شناسهٔ خبر: 15006464 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: فارس | لینک خبر

دیدگاه قرآن و نهج البلاغه در مورد کُره زمین - بخش دوم و پایانی

منشاء پیدایش موجودات

شناخت زمین و وقایع آن به گونه‌ای گسترده است که این مقوله را تا حدّ معرّفی یک علم مستقل به نام زمین‌شناسی (Geology) ارتقا داده است.

صاحب‌خبر -

 

2ـ متحرّک بودن زمین

در زمان نزول قرآن حقایقی از جهان و کُره خاکی در دل آیات نورانی نهفته شده بود که درک برخی از آنها پس از کشف آنها به‌وسیله بشر، همگام با توسعه علم ممکن شده است (ر.ک؛ محقّق، 1361: 39). از جمله این حقایق می‌توان به انواع حرکات زمین اشاره کرد: ﴿أَلَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهَادًا * وَالْجِبَالَ أَوْتَادًا: آیا زمین را محلّ آرامش (شما) قرار ندادیم؟! * و کوه‏ها را میخ‌هاى زمین؟!﴾ (النّباء/ 6 و 7).

در این آیات زمین به گهواره‌ای تشیبه شده که نماد ایجاد حرکت برای ایجاد آرامش کودکان است. بنابراین، صراحتاً حرکتی را برای زمین قایل شده است که زمینه آرامش و آسایش ساکنان آن را فراهم می‌آورد که بعداً این مسأله با کشف کُروی بودن زمین و حرکت آن به دور خورشید و ایجاد روز و شب به درستی درک شد (ر.ک؛ طبرسی، 1372: 98).

 روز و شبی که حاصل این حرکت زمین است، زمینه مناسبی را برای فعّالیّت روزانه و آسایش شبانه انسان‌ها فراهم آورده است. حضرت علی(ع) نیز با بیان متفاوت و مفهوم مشابه درباره حرکت موجودات می‌فرماید: «آنچه را آفرید، با اندازه‌گیری دقیق استوار کرد و نظم بخشید. هر پدیده را برای همان جهت که آفریده شد، به حرکت درآورد، چنان‌که از حدّ خود تجاوز ننماید» (نهج‌البلاغه/ خ 91).

 با توجّه بدین مطلب که کُره زمین نیز از آفریده‌های پروردگار یکتاست، از قاعده حرکت منظّم و در حدود معیّن مستثنی نمی‌باشد. همچنین ایشان در باب حرکت آفتاب و ماه به طور اخص می‌فرماید: «آفتاب را نشانه روشنی‌بخش روز و ماه را با نوری کمرنگ برای تاریکی شب‌ها قرار داد و آن دو را در مسیر حرکت خویش به حرکت درآورد و حرکت آن دو را دقیق اندازه‌گیری کرد (اشاره به مترولوژی (Metrology)) تا در درجات تعیین‌شده حرکت نمایند که بین شب و روز تفاوت باشد و قابل تشخیص شود و با رفت و آمد آنها شماره سال‌ها و اندازه‌گیری زمان ممکن باشد» (همان / خ 91)» (دشتی، 1379: 141).

همچنین آن حضرت می‌فرماید: «... وَ جَعَلَ شَمسَهَا آیَه مُبْصِرَه لِنَهَارِهَا، وَ قَمَرَهَا آیَه مَمْحُوَّه مِنْ لَیلِهَا، وَ أَجْرَاهُمَا فِی مَنَاقِلِ مَجْرَاهُمَا وَ قَدَّرَ مَسِیَرهُمَا فِی مَدَارِجِ دَرَجِهِمَا، لِیُمَیِّزَ بَیْنَ اللَّیْلِ وَالنَّهَارِ بِهِمَا، وَ لِیُعْلَمَ عَدَدُ السِّنِینَ وَ الْحِسَابُ بِمَقَادِیرِهِمَا...: ... خورشید را نشانه روشنی‌بخش روز در تمام ایّام و ماه را نوری کمرنگ برای (زدودن شدّت تیرگی) شب‌ها قرار داد، و آن دو را در مجرای خودشان به جریان انداخت، و مراحلی را که باید بپیمایند، اندازه‌گیری نمود تا میان شب و روز تفاوت حاصل شود و با رفت و آمد آنها شماره سالها و حساب آن را بتوان فهمید...» (نهج‌البلاغه/ خ 91).

