خاطره بازی
صاحبخبر - یک قرن و یک سال پس از شهادت «رئیسعلی دلواری» دلاورِ <دلوار> حمیدرضا محمدی خیلی دلاوری میخواهد که وقتی دستت کوتاه باشد و خرما بر نخیل، بروی و مقابل قشون استعمارگران بایستی. آنان که نایره دستاندازیشان، نه تا پشت دیوار خانه پدری، که با شکستن در، به داخل هم آمده بود. اما «رئیسعلی» چنین کرد. انگلیسیها که در هنگامه جنگ اول جهانی، پای در خاک مام وطن گذاشتند، او دیگر برایش «دلوار» مهم نبود، غم «ایران» داشت. 26 ساله بود که به امر سیدمرتضی مجتهد اهرَمی، در برابر استبداد صغیر ایستاد و بوشهر را به کنترل گرفت. چندی بعد در اوایل مرداد 1294 که مصادف با نخستین روزهای ماه مبارک رمضان بود، مرزهای آبی به اشغال نیروهای بیگانه درآمد. علمای نجف که اعلامیه جهاد دادند، به همراه شیخحسینخان چاهکوتاهی و زایرخضرخان اهرمی، هدایت جنبش ضداستعماری را عهدهدار شدند که سرمشق نبردهای وطنخواهانه بعدی در ایران شد. اما بریتانیایی ها که قریب به 5 هزار نفرمیشدند و در اندیشه ورود به بوشهر و بعد تصرف شیراز بودند، در میان «دلیرانِ تنگستان» گرفتار آمدند. اما رئیسعلی در برابر پیشنهاد مبتنی بر دریافت 40 هزار پوند و ترک صحنه مقابله، صریح و روشن گفت: «چگونه میتوانم بیطرفی اختیار کنم در حالی که استقلال ایران در معرض خطر جدی قرار گرفتهاست؟» البته انگلیسیها که دستبردار نبودند، در مقام تهدید برآمدند و گفتند: «چنانچه بر ضد دولت انگلستان قیام و اقدام کنید، مبادرت به جنگ مینماییم، در این صورت خانههایتان ویران و نخلهایتان را قطع خواهیم کرد.» اما رئیسعلی کوتاه نیامد و اعلام کرد: «خانه ما کوه است و انهدام و تخریب آنها، خارج از حیطه قدرت و امکان امپراتوری بریتانیای کبیر است. بدیهی است که در صورت اقدام آن دولت به جنگ با ما، تا آخرین حد امکان مقاومت خواهیم کرد.» دسایس مهاجمان اما دستآخر کارگر افتاد. ایرانیهای تطمیع شده کارشان را کردند تا «تنگ صفر»، با سعایت آنان، به خون یکی از نمادهای مقاومت علیه استعمار، رنگین شود. غلامحسین تنگکی شبیخون زد و با شلیک گلولهای از قفا در 12 شهریور 1294، رئیسعلی دلواری را شهیدِ وطن کرد و در جوار حضرت امیرالمؤمنین(ع) در نجف اشرف آرام گرفت. او در حالی که 33 سال بیشتر نداشت اما رشادتش ماند برای وطن، برای تاریخ، برای آینده.∎