شناسهٔ خبر: 15099962 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه اطلاعات | لینک خبر

یادداشت

خانواده و نقش محوری آن

صاحب‌خبر -
سیاستهای کلی خانواده توسط رهبر انقلاب ابلاغ شد. تا به حال سیاستهایی درباره جمعیت، محیط‌زیست، علم و فناوری، اقتصاد مقاومتی و مسائل فرهنگی توسط رهبری ابلاغ شد تا دستور کار مقامات و مسئولین اجرایی قرار گیرد. این سیاستها که در مجمع تشخیص مصلحت نظام تنظیم و چکش‌کاری می‌شود به رهبری تقدیم و با صلاحدید و اصلاحاتی نهایی و ابلاغ می‌شوند و باید مبنای برنامه‌ریزی و عمل قرار گیرند. طبیعی است که این سیاستهای ابلاغی محور و جهت‌گیری کار را مشخص می‌کنند و زیرشاخه‌ها و مقدمات اجرا و نحوه تحقق آن باید توسط برنامه‌ریزان مشخص شود.

نکته مهم در این موارد این است که این سیاستها توسط همه باید مورد توجه قرار گیرد و فقط وظیفه قوه مجریه نیست که برای تحقق آن آستین همت بالا بزند، بلکه همه قوا و همه آنها که در زیر چتر جمهوری اسلامی وظیفه انجام خدمت یا مسئولیتی را برعهده دارند، موظف به تبعیت از آن هستند.

توجه به خانواده به عنوان مهمترین نهاد اجتماعی که پایه‌گذار تربیت، آموزش و سبک زندگی است هماره مورد تأکید بوده اما در عمل مورد بی‌توجهی قرار گفته است. نخستین تحولی که در این مورد صورت گرفت، تغییر کارکرد خانواده در جامعه ایران است. تحولات ناشی از مدرنیته و سبک زندگی در ایران موجب این تغییر کارکرد شده است. خانواده سنتی، پیوسته و گسترده دیروز که در آن خرده‌فرهنگهای قابل دفاعی چون احترام به بزرگتر و پیشکسوت و برش رأی و نظر بزرگ خاندان به عنوان یک اصل پذیرفته شده بسیاری از مناسبات درون خانواده را سامان می‌داد، به خانواده‌های خرد و کوچک و جدا از هم تبدیل شد که تازه اعضای خانواده کوچک هم به صورت جزیره‌جزیره دارای کمترین ارتباط تعاملی با یکدیگرند و هرکس در اتاق خود با کامپیوتر و تلویزیون خود مشغول است و با تلفن و موبایل خود با دوستانش در ارتباط، پیشکسوت‌بودن هم دیگر معنا ندارد. در این میان والدین هم همراه با این تغییر و تحولات اجتماعی برای اداره خانواده در عصر نو ارتباطی آموزشهای کافی ندیده‌اند و همچنان پایبند روشها و آموزشهای سنتی و قدیمی خویشند و همین عدم آموزش هم به این گسست کمک کرده است. از طرف دیگر به علت عدم انجام بسیاری از تعهدات و مسئولیت‌هایی که به عهده حکومت و دولت است فشار وارده به خانواده‌ها و بار کردن تقریباً تمامی مسئولیت‌ها به دوش خانواده، به این گسست و حتی به کوچکترشدن نهاد خانواده کمک کرده است.

همه اینها و از جمله تغییر و تحولات اجتماعی موجب شده است تا خانواده از اهمیتی که باید داشته باشد دور بماند و نقش‌آفرینی کمتری داشته باشد و جامعه از خانواده‌محوری فاصله بگیرد. خطری که در نخستین بند سیاستهای کلی خانواده به آن اشاره شده و ایجاد جامعه‌ای خانواده‌محور و تقویت و تحکیم خانواده و کارکردهای اصلی آن برپایه الگوی اسلامی و کانون آرامش‌بخش، مورد تأکید قرار گرفته است و برای تحقق این منظور به مسئولین توصیه شده است تا در قوانین و مقررات، برنامه‌ها، سیاستهای اجرایی و تمام نظامات آموزشی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی به عنوان دومین بند مهم ابلاغیه این نکته را مورد توجه قرار دهند. باید پذیرفت که در سالهای اخیر به این نهاد مهم اجتماعی کم‌توجهی‌های فراوان شده است. همه این تقصیر را نباید به گردن جامعه انداخت. برخی شاید چنین تصور کنند که آمار ازدواج یا طلاق یا جمعیت به مرز نگران‌کننده‌ای رسیده و لذا بیشترین تأکید حتی در این ابلاغیه متوجه چنین خطراتی است. گرچه آمار ازدواج و طلاق روند بسیار مثبت و خوبی را ارائه نمی‌دهند، اما هنوز آن‌قدر نگران‌کننده نیستند که بشود از آن به عنوان بحران یاد کرد. در سال ۶۵ در برابر ۳۴۰هزار ازدواج، ۳۵هزار جدایی اتفاق افتاده است. در سال ۷۵ در برابر حدود ۴۸۰هزار ازدواج، ۳۸هزار طلاق داشتیم و در سال ۸۱ در برابر ۶۵۰ هزار ازدواج ۶۷هزار جدایی اتفاق افتاده است. گرچه این آمار در ۳ ماهه اول امسال در برابر ۲۲۴هزار ازدواج شاهد ۳۳هزار جدایی است که نشانگر افزایش آمار طلاق است، اما رشد آمار ازدواج نشان می‌دهد که هنوز میزان ازدواج شاهد کاهش چشمگیری به نسبت جمعیت نبوده، یا حداقل نه به آن میزانی که آن‌را در حد فاجعه بدانیم چنانچه در مورد جمعیت و هشدارهای جمعیتی نیز گاه دچار اغراق می‌شویم و از کاهش جمعیت به عنوان بحران جمعیت یاد می‌کنیم، درحالی که امسال آمارها نشان می‌دهند که حدود یک میلیون و یکصد هزار نفر به جمعیت کشور افزوده می‌شود بلکه آنچه بیش از کاهش آمار ازدواج یا افزایش طلاق نهاد خانواده را تهدید می‌کند گسست خانوادگی است.