سپس قرآن به آیاتی با صراحت بیشتر در مورد حرکت زمین سخن می‌گوید. در آیه 88 از سوره نمل بیان شده ‌است که «هنگامی که به کوه‌ها می‌نگری، فکر می‌کنی که آنها بر جای خود ایستاده‌اند، امّا آنها همانند ابرها در حرکت‌اَند». چنان‌که مشاهده می‌شود، در این آیه کوه‌ها مانند ابرها در حرکت توصیف شده‌اند: ﴿وَتَرَى الْجِبَالَ تَحْسَبُهَا جَامِدَه وَهِیَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ صُنْعَ اللَّهِ الَّذِی أَتْقَنَ کُلَّ شَیْءٍ إِنَّهُ خَبِیرٌ بِمَا تَفْعَلُونَ: کوه‏ها را مى‏بینى و آنها را ساکن و جامد مى‏پندارى، در حالى‌که مانند ابر در حرکت‌اَند. این صنع و آفرینش خداوندى است که همه چیز را متقن آفریده است. او از کارهایى که شما انجام مى‏دهید، مسلّماً آگاه است﴾ (النّمل/ 88).

برخی مفسّران معتقدند که این آیه در باره روز قیامت است، ولی برخی معتقدند که این آیه به پدیده‌های طبیعی اشاره دارد، به‌ویژه وقتی آیه زیر را کنار این آیه بررسی می‌نماییم که می‌فرماید: «وَالْأَرْضِ ذَاتِ الصَّدْعِ: و سوگند به زمین پُرشکاف (که گیاهان از آن سر برمى‏آورند)» (الطّارق/ 12).

از مفهوم این آیه به نظریّه تکتونیک صفحه‌ای(Plate Tectonic)یا شکافت می‌رسیم که در قرن بیستم و سال‌ها پس از نزول قرآن کشف شده‌ است. این نظریّه پوسته زمین را متشکّل از صفحه‌هایی می‌داند که نسبت به یکدیگر ثابت نیستند و دائماً در حال حرکت‌های دورشونده (ایجاد پوسته جدید)، حرکت نزدیک‌شونده (کوه‌زایی) و حرکت لغزشی می‌باشد (سعیدی رضوی، 1388: 191). امروزه می‌دانیم که در کف اقیانوس‌ها پیوسته پوسته‌زایی صورت می‌گیرد و در زون‌های فرورانش (Subduction) پوسته به زیر پوسته دیگر فرومی‌رود. در حقیقت، تکتونیک صفحه‌ای آشکارا دیده می‌شود که در قرآن، این کتاب آسمانی در قرن‌ها قبل این موضوع علمی بدینگونه بیان شده‌ است.

3ـ به ‌وجودآمدن موجودات

آفرینش و خلقت موجودات از مسایلی است که اهمیّت آن با تعداد زیادی آیات که در این رابطه نازل شده است، معیّن می‌گردد. تنوّع حیرت‌انگیز خلقت با شناخت بیش از 10 میلیون گونه موجود زنده بر کسی پوشیده نیست (Stearn et al, 1989: p. 451). زمان آغاز خلقت موجودات زنده به طور دقیق قابل تخمین نیست، ولی مطالعات دانشمندان با توجّه به رسوبات متعلّق به 5/3 میلیارد سال پیش نشان می‌دهد که حیات در آن دوران وجود داشته است (زارع مایوان، 1381: 51).

 خداوند در باب خالق و منشاء آفرینش موجودات و انسان در قرآن با بشر سخن گفته ‌است. خداوند بزرگ می‌فرمایند: ﴿وَ مِنْ آیَاتِهِ خَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَثَّ فِیهِمَا مِن دَابَّه وَ هُوَ عَلَى جَمْعِهِمْ إِذَا یَشَاء قَدِیرٌ: و از آیات اوست آفرینش آسمانها و زمین و آنچه از جنبندگان در آنها منتشر نموده است، و او هرگاه بخواهد، بر جمع آنها تواناست﴾ (الشّوری/ 29).

