شناسهٔ خبر: 15005739 - سرویس اجتماعی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه جام‌جم | لینک خبر

مرد معتاد برادرش را کشت

مرد معتاد که برادر بزرگ ترش را در شهرک ولی‌عصر(عج) با ضربه‌های چاقو از پا درآورده بود، ساعاتی پس‌از قتل در حال مصرف مواد مخدر دستگیر شد.

صاحب‌خبر -

به گزارش جام‌جم، ساعت 9 و 30 دقیقه دیروز، ماموران کلانتری شهرک ولی‌عصر(عج) تهران در تماس با قاضی مرادی، بازپرس کشیک قتل دادسرای امور جنایی تهران، او را در جریان قتل مردی 52 ساله به نام محمدرضا در خیابان گره گشای شهرک ولی‌عصر(عج) قرار دادند.

بعد از این تماس بازپرس جنایی همراه کار آگاهان اداره دهم پلیس آگاهی و گروه بررسی صحنه جرم در آنجا حاضر شده و در تحقیقات مقدماتی دریافتند این مرد در حالی که با ضربه‌های چاقو مجروح شده بود، به بیمارستان انتقال یافته و بر اثر شدت جراحات فوت کرده است. بررسی‌‌های اولیه در محل درگیری نشان می‌داد مقتول قصد سوار شدن به خودرویش را داشته که هدف ضربه‌های چاقو قرار گرفته است.

پسر مقتول به بازپرس گفت:پدرم در کارگاه تراشکاری کار می‌کرد. ساعت 8 و 30 دقیقه مثل هر روز خانه را ترک کرد اما چند دقیقه بعد صدای کمک‌خواهی او را شنیدیم. وقتی از خانه بیرون آمدم با پیکر غرق در خون پدرم روبه‌رو شدم و او را به بیمارستان منتقل کردم. در این‌باره به عموی کوچک ترم ظنین هستیم. او به‌دلیل مشکلات روحی و اعتیاد به شیشه، از طرف اعضای خانواده‌اش طرد شده و کسی با او ارتباطی نداشت. او با پدرم اختلاف‌هایی داشت و چند بار وی را تهدید کرده بود . امروز هم همسایه‌ها او را مقابل خانه دیده بودند.

ماموران با بررسی محل حادثه متوجه شدند مغازه و کارگاهی در همان حوالی مجهز به دوربین مداربسته است. با دستور بازپرس جنایی، دوربین‌های مداربسته آنجا مورد بازبینی قرار گرفت و فیلم صحنه درگیری و فرار قاتل به دست آمد. زمانی که تصویر ضارب را به خانواده مقتول نشان دادند، معلوم شد او همان برادر مقتول است. با مشخص شدن هویت قاتل فراری، او با دستور قضایی تحت تعقیب ماموران اداره دهم پلیس آگاهی تهران قرار گرفت.

ماموران با هماهنگی قضایی برای دستگیری متهم فراری به خانه‌اش در شهرک انقلاب منطقه خاوران اعزام شده و ساعاتی بعد از جنایت او را در آنجا و هنگام مصرف موادمخدر دستگیر کردند.

متهم با انتقال به اداره دهم پلیس آگاهی تهران بازجویی شد و به قتل برادرش اعتراف کرد.

مرد برادرکش به پلیس گفت: صبح در کمین برادرم بودم. او سمت خودرویش رفت و به دلیل گرمای هوا شیشه را پایین آورد، به او نزدیک شدم. چاقویی را که داخل کیف دستی‌ام بود، بیرون آوردم و با آن ضربه‌ای به گردنش زدم و فرارکردم. اختلاف میان من و برادرم از حدود 20 سال پیش آغاز و همچنان ادامه داشت و سرانجام به مرگ او ختم شد .