شناسهٔ خبر: 15125018 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: آرمان امروز | لینک خبر

نقش‌هایی با دیالوگ‌های یک‌جمله‌ای!

منوچهر والی‌زاده*

صاحب‌خبر -

کلاس دهم یا یازدهم بودم که انجمنی به نام«خانه جوانان» تاسیس شد.در آنجا آقایی به نام گلسرخی حضور داشت که پیانیست و موسیقی دان بود و در واقع ایشان خانه جوانان را پایه گذاری کرده بودند.در آن مرکز تئاتر آماتور را شروع کردیم.در بخش تئاتر آقایی به نام پرویز غنیمی فر حضور داشت که کارمند شرکت نفت بود و به بازیگری علاقه داشت و جوانان را آنجا دور هم جمع می‌کرد و ما تمرین بازیگری و نمایشنامه خوانی انجام می‌دادیم.همان نمایش‌ها را در مدارس به روی صحنه می‌بردیم.به دلیل اینکه در محله لاله‌زار زندگی می‌کردیم امکان حضور در نمایش‌های دیگر را هم پیدا کردیم.لاله زار در سال‌های اواسط دهه ۳۰ بزرگ‌تر شده بود و در واقع یک تهران بود و یک لاله زار که در آنجا فضای انجام نمایش‌های حرفه‌ای‌تر وجود داشت.امروز اگر کسی وارد خیابان لاله زار شود تمام مغازه‌ها الکتریکی و لوسترفروشی شده اند اما آن زمان اغلب، سالن‌های سینما، تئاتر و کافه‌رستوران بودند.در آنجا نمایشی بازی کردم به نام«افسانه مرغ هندی» که نقش یک گدا را داشتم که فقط یک جمله دیالوگ داشت و از انتهای صحنه می‌آمد و عبور می‌کرد.این تمام نقش من در آن نمایش بود.نمایش را خانمی به نام«مورین» به روی صحنه برده بود که از بازیگران توانای آن دوران تئاتر بود و شوهرش منصور متین هم از بازیگران به نام تئاتر لاله زار بود.در آن دوران با وجود حضور در تئاتر همچنان به گویندگی و دوبلاژ علاقه‌مند بودم.آقای منصور متین در کنار بازیگری در تئاتر در دوبله هم فعالیت داشتند؛مانند هنرمندان دیگری مثل محتشم، سارنگ، تقی ظهوری، حمید قنبری و... خاطرم است که ایشان یک شب پیشنهاد حضور در دوبله را به من دادند و من از خداخواسته بلافاصله آن را پذیرفتم و فردا به استودیوی شاهین‌فیلم در خیابان بهار رفتم.اولین کسی را هم که آنجا دیدم و با او دوست شدم و عاشق صدایش شدم آقای منوچهر اسماعیلی بود که از آن زمان تا امروز دوستی ما ادامه داشته است.آن زمان نوزده سالم بود که با استاد عزیزم مرحوم علی کسمایی آشنا شدم و در نقش‌های مختلفی دوبلوری کردم.سال ۱۳۴۰ خانم تاجی احمدی که دوبلور حرفه‌ای بود و به جای ناتالی وود صحبت می‌کرد به بنده پیشنهاد حضور در یک فیلم را داد.از آنجایی که کلا پیشنهاد هنری را رد نمی‌کردم، این پیشنهاد را هم پذیرفتم و به استودیوی عصر طلایی و نزد آقای امین امینی رفتم.اولین حضور سینمایی ام در فیلم روستایی و در نقش جوانی به نام«خداداد» بود که قرار بود ابتدا مجید محسنی و وحدت آن را بازی کنند که به دلیل دستمزد بالایی که درخواست کرده بودند، در نهایت نقش به بنده رسید.در آن فیلم با لهجه روستایی صحبت کردم و لباس آنها را پوشیدم و در چند صحنه بداهه گویی کردم و جالب است بدانید که همان جا برای هفت فیلم دیگر هم قرارداد بستم!

* دوبلور و گوینده