درمان سرطان و بیماریهای حاد با پیوند سلولهای بنیادی ممکن شده است
زندگی در یک قدمی بیماران لاعلاج
صاحبخبر - رقیه بقایی «مغز استخوان»، محل سکونت و زندگی سلولهای بنیادی خون ساز بدن و کارخانه تولیدکننده سه رده سلول خونی یعنی گلبولهای سفید، قرمز و پلاکتها است. در مغز استخوان، غیر از سلولهای بنیادی خون ساز، سلولهای دیگری هم وجود دارد؛ این سلولها وظیفه تمایز و ساخت سلولهای دیگری مانند غضروف، چربی، عضله، استخوان، عصب و کبد را در بدن برعهده دارند.دکتر امیرعلی حمیدیه در گفتوگو با «ایران» در خصوص تاریخچه پیوند مغز استخوان میگوید: این رشته در ابتدا «پیوند مغز استخوان» نامیده میشد اما امروزه به «پیوند سلولهای بنیادی خون ساز» تغییر نام داده است. این تغییر به زمان بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی مربوط میشود. در آن هنگام پزشکان با بررسی علت مرگ و میر عدهای از مردم متوجه شدند تشعشعات اتمی باعث نابود شدن سلولهای مغز استخوان و به دنبال آن خونریزی و عفونت شده است. در این روش مغز استخوان بیمارانی را که دچار بیماری هستند با اشعه، شیمی درمانی و غیره از بین میبرند و مغز استخوان سالم را جایگزین آن میکنند یعنی از این تهدید به عنوان یک فرصت در علم پزشکی استفاده شده است. دبیرستاد توسعه و فناوری های سلول های بنیادی کشور در خصوص موارد استفاده از پیوند سلولهای بنیادی خون ساز در بیماران میافزاید: در حال حاضر، این نوع پیوند برای درمان بیش از 60 نوع بیماری به کار میرود که در قالب 6 گروه کلی طبقهبندی میشود. گروه اول، بیماریهای خونی بدخیم شامل سرطانهای خون حاد و مزمن است، گروه دوم بیماریهای خونی غیر بدخیم که شامل انوع تالاسمی و... است، گروه سوم بیماریهایی با نقص ایمنی مادرزادی، گروه چهارم بیماریهای متابولیک ارثی، گروه پنجم برخی از تومورها مثل تومورهای استخوانی و غدد فوق کلیوی و گروه ششم بیماریهای خود ایمن یا اتو ایمن هستند. خوشبختانه در حوزه سلولهای بنیادی مغز استخوانی غیر خونی نیز تحقیقات بسیاری در ایران و سایر کشورها انجام شده است که در حالِ انجام کارآزماییهای بالینی هستند که آینده روشنی را برای درمان بیماریها خواهد داشت. به گفته دکتر حمیدیه، اهدای سلولهای بنیادین خون ساز هیچ خطری برای فرد اهداکننده ندارد و در این نوع اهدای عضو، هیچ عضوی از بدن فرد اهداکننده برداشته نمیشود چون مغز استخوان بافتی است که بسرعت قدرت نوسازی و خود ترمیمی دارد و فرد اهداکننده با وجود اینکه جان فردی را نجات میدهد چیزی را هم از دست نخواهد داد. دکتر حمیدیه شرط اساسی در اهدای سلولهای بنیادی خون به بیماران را مشابهت در شناسنامه ژنتیکی میداند و میافزاید: اهدای سلولهای بنیادی خون ساز ربطی به گروههای خونی ندارد بلکه مشابهت در شناسنامه ژنتیکی مدنظر است که بهترین اهداکننده خواهر یا برادر تنی فرد بیمار است. متأسفانه امروزه به دلیل کوچک شدن اندازه خانوادهها در ایران و بسیاری از کشورها از هر 10 نفر بیمار نیازمند به پیوند، برای 7 نفر اهداکننده سازگار در خانواده وجود ندارد. البته در صورتی که فرد سازگار خانوادگی وجود نداشته باشد باید از داوطلبان غیرخانوادگی کمک گرفت که احتمال مشابهت شناسنامه ژنتیکی فرد اهداکننده غیر خانوادگی با فرد بیمار بسیار کم است. وی در خصوص «بانک اهدای سلولهای بنیادی ایران» میگوید: طرح اولیه بانک اهدای سلولهای بنیادی ایران در سال 1387 به دانشگاه تهران ارائه شد. با تصویب این طرح در سال 1388 این بانک در سازمان انتقال خون و شهرهای شیراز و مشهد نیز تأسیس شد. البته راهاندازی آن در شهرهای دیگری نیز در حال انجام است و مقرر شده همه این مراکز در قالب شبکه ملی اهداکنندگان سلولهای بنیادی به صورت زنجیروار به هم مرتبط شوند و اطلاعات ژنتیکی همه اقوام ایرانی در این بانک ملی قرار گیرد. همچنین «مراکز پیوند مغز استخوان» در بیمارستان شریعتی تهران، نمازی شیراز، امام خمینی تهران، بابل، مشهد، اهواز، کرمانشاه و کرمان راهاندازی شده است. دبیر ستاد توسعه علوم و فناوریهای سلولهای بنیادی کشور، هزینههای پیوند مغز استخوان را بسیار سنگین میداند که امیدوار است با اجرای طرح تحول نظام سلامت این هزینهها توسط دولت پوشش داده شود. وی در ادامه خاطرنشان میسازد: راهاندازی آزمایشگاهها و مراکز مجهز برای این حوزه هزینههای بسیار زیادی دارد که در دو سال اخیر اقدام های خوبی از سوی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی کشور صورت گرفته است و امیدواریم روز به روز شاهد گسترش مراکز پیوند و توسعه شبکه ملی اهداکنندگان باشیم. البته این نکته را باید بدانیم که کشور ما در قسمت شرق مدیترانه و خاورمیانه از مراکش تا پاکستان نخستین کشوری بود که پیوند از اهداکنندگان غیر خویشاوند را شروع کرد و بیشترین پیوند از اهداکنندگان غیر خویشاوند را نیز انجام داده است. تعداد پیوندهای ما به حد مطلوبی رسیده هرچند هنوز که هنوز است بسیاری با این داستان آشنایی ندارند و نمیدانند که چه فرصت بینظیری برای درمان بیماریهای لاعلاج است.∎