومادرش فاطمه (مکنی به امعبداللّه) دختر امام حسن مجتبی(ع) بود که از زنان با فضیلت و دانشمند بنی هاشم به حساب میآمد و امام صادق(ع)او را «صدیقه» لقب داده بود و می فرمود: در خاندان حضرت مجتبی(ع)هیچ زنی به پایهی فضیلت او نمی رسید. * ویژگیهای اخلاقی امام محمد باقر(ع) از نظر رفتار و ویژگیهای اخلاقی – همانگونه که در کلام جابر آمده بود – آئینه تمام نمای رسول گرامی اسلام(ص) بود. اینک به شمه ای از شیوه زندگی و ویژگیهای اخلاقی آن بزرگوار اشاره می کنیم. *نیایش و ارتباط با خدا امام باقر(ع)در عبادت و یاد خدا همچون پدرش امام سجاد(ع)بود. امام صادق(ع) در این مورد میفرماید: پدرم همواره به یاد خدا بود، در حال راه رفتن، غذا خوردن، و حتی هنگام سخن گفتن با مردم ذکر خدا می گفت. (بدون اینکه لبهایش به هم بخورد) می دیدم که زبانش به ذکر «لا اللّه الا اللّه» در حرکت است. ما را جمع میکرد و دستور می داد (پس از نماز صبح) تا هنگام طلوع خورشید به ذکر خدا بپردازیم؛ هر کدام از ما که میتوانست قرآن بخواند او را به خواندن قرآن دستور میداد و بقیه را به ذکر خدا وا میداشت. هنگامی که چشمش به کعبه میافتاد رنگ چهره اش دگرگون می گشت و اشکش جاری می شد. خادم امام باقر(ع) نقل می کند: با امام(ع) عازم حج شدیم. هنگامی که امام(ع)داخل مسجدالحرام شد نگاهی به خانه ی خدا کرد و گریست چندانکه صدایش به گریه بلند شد. سپس به طواف پرداخت و نزد مقام به نماز ایستاد. (در سجده به اندازه ای گریسته بود که) چون سر از سجده برداشت جای سجدهاش تر شده بود. *جود و بخشش امام باقر(ع)با داشتن عائله ی سنگین، و برخورداری از زندگی ساده و متوسط در بذل و بخشش از همگان پیشتازتر بود. امام صادق(ع)می فرماید:ثروت پدرم از تمام خاندانش کمتر و مخارجش از همه افزونتر بود؛ با این حال هر جمعه یک دینار صدقه می داد. حسن بن کثیر می گوید: از نیازمندی خود و بی توجهی دوستانم، به امام باقر(ع)شکوه نمودم. امام(ع)فرمود: «بد برادری است آنکه در زمان بینیازی ات تو را مراعات کند ولی در هنگامه ی فقر و تهیدستی با تو قطع رابطه نماید». سپس به غلام خود دستور داد کیسهای که حاوی هفتصد درهم بود آورد و به ابن کثیر داد و فرمود: این مبلغ را مصرف کن و هنگامی که به پایان رسید مرا در جریان بگذار. عمرو بن دینار و عبداللّه بن عبید نقل کرده اند: هرگاه با امام باقر(ع)ملاقات میکردیم به ما لباس و هزینه زندگی می داد و می فرمود: اینها را پیش از این برایتان آماده کردهایم. روش امام باقر(ع) این بود که هرگاه برادرانش به منزل وی می رفتند، تا به آنان طعام و لباس نیکو و مبلغی پول نمی داد، نمی گذاشت خانه اش را ترک کنند. *بردباری مردی نصرانی خطاب به امام باقر(ع) گفت: تو بقر هستی. امام(ع)با ملایمت و خونسردی فرمود: من باقر هستم. مرد (که همچنان بر اسائه ی ادب مصر بود) گفت: تو پسر زنی آشپز هستی. امام(ع) بار دیگر با ملایمت و نرمی به وی فرمود: آشپزی حرفه ی او بود (و این ننگ نیست). نصرانی همچنان به گفتار ناهنجار خود ادامه داد و مادر امام(ع) را به نسبتی ناروا متهم ساخت. امام(ع) با ملاطفت به وی فرمود: اگر راست می گوئی، خدا او را بیامرزد و گر نه خدا تو را بیامرزد. مرد نصرانی از دیدن این برخورد امام(ع)به اشتباه خود پی برد و اسلام آورد. *صبر و شکیبائی گروهی نزد امام باقر(ع)رفتند. در همان هنگام یکی از فرزندان آن حضرت مریض بود و آثار حزن و اندوه در سیمای مبارک امام(ع) نمودار بود ولی چیزی نمی گفت. مهمانان از دیدن این حالت، با یکدیگر به گفتگو پرداختند و از نگرانی شدید امام(ع)دربارهی فرزندش، سخن گفتند. مدتی نگذشت که کودک فوت کرد و صدای گریه از درون خانه بلند شد. در این هنگام امام(ع)با چهره ای گشاده از اتاق بیرون آمد. هنگامی که آنان از علت پدید آمدن آن حالت غیر منتظره از امام(ع)پرسیدند، فرمود: «ما دوست داریم نسبت به کسی که مورد علاقه ی ماست در عافیت و سلامت باشیم ولی چون فرمان خدا رسد آنچه او دوست می دارد تسلیم هستیم.» برگرفته از کتاب تاریخ اسلام در عصر امامت امام سجاد(ع) و امام باقر(ع)∎