صاحبخبر - تیم ملی
به مثابه یک جامعه
هومن جعفری
1. تیم ملی مقابل قطر بازی دارد. بازی هم حیثیتی است و هم حساسیتهای بالایش غیر قابل انکار. بازی نخست و هزار هزار حرف و حدیث. تیم ملی نیاز دارد قطر را شکست دهد تا از بازیهای خانگیاش امتیاز کامل را کسب کند. قطر هم آنقدر از این سمت و آن سمت دنیا یار جذب کرده که برای خودش یک منتخب دنیا دارد. تیم ملی برای انجام این بازی لیگ را تعطیل کرده و به ایتالیا رفته. برای آنکه در ایتالیا تمرینات تیم ملی درست و حرفهای صورت بگیرد مکاتبات لازم به خوبی صورت گرفته و حتی بازدید از موزه افتخارات فوتبال ایتالیا نیز برای ملی پوشان پیش بینی شده. برای اینکه تیم ملی در این بازی به خوبی نتیجه بگیرد لباسهای آدیداس برای تیم ملی تهیه شده و صندلی های طبقه دوم ورزشگاه آزادی نیز کار گذاشته شده. برای آنکه تیم ملی در این بازی بهترین نتیجه را بگیرد خیلی ها زحمت کشیدهاند. تیم ملی قبل از اینکه وارد زمین شود تا مسابقهاش را انجام دهد زمان زیادی را صرف کرده. زمان زیادی را هم از آدم های دیگر گرفته.برای این بازی تدارکات و هزینه سنگینی صورت گرفته. تیم ملی با این هزینه ها وارد زمین می شود.
2. بازی آغاز می شود. تیم ملی سردرگم است. بازیکنها در پیدا کردن هم در زمین مشکل دارند.توپ ها به جایی ارسال می شود که بازیکنی حضور ندارد و بازیکنها به سمتی می دوند که توپی به آنجا نمی رسد. اوت دستی تبدیل می شود به جدی ترین تهدید ایران برای قطر. تیم حریف را که بارها و بارها مسخره کرده ایم و از واژگانی مثل بیغیرت و بیتعصب بهره برده ایم تا تحقیرشان کنیم از ما بهتر بازی می کنند. خیلی هم بهتر! بیشتر شوت می زنند. سرعت انتقالشان از وضعیت دفاع به حمله و بالعکس بیشتر از ماست. پاسهایشان به هم می رسد.
3. تیم ملی بازی را با آژانکشی می برد. دو گل می زنیم.گل اول حاصل اشتباه محض و پاس گل دروازهبان تیم قطر به مهاجم ماست و گل دوم یک سوپر گل استثنایی از جهانبخش. حدفاصل این دو گل یک دعوای بسیار شدید داریم بین بازیکنان و مربیان دو تیم به دلیل شاهکاری که جواد نکونام خلق میکند. رفتن به سمت نیمکت قطر و تکان دادن مشتش به سمت نیمکتنشینهای عصبانی! تا چند دقیقه بعد دعوا و مشتزنی تمامی ندارد. آخر سر جواد نکونام در نخستین بازی خود روی نیمکت تیم ملی به عنوان مربی اخراج می شود!
4. کارلوس کیروش به کنفرانس مطبوعاتی می آید. جای آنکه بابت حاشیه هایی که دستیارش ساخته یا بازی بیکیفیت و ضعیف و بدون برنامه تیمش حرفی بزند وعده میدهد که تیم ملی در بازی با چین از این هم کارش سختتر خواهد بود یعنی بازی با چین حتی از این بازی هم اعصاب خردکنتر میشود! بعد هم خیلی راحت شروع می کند به گیر دادن به برانکو که چرا نگذاشت تمرینات پیش فصل تیمهای باشگاهی تعطیل شود! کیروش تاکید می کند که به نمایندگی از مردم ایران منتظر است تا برانکو از او عذرخواهی کند!! حرفی از بازی افتضاح تیم ملی زده نمیشود. حرفی از رجوع به تاکتیک اوت دستی امیر قلعهنویی زده نمیشود. حرفی از ضعفهای بازیکنان انتخاب شده و هزینههای کلانی که برای تیم ملی انجام شده به میان نمیآید. کارلوس کیروش مثل همیشه نشان می دهد نه نقدپذیر است نه به ضعفهایش اعتراف میکند.
5. این ماییم. این خود ماییم. این تیم ملی از ماست. آینه ما. مایی که لیزر میاندازیم توی صورت بازیکن حریف. مایی که هر وقت خوش خوشانمان میشود جای تقسیم شادی با دیگران مشت هایمان را حواله می کنیم. مایی که جنبه باخت نداریم و به وقت بردها فروتن نمیشویم. این تیم ملی ماست. ماکتی کوچک از جامعه ما. از مردمان ما. از فرهنگی که پیدا کردهایم. از لیزراندازی و مشت تکاندادن و بیغیرت خواندن بازیکنان حریف. ماییم.ما. خودما. خود خودخواه ما.∎