خداوند متعال آفرینش آسمان‌ها و زمین و هر آنچه در آن است، به خود نسبت داده است و حتّی حیات را منحصر به کُره زمین ننموده است. تنوّع و تغییرات محیطی، تغییرات زیادی را در حیات و تنوّع زیستی ممکن ساخته است. چه بسیار موجودات که مخلوق اویند و وجود آنها بر ما پوشیده است. خداوند متعال در آیه 45 سوره نور می‌فرماید: «خداوند همه جنبندگان را از آب آفرید».

 او منشاء پیدایش همه موجودات را آب معرّفی کرده است و در آیات 54 از سوره فرقان و 20 از سوره روم بشر را از منشاء آب و خاک معرّفی می‌فرماید (ر.ک؛ طبرسی، 1368: 112). همچنین در آیه از 5 سوره حج به این نکته اشاره فرموده است که زمین بستر مناسبی است، ولی بدون آب حیات گیاهان و به تبع آن، انسان در آن ممکن نمی‌باشد. پس وجود آب و باران به عنوان منشاء آن الزامی است (ر.ک؛ بی‌آزار شیرازی، 1368: 87): ﴿وَاللَّهُ خَلَقَ کُلَّ دَابَّه مِن مَّاءٍ فَمِنْهُم مَّن یَمْشِی عَلَى بَطْنِهِ وَمِنْهُم مَّن یَمْشِی عَلَى رِجْلَیْنِ وَمِنْهُم مَّن یَمْشِی عَلَى أَرْبَعٍ یَخْلُقُ اللَّهُ مَا یَشَاءُ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ: و خداوند هر جنبنده‏اى را از آبى آفرید.

 گروهى از آنها بر شکم خود راه مى‏روند، و گروهى بر دو پاى خود، و گروهى بر چهار پا راه مى‏روند. خداوند هر چه را بخواهد مى‏آفریند؛ زیرا خدا بر همه چیز تواناست﴾ (النّور/ 45)؛ ﴿وَهُوَ الَّذِی خَلَقَ مِنَ الْمَاءِ بَشَرًا فَجَعَلَهُ نَسَبًا وَصِهْرًا وَکَانَ رَبُّکَ قَدِیرًا: اوست که از آب، انسانى را آفرید. سپس او را نَسَب و سبب قرار داد (و نسل او را از این دو طریق گسترش داد) و پروردگار تو همواره توانا بوده است﴾ (الفرقان/ 54)؛ ﴿وَمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَکُم مِّن تُرَابٍ ثُمَّ إِذَا أَنتُم بَشَرٌ تَنتَشِرُونَ: و از نشانه‏هاى او این است که شما را از خاک آفرید، سپس بناگاه انسان‌هایى شُدید و در روى زمین گسترش یافتید﴾ (الرّوم/ 20)؛

 ﴿یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِن کُنتُمْ فِی رَیْبٍ مِّنَ الْبَعْثِ فَإِنَّا خَلَقْنَاکُم مِّن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطْفَه ثُمَّ مِنْ عَلَقَه ثُمَّ مِن مُّضْغَه مُّخَلَّقَه وَغَیْرِ مُخَلَّقَه لِّنُبَیِّنَ لَکُمْ وَ نُقِرُّ فِی الْأَرْحَامِ مَا نَشَاءُ إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى ثُمَّ نُخْرِجُکُمْ طِفْلًا ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّکُمْ وَمِنکُم مَّن یُتَوَفَّى وَمِنکُم مَّن یُرَدُّ إِلَى أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِکَیْلَا یَعْلَمَ مِن بَعْدِ عِلْمٍ شَیْئًا وَتَرَى الْأَرْضَ هَامِدَه فَإِذَا أَنزَلْنَا عَلَیْهَا الْمَاءَ اهْتَزَّتْ وَرَبَتْ وَأَنبَتَتْ مِن کُلِّ زَوْجٍ بَهِیجٍ: اى مردم! اگر در رستاخیز شک دارید، (به این نکته توجّه کنید که) ما شما را از خاک آفریدیم. سپس از نطفه، و بعد از خون بسته شده، سپس از «مضغه» [= چیزى شبیه گوشت جویده شده‏] که بعضى داراى شکل و خلقت است و بعضى بدون شکل، تا براى شما روشن سازیم (که بر هر چیز قادریم)! و جنین‏هایى را که بخواهیم تا مدّت معیّنى در رَحِم (مادران) قرارمى‏دهیم، (و آنچه را بخواهیم ساقط مى‏کنیم).