در همین ابلاغیه تحکیم خانواده و ارتقای سرمایه اجتماعی آن برپایه رضایت و انصاف، خدمت و احترام و مودت، به کارگیری یکپارچه ظرفیت‌های آموزشی، تربیتی و رسانه‌ای کشور در جهت تحکیم بنیان خانواده و روابط خانوادگی و فرهنگ‌سازی و تقویت تعاملات اخلاقی و مقابله با جنگ نرم برای فروپاشی و انحراف روابط خانوادگی و نشر برنامه‌های مخل ارزشهای خانواده و مبارزه با اشرافیگری و تجمل‌گرایی… همه و همه به منظور مقابله با گسست خانوادگی در سیاستهای ابلاغی مورد تأکید قرار گرفته‌اند. در اینجا به عنوان ایجاد تنوعی در بحث بد نیست به یکی دو مصداق توجه کنیم. خانواده‌ها وقت بی‌امانی را صرف تماشای تلویزیون می‌کنند به برنامه‌های ماهواره کاری نداریم، اما در فیلمها و سریالهای تلویزیونی چقدر به این مهم توجه کرده‌ایم؟ چه سبک زندگی را نشان می‌دهیم؟ چه روابطی بین اعضای خانواده برقرار است. اصولاً زندگی و سبک زندگی چند درصد جامعه ۸۰ میلیونی ایران در این رسانه به نمایش درمی‌آید؟ این فیلمها و سریالها و بدتر از آن تبلیغات تلویزیونی چه نسبتی با اکثریت جامعه ایرانی و ارزشهایشان دارند؟ آموزش و پرورش در میان انبوه مطالب خشک و نظری اکثراً بی‌فایده و بی‌خروجی که در برنامه‌های درسی‌اش دارد، چقدر همپای تحولات و تغییرات اجتماعی، سازمانش را روزآمد کرده است؟ در جهت تقویت و تحکیم خانواده چه برنامه‌هایی دارد؟ قبول کنیم که بخش قابل توجهی از تغییر نگاه جامعه و به تبع آن خانواده، به مفاهیمی چون لذت، هدف و غایت و ارزش زندگی، قناعت،‌ ساده‌زیستی، پرهیز از تجمل و اسراف،‌محبت و… و بدون تعارف قلب معرفتی آن به حوزه‌های فرهنگی، رسانه‌ای (بخصوص رسانه ملی) آموزش و پرورش و نیز سبک زندگی رهبران و بزرگان جامعه و گروههای مرجع برمی‌گردد.

یک مثال ساده برای آنکه معنای پررنگ کردن ارزشهای اخلاقی و زدودن پیرایه‌های باطل، مبارزه با اشرافیت و تجمل‌گرایی و مظاهر فرهنگ غرب و اصلاح رفتار گروههای مرجع را که در این ابلاغیه به صورت مفاهیم کلی آمده است بهتر درک کنیم.

وقتی در همین شبکه‌های اجتماعی می‌خوانیم و می‌بینیم که در مراسم عروسی فلان آقازاده چه بریز و بپاشی شده،‌ چه بخواهیم و چه نخواهیم حداقل بخشی از جامعه آن‌را نه به عنوان یک ضدارزش بلکه یک ارزش و وسیله تفاخر فهم می‌کند و متأسفانه این قلب واقعیت به جامعه نیز تسرّی می‌یابد.

در این باره سخن فراوان است. هر یک از این بندها باید به طور جداگانه مبنای یک مقاله قرار گیرد و برایش مصادیق ریزتر و عینی‌تر مطرح شود تا اهمیت آن در این موقعیت و در این برهه خاص روشن‌تر شود. لذا در این مقال کوتاه و به صورت پراکنده و مختصر نمی‌توان حق مطلب را ادا کرد، بلکه فقط می‌توان امیدوار بود که در مرحله تبیین و برنامه‌ریزی و اجرا، با استفاده از همه ظرفیت علمی و دانشگاهی و حوزوی و فرزانگی کشور، شاهد تغییر و تحولات سازنده‌ای در تحکیم بنیان خانواده و جلوگیری از گسست خانوادگی باشیم.

انشاءالله.