گزارش تاریخی
آدولف هیتلر و نخستین ارتش معتاد جهان!
صاحبخبر - به تازگی رمانی در باب تاثیر مواد مخدر بر شخص هیتلر و نیروهای آلمان نازی منتشر شده است که زوایای دیگری را درباره رایش سوم نشان میدهد. آیا نازیها با «میراث شیمیایی و مخدر» خود در حال فتح جهان بودند؟ با شروع جنگ، نیروهای دفاعی بلژیک خود را در سنگرهای کنده شده در کنار یک تپه، در چند کیلومتری مرز فرانسه مستقر کردند. ماه مه سال 1940 میلادی ، تمام تمرکز آلمانها معطوف به رانندگی در جنگل به ظاهر نفوذناپذیرِ آردنس (در مرز بین بلژیک و آلمان) بود. سقوط فرانسه کلید خورده بود. در مقابل نیروهای بلژیکی یک سراشیبی بزرگ قرار داشت و پس از آن نیز، دشتی چند صد متری؛ به هیچ وجه نمیشد حتی یک قدم پیش رفت؛ اصلاً؛ انگار خود خودکشی بود! اما این دقیقا عین همان کاری بود که پیاده نظام ارتش آلمان نازی، «وهرماخت»، انجام داد. نیروهای بلژیکی که از این تصمیم گستاخانه آلمانها شوکه شده بودند، چارهای جز عقب نشینی نداشتند. ولی بلژیکیهای هراسان، به جای اینکه هنگام عقب نشینی موقعیتشان را تثبیت کنند، به نیروهای آلمانی اجازه دادند تا آزادانه دنبالشان بیایند. طی آن ساعات، نزدیک به 60 هزار نیروی آلمانی، 22 هزار خودروی زرهی و 850 تانک، از رود موز (Meuse) عبور کردند و وارد خاک فرانسه شدند. یکی از شاهدان این واقعه، گزارش داده بود که «خیلی بالا بودیم، به شکلی کاملا استثنایی؛ ما سوار خودروها بودیم. خیلی خسته و غرق در گرد و خاک.» درست سه روز بعد که فرمانده آلمانی عبور از مرز فرانسه را به مافوق خود گزارش کرد، بسیاری از آنها از شروع حمله چشم روی هم نگذاشته بودند. حتی به لطف «شیشهای» که برای عبور از جنگل آردنس مصرف کرده بودند، بعد از سه روز هم نمیتوانستند بخوابند. «مورِل»؛ استاد تزریق رایش نه تنها نیروهای رایش سوم به تحریک مواد شیمیایی معتاد شده بودند، بلکه فرمانده کل آنها نیز به سختی اعتیاد داشت. آدولف هیتلر برای تمام جهان وانمود میکرد که حتی لب به مشروبات الکلی نمیزند و تاکنون قهوه را، حتی مزه هم نکرده است؛ همان مردی که آخرین سیگارش را در رود دانوب انداخت؛ در حقیقت یک "معتاد تمام عیار" بود که به کوکائین، اکسیکدون (مادهای شبیه به هروئین) و یک نوشیدنی تهیه شده از مواد مخدر، اعتیاد داشت. تمام این مواد را شخصی به نام «تئودور مورِل» برای پیشوای نازیها تأمین میکرد که لقب «استاد تزریق رایش» را یدک میکشید. تاثیر مواد بر هیتلر مواد مخدر به تمام تصمیمات نظامی هیتلر جهت میداد: به او کمک میکرد تا دشمنانش را شکست دهد؛ اگر قربانی نقشه ترور قرار میگرفت، به کمک مواد سریعتر بهبود مییافت و حتی در رابطه او با اوا براون نیز اثرگذار بود. وضعیت سلامتی آدولف هیتلر تا سال 1936 آنقدر بد بود که توانایی لازم را برای انجام کارهای عادی هم نداشت: هیتلر از باد نفخِ بسیار شدید رنج میبرد؛ هر دو پایش دچار اگزما شده بود و باید با باندپیچی راه میرفت. او حتی پوتین هم نمیتوانست بپوشد. معجزه مورل! مورل (Morell) به پیشوا یک محلول باکتریایی به نام "موتافلور" را پیشنهاد کرد. پس از مصرف آن محلول، وضعیت جسمانی او بسیار بهتر شد و مورل را به عنوان پزشک خصوصی خود منصوب کرد. هیتلر حتی پیش از هر یک از سخنرانیهای بسیار مهمش، از مورل یک "تزریق انرژیزا" درخواست میکرد تا بتواند با حداکثر تواناییهایش فعالیت کند. تمام سرماخوردگیهای آدولف که مانع از حضور او در مکانهای عمومی میشد، توسط یک جایگزین ویتامینیِ داخل وریدی برطرف میشد. او حتی برای اجرای طولانی مدت سلام نازیها مقداری گلوکز و ویتامین مصرف میکرد. چرا هیتلر سردش نمیشد؟ گلوکز که به شکل داخل وریدی به هیتلر تزریق میشد، پس از گذشت 20 ثانیه به مغز انرژی زیادی میداد. ترکیب ویتامینهای مصرفی به آدولف هیتلر اجازه میداد تا حتی در روزهای سرد، تنها با یک یونیفورم قهوهای نازک جلوی جمعیت حاضر شود و هیچ نشانهای از سرما و ضعف جسمانی در او دیده نشود. در تابستان سال 1942 میلادی، میزان مصرف مواد تزریقی هیتلر تا حدی زیاد شد که مورل مجبور بود برای خرید سرنگ از داروخانه اِنگِل در برلین، برای هیتلر و اطرافیانش ترتیب ویژهای را در نظر بگیرد. مصرف شیشه در جریان حمله به لهستان مصرف شیشه (مت آفِتامین)، در جریان حمله آلمان نازی به لهستان، در سپتامبر سال 1939 میلادی به حدی بالا بود که تمام آرشیو نظامیِ فرایبورگ را گزارشهای منتشر شده توسط بخش خدمات پزشکی پر کرده است. ساختار مولکولی مت آفتامین شبیه آدرنالین است. مصرفکنندگان شیشه پس از مصرف، سرشار از انرژی میشوند: اعتماد به نفس آنها افزایش می یابد و حس سرخوشی، سبکی و طراوت به آنها دست میدهد. مثلا وقتی یک تهدید جدی شخص را در معرض خطر قرار میدهد، نوعی احساس تصنعی نیز تجربه میشود: یک ضربه مصنوعی. عواقب آن اقدام برای ارتش آلمان بسیار شگفت آور و برای کسانی که سد راه آنها میشدند، بسیار ترسناک بود. در تمام مراحل حمله به لهستان که به کشته شدن 100 هزار سرباز لهستانی و 60 هزار غیرنظامی انجامید، نیروهای آلمان نازی بدون هیچ نشانه خستگی تا پایان کار به ماموریت خود ادامه دادند. لشکر پانزر سوم در گزارش خود نوشت: «اغلب نشئگی وجود دارد؛ بازه توجه نیز افزایش پیدا میکند؛ عملکرد افراد شدت میگیرد؛ کار بدون هیچ دشواری انجام میشود؛ ذهن هوشیارتر میشود و شخص حس طراوت و تازگی دارد.» بسیاری از سربازان از مواد مخدر به عنوان یک همراه در میدان نبرد استفاده میکردند. مصرف مواد مخدر موجب کنار گذاشته شدن ترس میشد که جنگیدن را آسانتر میکرد. یک افسر پزشکی گروهان نهم ارتش آلمان نازی فریاد میزد: «به نظر من در نبردهای سهمگین، جایی که همه باید هرچه را در توان دارند رو کنند، آن نیروهایی در اولویت قرار دارند که مواد همراه دارند.» آن شخص با مشاهده تاثیر مواد بر عملکرد نیروهای آلمان نازی، از «رشادتهای سربازان آلمانی» حرف زد. 35 میلیون قرص در کارخانه تملر (Temmler)، دهها زن، دور یک دستگاه دایرهای شکل نشسته اند که به کیک مکانیکی شباهت دارد. حدود 833 هزار قرص، طی یک روز، با همان دستگاه تولید میشد. وهرماخت میزان بسیار بالایی را برای ارتش و لوفتوافه (نیروی هوایی آلمان نازی) سفارش داده بود؛ رقم کلی آن برابر با 35 میلیون قرص بود. افسران 40 سال به بالا، آثار مصرف شیشه را روی قلبشان احساس میکردند. یکی کلنل گروهان دوازدهم پانزر، که به مصرف بالا مشهور شده بود، حین شنا در اقیانوس اطلس جانش را از دست داد. حتی یک کاپیتان حین مصرف نوعی مخدر به نام پرویتین در یک مراسم مهمانی، دچار حمله قلبی شد. مورد دیگر به سرهنگ تمامی برمیگردد که از خستگیِ به وجود آمده در دورههای نبرد طولانی گلایه میکرد و با وجود توصیه پزشک، پیش از اعزام به خط مقدم و پیوستن به نیروها از پرویتین استفاده میکرد. او در نهایت آسیب شدیدی دید.انجام عملیات در طول روز برای نیروی هوایی آلمان بر فراز آسمان بریتانیا بسیار خطرناک شده بود. خلبان یکی از جنگندهها این موقعیت را این چنین شرح میدهد: «پروازها خیلی دیر، حوالی ساعت 10 و 11 انجام میشد. حول و حوش ساعت یک یا 2 به لندن یا یکی دیگر از شهرهای آن میرسیدیم.» منبع: فرادید∎