شناسهٔ خبر: 14977298 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: قدس آنلاین | لینک خبر

یادداشت/ محمد رضا فرهادی

تشدید تنش و خروج از انزوا؛ استراتژی‌های اصلی آمریکا

سیاست اصلی آمریکا دامن زدن به بحرانها و تشدید درگیری‌های داخلی در کشورهای منطقه است که می‌تواند زمینه ساز تشدید بحران‌های جدیدی باشد.

صاحب‌خبر -

به گزارش قدس آنلاین به نقل از خبرگزاری تسنیم، آمریکا از سال 2001 و بنابر سیاست اصول پیش دستانه توسط نومحافظه کاران واشنگتن، سیاست تهاجمی را در برابر منطقه غرب آسیا به بهانه مبارزه با تروریسم در دستور کار قرار داد. بنابر اصول واقع گرایی که اندیشه اصلی نو محافظه کاران را تشکیل می داد، ایالات متحده باید به دنبال حداکثر سود و کمترین هزینه از طریق نظامی باشد. بنابراین در وهله اول با حمله به افغانستان زمینه ورود آمریکا به منطقه فراهم شد و سپس تیم جورج بوش به بهانه جلوگیری از سلاح های کشتار جمعی به عراق حمله کرد.

پس از نزدیک به یک دهه از حضور آمریکا در منطقه و بنابر همان اصل واقع گرایی دیگر حضور آمریکا در منطقه مقرون به صرفه نبود و باید به طرق دیگر این حضور پررنگ تر و حتی دولت های معارض واشنگتن به انحاء مختلف درگیر بحران های داخلی یا مشروعیت زدایی می‎شدند که این امر بعد از سال 2011 به وقوع پیوست.

از سال 2011 و بعد از بیداری اسلامی در منطقه سیاست اصلی واشنگتن استفاده از جنگ های نیابتی و درگیر کردن مسلمانان با یکدیگر از طریق جنگ درون تمدنی بوده است. بهترین ابزار برای پیشبرد این هدف نیز استفاده از ظرفیت گروه های وهابی- تکفیری در منطقه بوده است.

آمریکا با استفاده از همین گروه‎های تروریستی، بسیاری از کشورهای حامی مقاومت همچون سوریه، عراق و یمن را درگیر بحران داخلی کرد و راه را برای هرج و مرج خلاق یا سازنده در منطقه فراهم آورد.

امروزه نیز سیاست اصلی آمریکا دامن زدن به همین بحران ها و تشدید درگیری های داخلی در این کشورهاست که می تواند زمینه ساز تشدید بحران های جدیدی در منطقه و اطراف آن باشد.

با توجه به توضیحات داده شده می توان به ذکر دو نکته پیرامون استراتژی های اصلی ایالات متحده در منطقه اشاره کرد:

1)گسترش بحران های منطقه ای: آمریکا بنابر اظهارات سیاستمدارن این کشور به دنبال بسط بحران های منطقه ای است. اظهار نظر پانتا پیرامون زمان بر بودن مبارزه با داعش و همچنین عدم پایان جنگ سوریه در آینده نزدیک همگی از سناریویی شبیه به جنگ های سی ساله مذهبی در اروپا دارد. در نتیجه واشنگتن از سیاست تفرقه بیانداز و نابود کن "مایکل براون" معاون سابق سیا متابعت می کند و به هیچ وجه نیز خواهان پایان دادن به بحران های منطقه ای نیست.

2) خروج از انزوا با همکاری بازیگران هم پیمان: وقوع بحران های منطقه ای و عدم به نتیجه رسیدن این بحران ها آمریکا را در حالتی انفعالی بیش از پیش قرار داده است. آمریکا امروزه در بحث یمن رویکرد سیاسی را در پیش گرفته است. جان کری در سفر اخیر خود به عربستان اشاره کرد: «جنگ یمن راهکار نظامی ندارد و باید به دنبال یک راهکار سیاسی بود.»

به همین دلیل بود که جان کری از توافق واشنگتن، ریاض و ابوظبی برای تشکیل دولت وحدت ملی در یمن برای اولین بار سخن به میان آورد. در مورد سوریه نیز واشنگتن به این امر واقف است که سرنگونی بشاراسد امری محال و غیر ممکن شده است و راه حل سیاسی تنها راه پایان بحران سوریه است.

از آنجایی که غرب به دنبال جایگزینی برای بشار اسد است و این امر نیز مورد قبول سوریه و حامیان دمشق نیست، واشنگتن طرح "جی یا سوم" خود را در مورد سوریه در حال اجرا گذاشته است.

این طرح بعد از طرح "بی" که حمله نظامی به سوریه بود  و در سال 2013 منتفی شد، اخیراً از سوی آمریکایی ها مطرح شده است. این طرح شامل افزایش بحران در سوریه و استفاده از ظرفیت تمام گروه های معارض داخلی و خارجی در سوریه است. شاهد مثال نیز فعال شدن کردها در عرصه نظامی و سیاسی در ماه های اخیر است.

کردها نزدیک به پنج سال هیچ گونه تحرکی ضد نظام سوریه یا مباحث استقلال طلبانه مطرح نکرده بودند، اما از اواخر خرداد امسال و بنابر طراحی آمریکا برای تشدید بحران در سوریه، کردها نیز که به عنوان گروهی بی طرف در بحران سوریه شناخته می شدند، امروزه به گروهی فعال تبدیل شده اند. طرح مباحثی همچون استقلال و تشکیل منطقه خودمختار و پارلمان کردی در سوریه نشان از برنامه ریزی گسترده ای برای ادامه بحران در سوریه دارد.

در عراق نیز آمریکا به دنبال حوزه نفوذ جدیدی در این کشور با استفاده از ظرفیت جریانان های اهل سنت همچون اسامه النجیفی است. واشنگتن با استفاده از ظرفیت گروه های سنی هم پیمان خود و همچنین کردستان عراق به دنبال کسب نفوذ در مناطق مختلف عراق است. با توجه به عدم موافقت دولت مرکزی عراق با حضور نظامی آمریکا در این کشور، واشنگتن به دنبال استفاده از ظرفیت سایر گروه ها همچون کردهاست. بنابراین آمریکا با استفاده از این گروه ها به نوعی در صدد رویارویی یا تقابل گروه‎های سیاسی در داخل عراق و تشدید درگیری های سیاسی است.

ارزیابی نهایی

با توجه به فرمایش های اخیر رهبر معظم انقلاب در جمع هیئت دولت پیرامون ضعف و زبونی آمریکا در منطقه، به خوبی می توان به این امر پی برد که آمریکا در پی از دست دادن هژمونی خود در منطقه به دنبال حالتی آنارشیک است.

تشدید بحران های منطقه ای بیش از همه نیز به سود هم پیمان و متحد استراتژیک واشنگتن یعنی رژیم صهیونیستی است تا از طریق این بحران ها به منافع و اهداف خود همچون؛ منحرف نمودن افکار عمومی نسبت به قضیه فلسطین، عادی سازی روابط با اعراب و حفظ امنیت تل آویو دست یابد.