شناسهٔ خبر: 15003861 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه ایران | لینک خبر

صحنه

صاحب‌خبر - خواهران غریب و چند داستان دیگر نگاهی به نمایش سه خواهر و دیگران، نوشته وکار حمید امجد احمد طالبی نژاد منتقد سینما اگر چه حمید امجد در نمایش سه خواهر ودیگران، بزرگترین توهین را نسبت به منتقدان روا می‌دارد و از زبان یکی از شخصیت‌هایش آنها را مشتی نادان و بی‌سواد قلمداد می‌کند که از راه عدم درک درست آثار نان می‌خورند اما، به پاس کوششی که او در ادبیات نمایشی ایران وجهان سال‌هاست به کار برده و می‌برد و حاصلش شده است این نمایش سترگ و پر مغز، از این توهین درمی گذرم. نمایش سه خواهر و دیگران، در واقع بازنویسی و تلفیقی است از سه اثر برجسته چخوف – دایی وانیا، سه خواهر و باغ آلبالو، با اشارات متعدد به برخی آثار شکسپیر بویژه شاه لیر که تماتیک‌اش شباهت فراوانی با سه خواهر دارد. امجد در بروشور نمایش بارها به تأثیر‌پذیری چخوف از شکسپیر تأکید کرده - و البته این دریافت تازه‌ای هم نیست- تا درونمایه‌های مشترک آثار این دوغول عرصه ادبیات نمایشی را باز نماید. در عین حال با افزودن نقش «فیر» یا چنان که خودش دوست‌تر می‌دارد «فیروز» که همان سیاه نمایش‌های سنتی خودمان است، مضمون یا بهتر بگویم مضامین اثر را جهانشمول‌تر کند. مضامینی همچون دلشوره فروپاشی به عنوان یکی از نگرانی‌های جوامع پیرامونی در جهان امروز، از دست دادن مایملک، نگرانی‌های محیط زیستی (نابودی باغ به عنوان نمادی از سرزمین و در عین حال محیط زیست) و از دست رفتن عمر و فرصت‌های شخصی که حاصلش شده است تنهایی گسترده در هیاهوی زندگی. امجد در نقد گونه‌ای که به عنوان مقدمه در بروشور آورده، و صرفنظر از تکراری بودن برخی تکه‌هایش، نثر زیبا و مشبعی هم دارد، بر این درونمایه‌ها تأکید فراوان کرده است. ترفند شخصیت‌پردازی فیروز(سیاه) و توجیه حضورش در نمایش به عنوان یک ایرانی روس شده، از جمله تحسین‌برانگیز‌ترین بخش‌های نمایش است. پدر فیروز فرزند یکی از همراهان گروه مذاکره‌کننده‌ای بوده که در عهد عباس میرزا وپس از شکست ایران از روس که منجر به عقد دو قرار داد ننگین ترکمنچای وگلستان شد و بخش‌های مهمی از ایران را به روس‌ها سپرد، راهی روسیه شده و پس از مرگ پدر در آن سرزمین، جانشین وی شده، به خدمت خانواده‌ای اشرافی در آمده و اینک به عنوان نوکر کمر به بندگی سه خواهر بسته است. فیروز با بازی واقعاً درخشان افشین هاشمی، خلاقانه‌ترین شخصیت این نمایش است.به عبارت دیگر امجد در این متن، فقط به قول امروزی‌ها دراماتورژی نکرده بلکه در مقام مؤلف، اثری همتراز با آثار اصلی (منابع) خلق کرده است. نمایشی طولانی که می‌توانست پر ملال باشد ولی آنقدر ملاط و قوت دارد که خوشبختانه چنین نشده. بخشی از این موفقیت، بی‌تردید از محتوای غنی و دیالوگ‌های خردمندانه اثر بر می‌آید که مخاطب را با درون و ذهن خود درگیر می‌کند؛ تا حدی که کهنگی ظاهری متن، مانع درک عمیق درونمایه‌اش نمی‌شود. آنچه بر صحنه می‌بینیم، در واقع، یک حدیث نفس انسانی است که در قالبی طنز آلود – البته طنز چخوفی- که از هر جدی، جدی‌تر است جلوه گر می‌شود.طراحی صحنه، لباس و نور، کار امیر اثباتی در عین برخورداری از مؤلفه‌های کلاسیک، حاوی نوآوری‌هایی است که از درونمایه نوآورانه اثر نشأت گرفته است.استفاده از ساز آکاردئون و ویولون در موسیقی ساده و برانگیزاننده نمایش که از سالن انتظار وپیش از آغاز نمایش شروع و تا پایان آن را همراهی می‌کند، در ایجاد فضای نوستالژیک نمایش نقش مهمی دارد.دست کم برای همنسلان من صدای آکاردئون یاد آور نوعی زندگی ساده و سرشار از عاطفه است. امجد که به قول خودش در خبر‌ها پس از دوازده سیزده سال دوری از صحنه – و چند بار هم براین نکته تأکید کرده- به این میدان برگشته، ما را با این حسرت مواجه می‌کند که‌ ای کاش این وقفه در کارش نیفتاده بود و تئاتر امروز ایران از حضور و وجودش بهره بیشتری می‌برد. هر چند باید یادآور شد که به نظر می‌رسد او کمی از فضای امروز جامعه دور مانده و ریتم زمانه را از دست داده است. در نمایش صحنه‌های اضافی که کاربرد دراماتیکی ندارند یا تکراری به نظر می‌رسند کم نیستند. به عنوان مثال تک گویی فیروز در شروع نمایش در عین جذابیت، دردی از اصل ماجرا دوا نمی‌کند واگر نبود بازی خوب و حیرت انگیز افشین هاشمی، واقعاً لزومی به این تک گویی نبود. تحمل یک اجرای سه ساعته با ضرباهنگ کم و بیش کند، واقعاً در این روزگار شتابناک، دشوار است. یک جراحی مختصر و حذف برخی صحنه‌های اضافی می‌توانست جذابیت‌های نهان و آشکار اثر را دوچندان کند. من نمی‌دانم محمد رحمانیان که در بروشور از وی سپاس ویژه به عمل آمده، چه نقشی در متن و اجرا داشته اما ای کاش او که طی همه دوره‌ها خودش را با شرایط وفق داده و هرگز از صحنه دور نبوده و نبض زمانه را هم در دست دارد، به امجد توصیه می‌کرد، بی‌رحمانه دست به پیرایش متن بزند.