موسوی لارگانی در گفتوگو با «آرمان امروز»:
سهام عدالت باید سر و سامان بگیرد
آرمان امروز - حجت صالحی : طرح واگذاری سهام عدالت سال گذشته یک دهه را پشت سر گذاشت و بنا بر قانون مرتبط با این طرح، دولت دیگر نمی تواند از متقاضیان جدید برای واگذاری سهام نامنویسی کند. حالا بعد از یک دهه از اجرای مرحله اول این طرح، معضلات و مشکلات آن اصالت و تاثیرگذاری آن را خدشهدار کرده است. برخی دست مافیایی قدرتمند را در پشت آن ترسیم می کنند و برخی دیگر مدیریت ضعیف دولتی را عامل ناکامی آن می دانند. با این همه، نایبرئیس کمیسیون اقتصادی مجلس اعتقاد دارد که اگر این طرح به درستی اجرا می شد میتوانست برای اقشار کم درآمد محل درآمدزایی باشد. سید ناصر موسوی لارگانی در گفتوگو با «آرمان امروز» عنوان میکند: «کسانی به قصد نابودی شرکتهای سودده اقدام به خرید آنها کرده و از قبل آن وامهای کلان و سودهای هنگفت به جیب زده اند، اما در نهایت آن شرکت یا کارخانه را ویران کرده اند.»
یک دهه از اجرایی شدن طرح واگذاری سهام عدالت می گذرد. اساسا این طرح با چه اهدافی اجرایی شد؟
زمانی که موضوع سهام عدالت مطرح شد، قرار بود سهامی از محل شرکتهای دولتی واگذار شده در اختیار اقشار کم درآمد جامعه قرار بگیرد و آنها بتوانند درآمدهای جزئی از محل سود این شرکتها را دریافت کنند. برخی از این شرکتها مثل مخابرات و بانک صادرات و مجتمع فولاد مبارکه درآمد زا هستند. هدف این بود که افراد متوسط به پایین در این گونه شرکتها سرمایهگذاری کنند و بعد خودشان هم بتوانند طی زمان به این سهام اضافه کنند و از سود حاصل شده توسط آن استفاده کنند؛ اتفاقی که به نظر نمیرسد به اهداف اولیه خود رسیده باشد.
با این وجود، چرا تاکنون آنچنان سودی از محل این سهام به سهامداران پرداخت نشده است؟
البته در ابتدای طرح یک سود جزئی پرداخت شد، ولی بعد قرار بر این شد، تا زمانی که سهامداران مبلغ یک میلیون پرداختی دولت بابت سهام را بازپرداخت نکرده اند، دیگر سودی تعلق نگیرد. الان در حالی که بدهی های دولت رو به اتمام است، قطعا سود سهام نیز پرداخت میشود.
اما در این پروسه به نظر می رسد که دولت گذشته، در مواردی حتی شرکتهایی را که زیان ده بوده اند به واسطه سهام عدالت واگذار کرده است. برخی اعتقاد دارند که این کار دولت قبل به این دلیل بود که زیان این شرکتها را از سر دولت باز کند. این موضوع تا چه حد درست است؟
نکته اینجاست که سهام عدالت یک سبد است و تردیدی نیست که همه شرکتهایی که در این سبد هستند، سودده نیستند. ولی شرکتهایی مثل مخابرات و یا فولاد مبارکه به دلیل اینکه سوددهی بالایی دارند، نواقص و زیان شرکتهای ضررده را جبران میکنند. در واقع در موضوع سهام عدالت، یک فرد از چند شرکت واگذارشده سهام خریده است و حالا اگر یکی از این شرکتها زیانده باشد، با سود شرکتهای سود ده این زیان جبران می شود. در واقع در سبدی که سهامدار می خرد، شرکتهای زیانده و سودده با هم وجود دارند.
