عوض اینکه این همه مسئله را بزرگ کنیم و به برنامه ششم توسعه بکشانیم که مثلا سعی کنیم آمار طلاق را کمی پایین بیاوریم، بیایید کاری کنیم که طلاق کلا ریشهکن شود. یک راهش این است که آن یک موردهایی که قرار است طلاق بگیرند را پیش از ازدواج شناسایی کنیم و جلوی دفتر ازدواج بزنیم هر چهارتا پایشان را قلم کنیم (آقا و خانم هر کدام دوتا پا دارند دیگر!). البته بیشتر تقصیر خود دولت است که شرایط ازدواج را اینقدر آسان کرده و وامهای میلیونی به جوانان میدهد. یک راه دیگر برای کم کردن طلاق، کم کردن ازدواج است. آنقدر شرایط را سخت کنید که کسی نتواند ازدواج کند. اینطوری هر کسی ازدواج کرد، قدر موفقیت بزرگش را میداند و دیگر به طلاق فکر نمیکند.
دو تا پیشنهاد خوب دادم. گزینههای دیگری هم روی میز (حتی زیر میز) دارم اما همینجوری الکی که نمیشود. اصلا چرا معاونتهای امور زنان و خانواده در ارگانهای مختلف زن هستند؟ همین است که معاون رئیسجمهور مجبور میشود بگوید که در حال حاضر شاهد نبود هماهنگی و عملکرد جزیرهای میان متولیان حوزه زنان هستیم. خب از آقایان برای معاونت امور زنان و خانواده استفاده کنید. بهتر جواب میدهد ها! آقایان در این پستها، از ترس زنهایشان، مجبورند کارشان را به بهترین شکل انجام دهند. هیچ وقت هم به صورت جزیرهای عمل نمیکنند چون زنها خوب میتوانند با هم متحد شوند و حال شوهرهای گرامی را بگیرند. اصلا اگر از این مدل پستها داشتید یکی هم به من بدهید. دیدید که امتحانم را خوب پس دادم. هم اطلاعات خوبی دارم، هم پیشنهادات فوقالعادهای. به کار و فعالیت در این امور هم علاقه دارم. از ما گفتن!