بعد شما را به صورت طفل بیرون مى‏آوریم. سپس هدف این است که به حدّ رشد و بلوغ خویش برسید. در این میان، بعضى از شما مى‏میرند و بعضى آنقدر عمر مى‏کنند که به بدترین مرحله زندگى (و پیرى) مى‏رسند، آنچنان که بعد از علم و آگاهى، چیزى نمى‏دانند! (از سوى دیگر،) زمین را (در فصل زمستان) خشک و مرده مى‏بینى، امّا هنگامى که آب باران بر آن فرومى‏فرستیم، به حرکت درمى‏آید و مى‏روید و از هر نوع گیاهان زیبا مى‏رویاند﴾ (الحج/ 5).

حضرت علی(ع) در سخنان گهربار خود توصیف‌هایی زیبا از آفریده‌های خداوند در زمین و دلایل خلقت آنها ارائه داده ‌است: «زمین به‌وسیله باغ‌های زیبا همگان را به سرور و شادی دعوت کرد و با لباس نازک گلبرگ‌ها که بر خود پوشیده، هر بیننده‌ای را به شگفتی واداشت. با زینت و زیوری از گلوبند گل‌های گوناگون خود را آراست و هر بیننده‌ای را به وجد آورد. فرآورده‌های نباتی را توشه و غذای انسان و روزی حیوانات قرار داد. در گوشه و کنار آن درّه‌های عمیق آفرید و راه‌ها و نشانه‌ها را برای آنان که بخواهند از جاده‌های وسیع آن عبور کنند، قرار داد... بین زمین و جو فاصله افکند و وزش بادها را برای ساکنان آن آمادّه ساخت. تمام نیازمندی‌ها و وسایل زندگی را برای اهل زمین استخراج و مهیّا فرمود.

آنگاه ابرها را آفرید تا قسمت‌های مرده آن احیا شود و گیاهان رنگارنگ برُوید و در این راه، هیچ بلندی از بلندای زمین را وامگذاشت. قطعات بزرگ و پراکنده ابرها را به هم پیوست تا سخت به حرکت درآمدند و با به هم خوردن ابرها برق‌ها درخشیدن گرفت و از درخشندگی ابرهای کوه‌پیکر و متراکم چیزی کاسته نشد. ابرها را پی‌درپی فرستاد تا زمین را احاطه کنند و بادها شیر باران را از ابرها دوشیدند و به شدّت به زمین فرو ریختند و در بخش‌های بی‌گیاه زمین انواع گیاهان روییدند و در دامنه کوه‌ها سبزه‌ها پدید آمدند» (نهج‌البلاغه/ خ 91).

ایشان در این سخنان خود به خلق موجودات اشاره می‌نماید که خداوند به‌واسطه آنها نیازهای مادّی بشر را رفع می‌نماید، امّا پس از آن به بیان خلقت زیبایی‌های آفریده‌ها می‌پردازند که مقصود خداوند از خلقت زیبایی‌ها را، رفع نیازهای روحی بشر عنوان می‌نمایند که اسباب لذّت بصری و شادی دلهای آنان را فراهم می‌نماید» (امامی، 1388: 117 و دشتی، 1391: 139).

4ـ پایان جهان

﴿یَوْمَ نَطْوِی السَّمَاءَ کَطَیِّ السِّجِلِّ لِلْکُتُبِ کَمَا بَدَأْنَا أَوَّلَ خَلْقٍ نُّعِیدُهُ وَعْدًا عَلَیْنَا إِنَّا کُنَّا فَاعِلِینَ: در آن روز که آسمان را چون طومارى در هم مى‏پیچیم، (سپس) همانگونه که آفرینش را آغاز کردیم، آن را بازمى‏گردانیم. این وعده‏اى است بر ما، و قطعاً آن را انجام خواهیم داد﴾ (الأنبیاء/ 104).