وجود شرکتهای زیان ده در دراز مدت بر شرکتهای سودده هم تاثیر مخرب می گذارند. برای شرکتهای زیانده چه اتفاقی باید بیفتد؟
این احتمال وجود دارد که شرکتهای زیان ده در درازمدت سود شرکتهای سودده را هم خنثی کند. با این همه اگر این شرکتهای سهام عدالت، خوب مدیریت شوند و مدیریت و برنامهریزی این شرکتها در اختیار خود سهامداران باشد - یعنی مجمعی تشکیل شود و مجمع برنامهریزی بکند و یکسری حیف و میلها و سوءاستفادههایی که تاکنون بوده است هم رفع شود - می تواند برای افراد بی بضاعت یک درآمد ثابت ایجاد کند.
با این همه، آیا نباید برای خروج شرکتهای زیان ده از سبد سهام عدالت اقدامی کرد تا دست کم در دراز مدت، کل طرح را متلاشی نکند؟
به عقیده بنده معضل اصلی این شرکتها در حال حاضر مدیریت دولتی آنها است. این موضوع از وجود شرکتهای زیانده بدتر است. دولت معمولا با هزینه سنگین تری شرکتها را مدیریت می کند و معمولا آن کسانی که بخش خصوصی واقعی هستند با صرف هزینه کمتر تلاش می کنند بهرهوری را در نیروی کار بالا ببرند و البته برنامهریزی دقیق تری دارند. بنابراین همان شرکتهایی هم که زیانده است اگر در اختیار بخش خصوصی واقعی قرار بگیرند میتوانند به سوددهی برسند و دیگر لازم نیست که از سبد خارج شوند.
برخی اعتقاد دارند که در موضوع واگذاری سهام عدالت برخی ها با استفاده از رانت و نفوذ مافیایی خود، به منافع زیادی رسیده اند. این موضوع تا چه میزان درست است؟
البته کسانی بوده اند که اساسا با اهداف مغرضانه ای اقدام به خرید شرکتهای عرضه شده کرده اند و چون هدف آنها مدیریت مجموعه نبوده و یا اهلیت اداره آن را نداشته اند، آن مجموعه را نابود کرده اند. برای نمونه در شهرستان فلاورجان، شرکتی به نام «ایرانیت» وجود داشت که هم درآمد زا بود و هم اشتغال خوبی داشت، اما هدف خریدار از همان روزهای اول نابودی آنجا بود. خریدار شرکت ایرانیت فقط از محل فروش انبارهای این شرکت توانسته پول مزایده را به دولت بپردازد، در حالی که باغات متعلق به این شرکت و یا املاک آن در شمال کشور در واقع برای خریدار مجانی تمام شده است. بعد از آن هم کل خط تولید را کف بر کرد و به عنوان آهن پاره فروخت. یا در موردی دیگر یک سرمایهگذار شرکت پلی اکریل اصفهان را خرید و از قبال آن وام های بسیار کلانی گرفت و جای دیگری سرمایهگذاری کرد. حالا هم آن فرد از دنیا رفته و وراث حاضر نیستند این اموال را مدیریت کنند؛ چون به اندازه ۱۰ برابر آن پولی که پرداختند، درآمد کسب کردند. این حیف و میل ها چنان به این طرح آسیب رسانده که نجات آن خیلی دشوار است.
با این توضیحات، آیا به نظر شما آزادسازی این سهام نمی تواند راهحل مفیدی باشد؟
به نظر نمی رسد که الان آزادسازی هم مناسب باشد. خطرآزادسازی در حال حاضر این است که افراد بی بضاعت همه فروشنده می شوند و حتی با همان مبلغی که خود دولت سرمایهگذاری کرده، سهامشان را می فروشند و این سرمایه کلان در اختیار افراد ثروتمند قرار می گیرد.
با وجود همه این اشکالات و سوء استفاده ها، شما راهحل نهایی این طرح را چه می دانید؟
این سهام باید از دولت به بخش خصوصی واقعی و به سهامداران آن واگذار شود تا یک مدیریت قوی سکان آن را به دست گرفته و بتواند هم برای شرکتهای واگذار شده و هم برای سهامداران آن که اغلب اقشار کم درآمد هستند، منشأ تحول شوند.
∎