1. همسایه ای هست یک طبقه پایین تر از جایی که در آن کار می کنم. مجرد است. زنش طلاق گرفته. مرد معتاد است. تعمیراتی است و تمام وقت از واحدش بوی سوختن سیم و لحیم کردن و صد البته بوی مواد بلند می شود. دفتر کارش و خانه اش یکی است. همانجا می خوابد. همانجا کار می کند.همانجا مشتریانش را راه می اندازد.همانجا مواد مصرف می کند.از همانجاست که بوی موادش را می اندازد داخل راهروی آپارتمان.چهاردیواری دارد و صد البته این چهاردیواری اختیاری است!
2. جای دیگری که کار می کنم واحد بغل دستی اش تولیدی دارند. مرد و زن مشغول به کار تولید. هفته ای یکبار دعوا دارند. دعوای شدید: فحش و فحش کاری. در بسته است و صدا البته وارد راهرو می شود. صداها همیشه راهشان را به بیرون پیدا می کنند. هیچ صدایی خفه نمی شود. صدا می زند توی راهرو. زن دارد فحش می دهد. مرد دارد عربده می کشد. یک ساعتی مشغولند به فحاشی.بعد مرد می زند بیرون. می رود تا در پیاده رو سیگاری بکشد. سیگارش که تمام شد نیرو می گیرد. برمی گردد بالا. سیگار ، آتش زیر خاکستر را دوباره روشن می کند. دعوا و دعوا و دعوا. صداها بالاتر می کشند. صداها بالاتر می گیرند. دعوا ادامه دارد. دعوا حالا با رفع خستگی طرفین ادامه پیدا می کند. چهاردیواری البته اختیاری است. چهاردیواری البته در و دیوار درست و حسابی ندارد.صدایش می زند بیرون.
3.مسکن مهر نه در دارد نه دیوار و نه البته صاحب مشخصی. خانه های اجاره ای ، هویت های نامعلوم ، اجاره های شبهه دار ، زندگی های پر مشکل ،همسایه های نگران. اعتیاد روی پشت بام. فساد در خانه های اجاره ای. چهاردیواری اختیاری. برو شکایت کن. برو به مامور بگو برود از دادگاه حکم بگیرد. چهاردیواری اختیاری و تنها دادگاه است که اختیار دارد وارد این چهاردیواری اختیاری شود. زندگی اینطوری است. زندگی قسطی ، حال و احوال خراب. اختیار و اختیار و اختیار.
3. کانال تلگرامی و آی دی های بی هویت شبکه های اجتماعی ، چهاردیواری های دیجیتالی هستند که در آن ، مرزهای خانه را می توانی تا حدود و ثغور زندگی شخصی هر آدم معروف یا گمنامی در هر جای این دنیای خاکی گسترش بدهی و زامبی وار هر بلایی دلت می خواهد بر سر طرف مقابل بیاوری. چهاردیواری است و اختیاری و این صدای توست که ناشنیده نمی ماند خاصه توهین هایی که می کنی. چهاردیواری اختیاری است پس تو لابد این اختیار را داری که هر که را خواستی به لجن بکشی. اختیار و اختیار و اختیار.
4. مدیرانی داریم که بیت المال را چهاردیواری اختیاری می دانند. هرچقدر بخواهند حقوق می گیرند. هر چقدر بخواهند برای خودشان پاداش ماموریت رد می کنند. هر چقدر دلشان بخواهد برای خودشان از جیب دولت وام می گیرند و آن هم بدون بهره! چهاردیواری است و اختیاری!
5. بانک هایی داریم که از قرض الحسنه مردم به کارمندان خودشان وام می دهند و از مابقی اش با بهره های گزاف به مردم! مردم می روند پولشان را با خدا تجارت می کنند به قرض الاحسان و بعد بانک جای اینکه شریک این معامله باشد از همین پول هایی که قرار بوده برسد به دست من و شمای نیازمند تا مشکلاتمان را حل کنیم ، به کارمندان و رفقای خودشان وام قرض الحسنه می دهند! به همین راحتی! بعد من و شما که وام می خواهیم باید کرور کرور بهره یا سود بپردازیم! چهاردیواری اقتصادی بانکی اختیاری است!
6. این فهرست را می توان تا فردا ادامه داد. در ورزش و در سیاست و در تجارت و در فرهنگ و در کنسرت ها و در سینماها و در اکران های نوروزی و در مجوز ها و هزار عرصه دیگر ، هوا بدجوری چهاردیواری و اختیاری است! چهاردیوار دور خودمان علم کرده ایم و صد البته یادمان رفته که «خداوند برهمه چیز آگاه است» *
* سوره مجادله. آیه هفت :
« آیا ( به چشم دل ) ندیدی که خداوند آنچه را در آسمان ها و آنچه را در زمین است می داند؟ هیچ نجوا و رازگویی میان سه نفر محقق نمی شود مگر اینکه او چهارمی آنهاست ، و نه میان پنج نفر مگر آنکه او ششمی آنهاست ، و نه کمتر از آن و نه بیشتر مگر اینکه او با آنهاست در هر کجا که باشند ، سپس در روز قیامت همه را به آنچه کرده اند آگاه می سازد ، حقّا که خداوند به همه چیز داناست»
baclofene
click baclofen 10 mg tablet
∎