پهلوان تختي هيچ چيز را براي خودش نخواست
تولد مردي از تبار بزرگان
هر سال آمدن و رفتنش را پاس ميداريم اما کاش، آن رفتن ديرتر بود تا در روزگاري که سخت محتاج مروت و جوانمردي است، به بودنش بنازيم و بباليم و بدانيم که هنوز تختي زنده است!
پنجم شهريور ماه سال 1309 در محله خانيآباد تهران، غلامرضا تختي چشم به جهان گشود. آمد که بماند و نماد پهلواني و مروت شود تا آيندگان هم نام و رسمش را پاس بدارند و با احترام از او ياد کنند.
جهان پهلوان تختي يک مدال طلا، دو نقره و يک مقام چهارمي المپيک و يک طلا و دو نقره قهرماني جهان به همراه طلاي بازيهاي آسيايي را در کارنامه زرين خود دارد اما آن چيزي که تختي را ماندگار کرد و باعث شد که با گذشت 39 سال از پروازش نام و مرامش ورد زبانها بماند، نه مدالهايش بود و نه اسم و رسمش؛ تختي براي مردم زندگي کرد و هيچگاه از آنها جدا نشد. هميشه يار و ياور محرومان بود و دستگير افتادگان و اين رمز جاودانگي «جهانپهلوان» است.
مردي از تبار بزرگان، در منش خوش اخلاق و گشادهرو و روي تشك كشتي تكنيكي و جسور. صحبت از مرحوم جهان پهلوان غلامرضا تختي است چهرهاي كه هنوز نامش در قلب هزاران عاشق و شيفته كشتي به يادگار مانده است. جهان پهلوان تختي از سن 20 سالگي به صورت حرفهاي وارد كشتي شد. دلاور اهل جنوب شهر تهران يك سال بعد و در ميان حيرت همه دوبنده ارزشمند تيمملي را از آن خود كرد و نشان داد كه ميخواهد پلههايترقي را يكي پس از ديگري و به سرعت برق و باد طي كند كه اتفاقاً در مدت زماني كمي به اين مهم نائل شد.
تختي 7 مدال رنگارنگ از آوردگاه جهان و المپيك كسب كرد اما آن چيزي كه تختي را تبديل به تختي كرد مدالهايش نبود. تختي يك انسان واقعي بود، همراه و همگام با مردم حركت ميكرد و افتاده و سر به زير در پي افتخارآفريني بود و همچون درختي پربار هرچه بر افتخاراتش افزوده ميشد خود نيز افتادهتر و مخلصتر به راه پرفروغش ادامه ميداد.
چه در ميدان نبرد و پنجه در پنجه حريفان و چه در کوچه و بازار، هميشه منش پهلواني و اخلاق مداري را فراموش نکرد و به آن پايبند بود. سي و هفت سال بيشتر زندگي نکرد اما همين عمر اندک را وقف مردم کرد و براي آنها زيست. طول عمرش کوتاه بود اما عمق وجودش چنان بلند است که سالهاست مردم ايران، پهلواني را با نام تختي معنا ميکنند.
هيچ چيز را براي خودش نخواست؛ او از خود گذشت تا به خدا رسيد. هر چند نزديک نيم قرن از رفتن غريبانهاش ميگذرد اما تختي و راه و رسمش هيچگاه از يادها نخواهند رفت تا مردانگي و پهلواني همچنان زنده بماند و از يادها نرود.
در هر صورت دلاور مظلوم و رنجكشيده ما كه قلب پير و جوان برايش ميتپيد 4 دهه است كه در ابنبابويه آرام گرفته است و كشتي ما كماكان حسرت داشتن چهرهاي مثل تختي را ميكشد، غافل از آنجا كه اين حسرت و آه كشيدن بيفايده است تختي يكي بود و آن يكي هم براي هميشه رفت.
پهلوان تولدت مبارک
چرا فاميل تختي شد تختي؟
«رجب خان» (پدر تختي) غير از وي دو پسر و دو دختر ديگر نيز داشت که همه آنها از غلامرضا بزرگتر بودند. «حاج قلي»، پدر بزرگ غلامرضا، فروشنده خواربار و بنشن بود. از قول رجب خان، تعريف ميکنند که حاج قلي در دکانش بر روي تخت بلندي مينشست و به همين سبب در ميان اهالي خانيآباد به حاج قلي تختي شهرت يافته بود. همين نام بعدها به خانوادههاي رجب خان منتقل شد و به نام خانوادگي آنها تبديل شد.
رجبخان با پولي که از ماترک پدرش به دست آورده بود، در محل سابق انبار راهآهن زميني خريده و يک يخچال طبيعي احداث کرده بود واز همين راه مخارج زندگي خانواده پرجمعيت خود را تأمين ميکرد. نخستين واقعهاي که در کودکي غلامرضا روي داد و ضربهاي بزرگ و فراموش نشدني بر روح او وارد کرد، آن بود که مرحوم پدرش براي تأمين معاش خانواده ناچارشد خانه مسکوني خود را گرو بگذارد.
تختي 9 سال درس خواند
شادروان تختي به لحاظ مشکلات خانوادگي فقط 9 سال در دبستان و دبيرستان منوچهري خانيآباد درس خواند و در سال 1329 به سبب علاقه به کشتي و ورزش باستاني به باشگاه پولاد رفت. تختي در دوران زندگي ورزشياش رکورددار شرکت در المپيکها و کسب بيشترين مدال از اين آوردگاه بود. درچهار دوره المپيک حضور داشت و حاصل آن يک طلا، دو نقره و يک عنوان چهارم بود که در کشتي ايران اين امر اتفاق نادري است. جهان پهلوان علاوه بر قهرماني، به لحاظ منش و رفتار انساني و سجاياي اخلاقي پسنديده و جوانمردي و نوع دوستي شهره خاص و عام بودهاست.
∎