به گزارش خبرنگار ما، چندي قبل مأموران پليس پايتخت از دستبرد دو سارق ناشناس به مغازه نقرهفروشي در خيابان منوچهري باخبر و راهي محل شدند. بررسيهاي اوليه نشان داد دو مرد حدوداً 30 و 50 ساله در خلوتي صبح زود به بهانه خريد وارد مغازه نقرهفروشي شده و پس از بستن دست و پاي صاحب مغازه كه مرد 80 سالهاي به نام احمد است، تمامي نقرههاي مغازه را سرقت كردهاند.
صاحب نقرهفروشي در توضيح ماجرا گفت: من چندين سال است كه در اين خيابان مغازه نقرهفروشي دارم. هر روز صبح من اولين كاسبي هستم كه در اين خيابان مغازهام را باز ميكنم. دقايقي قبل كركره مغازهام را بالا كشيدم و وارد شدم. هنوز ثانيههايي نگذشته بود كه دو مرد حدوداً 30 و 50 ساله به بهانه خريد وارد مغازهام شدند. مرد ميانسال كه مشخص بود، نقرهشناس است، چند سؤال درباره قيمت و قدمت نقرهها سؤال كرد. در حال پاسخ دادن به سؤالهاي او بودم كه ناگهان مرد جوان از پشت به من حمله كرد و مرا به زمين زد. پس از اين مرد ميانسال روي سينهام نشست و چاقويي زير گلويم گذاشت و تهديد كرد هيچ حركتي نكنم. در حالي كه از شدت ترس دست و پايم ميلرزيد و زبانم بند آمده بود، همدستش هم تمام نقرههاي مغازهام را كه حدود 100 ميليون تومان ارزش داشت، داخل ساكي مشكي ريخت. پس از اين دو سارق خشن دست و پا و دهانم را با پارچهاي كه همراه آورده بودند، محكم بستند و با ساك نقره از مغازه بيرون رفتند. سپس من به سختي خودم را به در مغازهام رساندم تا اينكه لحظاتي بعد يكي از رهگذران متوجه من شد و دست و پايم را باز كرد و با اداره پليس تماس گرفتم.
با طرح اين شكايت پرونده به دستور قاضي مير وكيلي، داديار شعبه چهارم دادسراي ويژه سرقت براي رسيدگي در اختيار تيمي از كارآگاهان پليس آگاهي قرار گرفت.
سارقان با نيسان آبي به سرقت رفته بودند
مأموران پليس در نخستين گام فيلم دوربين مداربسته محل حادثه را مورد بازبيني قرار دادند. بررسيها نشان داد دو سارق بدون نقاب وارد مغازه نقرهفروشي شدهاند و پس از سرقت با خودروي نيسان آبي از محل گريختند. مأموران در گام بعدي با به دست آوردن تصاوير دو متهم به بررسي پرونده متهمان سابقهدار پرداختند كه مشخص شد يكي از سارقان مرد 32 سالهاي به نام ايرج است كه با همدستي مرد 50 ساله ديگري به مغازه نقرهفروشي دستبرد زده است.
پس از اين مأموران ايرج را به عنوان مظنون اين حادثه تحت تعقيب قرار دادند اما مأموران در بررسي پاتوقهاي متهم دريافتند اين سارق سابقه دار پس از حادثه به مكان نامعلومي گريخته است.
در چنين شرايطي مأموران تحقيقات خود را براي شناسايي همدست ناشناس ايرج آغاز كردند. در حالي كه تحقيقات درباره اين پرونده ادامه داشت، مردي به اداره پليس مراجعه و سارق ناشناس را به پليس معرفي كرد. اين مرد گفت: چند روز قبل در يك مهماني دعوت بودم كه يكي از دوستانم به نام قنبر گفت: مدتي قبل همراه يكي از دوستانش به نام ايرج از مغازه نقرهفروشي دزدي كردهاند، اما ايرج تمام نقرههاي سرقتي را بالا كشيده است. وقتي فهميدم او سارق است، تصميم گرفتم تا او را به پليس معرفي كنم. بررسي مأموران نشان داد قنبر همان سارق ناشناسي است كه صبح روز حادثه با خودروي نيسان آبياش همراه همدستش به سرقت رفته است. بنابراين مأموران قنبر را به عنوان سارق بازداشت كردند.
همدستم مرا نقره داغ كرد
متهم وقتي مقابل قاضي مير وكيلي قرار گرفت به سرقت از مغازه نقرهفروشي با همدستي ايرج اعتراف كرد. وي گفت: چندين سال قبل در يك مغازه نقرهفروشي كار ميكردم. آن زمان ايرج در محله ما زندگي ميكرد تا اينكه از محله ما رفت. بعد از آن من خودروي نيساني خريدم و بار جابهجا ميكردم تا اينكه پس از هشت سال ايرج را در خيابان ديدم. وقتي با او درباره مشكلات ماليام حرف زدم و فهميد كه براي جهيزيه دختر دمبختم مشكل دارم، به من پيشنهاد سرقت از مغازه نقرهفروشي داد. ايرج گفت كه من نقرهشناس هستم و به راحتي ميتوانم نقرههاي سرقتي را بفروشم. پيشنهاد او مرا وسوسه كرد و قبول كردم.
سپس چند روزي تعدادي از مغازههاي نقرهفروشي منوچهري را زير نظر گرفتيم تا اينكه متوجه شديم شاكي اولين كاسبي است كه صبح زود مغازهاش را باز ميكند، بنابراين تصميم گرفتيم در خلوتي صبح به مغازه او دستبرد بزنيم. صبح زود با خودروي نيسانم به نزديكي مغازه نقرهفروشي رفتيم و وقتي مرد نقرهفروش مغازهاش را باز كرد، وارد آنجا شديم و با تهديد چاقو تمامي نقرههايش را سرقت كرديم و با خودروي نيسان از محل گريختم. ايرج ساك نقرههاي سرقتي را از من گرفت و قرار شد صبح روز بعد به در خانهاش بروم و با هم نقرهها را تقسيم كنيم، اما روز بعد وقتي به در خانهاش رفتم، فهميدم كه او به مكان نامعلومي گريخته است. ايرج با سرقت نقرههاي سرقتي مرا نقره داغ كرد.
در ادامه متهم براي تحقيقات بيشتر به دستور قاضي مير وكيلي در اختيار كارآگاهان پليس آگاهي قرار گرفت. مأموران در تلاشند تا سارق فراري را دستگير كنند.