در این آیه خداوند خبر از قیامت می‌دهد و آن را عکس عمل آفرینش معرّفی می‌نماید (ر.ک؛ طباطبائی، 1392: 95). امروزه دانشمندان معتقدند چنین اتّفاقی در انتظار جهان است، به طوری‌که بعد از انبساط پیوسته جهان (نظریّه Big Bang) زمانی می‌رسد که جهان دیگر قادر به انبساط بیشتر نیست. بنابراین، در یک حرکت برگشتی، مواد منقبض می‌شود و اندازه جهان به مقدار اوّلیّهه خود بازمی‌گردد. آیات متعدّدی پیرامون تغییرات آفرینش ذکر شده است و به موارد متعدّدی در آنها اشاره گردیده است.

از جمله این آیات با طبقه‌بندی موردی می‌توان به آیات (الجن/ 9)، (الصّافات/ 6) و (الأنبیاء/ 104) درباره دریاها، آیات (الإنشقاق/ 4)، (المزمّل/14) و (الفجر/ 21) در باب زمین، آیات (المرسلات/ 10)، (القارعه/ 5) و (التّکویر/ 3) درباره کوه‌ها، آیات (القیامه/ 8 و 9) و (التّکویر/ 1) در باب ماه و خورشید و آیات (المرسلات/ 8)، (الإنفطار/ 2) و (التّکویر/ 2، 15 و 16) درباره ستارگان اشاره نمود (ر.ک؛ پور یوسف، 1386: 90).

توصیف زیبای حضرت علی(ع) در این باره بسیار زیبا و خواندنی است: «... حَتَّی إِذَا بَلَغَ الْکِتَابُ أَجَلَهُ، وَالاََْمْرُ مَقَادِیرَهُ، وَأُلْحِقَ آخِرُ الْخَلْقِ بِأَوَّلِهِ، وَجَاءَ مِنْ أَمْرِ اللهِ مَا یُرِیدُهُ مِنْ تَجْدِیدِ خَلْقِهِ، أَمَادَ السَّماءَ وَ فَطَرَهَا وَأَرَجَّ الاََْرْضَ وَ أَرْجَفَهَا، وَ قَلَعَ جِبَالَهَا وَنَسَفَهَا، وَ دَکَّ بَعضُهَا بَعْضاً مِنْ هَیْبَه جَلاَلَتِهِ وَ مَخُوفِ سَطْوَتِهِ...: تا آن زمان که پرونده این جهان دوباره بسته شود و خواست الهی فرا رسد و آخر آفریدگان به آغاز آن بپیوندد، آنگاه آسمان را به حرکت در‌آورد و از هم بشکافد و زمین را به شدّت بلرزاند و سخت تکان دهد که کوه‌ها از جا کنده شده، در برابر هیبت و جلال الهی بر یکدیگر کوبیده شوند و متلاشی و با خاک یکسان گردند».(نهج‌البلاغه/ خ 109).

 در انتها می‌فرماید: «وَ قَالَ [علیه‌السّلام] کُلُّ مَعْدُودٍ مُنْقَضٍ وَ کُلُّ مُتَوَقَّعٍ آتٍ:هر چیز که شمردنی است، پایان می‌پذیرد و هر چه را که انتظار می‌کشیدی، خواهد رسید» (همان/ ح 75). در واقع، آن حضرت با ذکر حیات مادّی در زمره اقلام شمارشی، بر پایان پذیرفتن آن تأکید می‌نمایند (ر.ک؛ استادولی، 1387: 141).

نتیجه‌گیری

مسایل مختلفی که سالیان سال ذهن انسان را به خود مشغول داشته، از جمله راز آفرینش، چگونگی حیات، پدیده‌های مختلف زمین‌شناسی، معاد روز قیامت یا حتّی کوچکترین موارد علم زمین‌شناسی به روشنی در قرآن زمانی بیان شده است که اطّلاعات بشر بسیار اندک بود. لذا مطالب علمی بر طبق میزان دانش مردم در همان زمان بیان شده است و این تأییدی بر اعجاز قرآن مجید است.

خداوند قادر متعال تمام امکاناتی را که بشر به آن نیاز داشته تا در روی زمین به زندگی بپردازد، در زمین به وجود آورده است و از وجود این نکات علمی به اندازه درک بشر در قرآن ذکر فرموده است و به بشر گوشزد کرده که در زمین سیر کند و به تفکّر بیفتد و افزون بر این، چنین مفاهیم بلندی را در نهج‌البلاغه نیز با بیان فصیح حضرت علی (ع) این مسایل مجدّداً بیان شده است. باشد تا بشر به فکر افتاده و بیشتر تفکّر و تعمّق نماید.

مراجع

قرآن کریم. (1383). ترجمه حسین انصاریان. قم: انتشارات اسوه.

شریف رضی، محمّد بن حسین. (1387). نهج‌البلاغه. ترجمه حسین استادولی. چاپ چهارم. قم: انتشارات اسوه.

ـــــــــــــــــــــــــ . (1388). نهج‌البلاغه. ترجمه محمّدجعفر امامی. چاپ ششم. قم: انتشارات امام علی بن أبی‌طالب.

ـــــــــــــــــــــــــ . (1379). نهج‌البلاغه. ترجمه محمّد دشتی. چاپ اوّل. قم: انتشارات پارسیان.

ـــــــــــــــــــــــــ . (1391). نهج‌البلاغه. ترجمه محمّد دشتی. چاپ سوم. قم: انتشارات رسالت یعقوبی.

بی‌آزار شیرازی، عبدالکریم. (1360). مجموع قرآن و طبیعت. تهران: مؤسّسه انتشارات بعثت.

پور یوسف، عبّاس. (1386). خلاصه تفاسیر قرآن مجید (المیزان و نمونه). چاپ سوم. تهران: نشر شاهد.

داودی، محمّدرضا. (1382). «اهل بیت و تفسیر موضوعی قرآن». ماهنامه معرفت. ش 71.

رضایی اصفهانی، محمّدعلی. (1389). «چیستی و چالش‌های اعجاز علمی قرآن». دو فصلنامه تخصصی قرآن و علم. شماره 7. ص 13.

زارع مایوان، حسن. (1381). زیست‌شناسی عمومی. چاپ پنجم. تهران: سازمان مطالعه و تدوین کُتُب علوم انسانی دانشگاه‌ها (سمت).

سعیدی رضوی، بهزاد. (1388). بررسی مرز چینه‌شناسی زیستی کرتاسه ـ ترشیاری در قسمت‌های مرکزی و غربی کپّه داغ بر مبنای فرامینیفرها. رساله دکتری دانشگاه آزاد اسلامی. تهران: واحد علوم و تحقیقات.

سبحانی، قریب. (1363). زمین در فضا. چاپ اوّل. تهران: نشر آفتاب.

طباطبائی، سیّد محمّدحسین. (1392). المیزان فی تفسیر القرآن. ج 12. چاپ پنجم. قم: دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرّسین حوزه علمیّه قم.

طبرسی، فضل بن حسن. (1372). مجمع البیان فی تفسیر القرآن. چاپ سوم. تهران: انتشارات ناصرخسرو.

ــــــــــــــــــــــ . (1368). جوامع الجامع فی تفسیر القرآن المجید. تهران: چاپ دانشگاه تهران.

محقّق، محمّدباقر. (1361). نمونه بیانات درخشان نزول قرآن. تهران: انتشارات اسلامی.

مکارم شیرازی، ناصر. (1388). قرآن حکیم و شرح آیات منتخب. قم: انتشارات باران.

Greenstein, G. . (1988). The symbiotic universe: Life and mind in the cosmos. New York: William Morrow and Co.

Berberian, M., (1981). ”Toward a paleography and tectonic evolution of Iran”, Canadian Journal of Earth Science. King G.C.P. 18. 210-265.

Emery, D. (1996). Sequence Stratigraphy. Blackwells. Oxford, Myers, K.297p.

Stearn et al. (1989). Paleontology, the record of life. Wiley. 453p.

نویسنده:

بهزاد سعیدی رضوی: استادیار پژوهشگاه استاندارد، کرج

فصلنامه سراج منیر شماره 15

انتهای متن/