در یک سال اخیر، تهیهکنندگان السید، تازه در جستوجوی دو بازیگر اصلی فیلم بودند و میخواستند یک کارگردان خوشفکر و مناسب برای آن پیدا کنند. تمام این کارها در سکوت خبری صورت میگرفت و قرار بود حاصل کار به صورت یک سورپرایز به اطلاع علاقهمندان و دوستداران سینما برسد. فروش بسیار پایین «بنهور»، تمام این آرزوها و تصورات را به باد داد. این اتفاق در حالی رخ داد که نسخه اصلی السید هم در مقایسه با نسخه اصلی بنهور، نتوانسته بود موفقیت فراوانی بین تماشاگران و منتقدان سینمایی کسب کند. بنهور با هزینه تولید 15 میلیون دلاری، 34 میلیون دلار در آمریکا فروش کرد و کمپانی مترو گلدوین مهیر را از ورشکستگی نجات داد.
السید با بازی چارلتون هستون در نقش کاراکتر السید، داستان شوالیهای اسپانیایی را تعریف میکرد که در قرن 11، به جنگ با دشمنان قدرتمند خود رفت. او پس از دلاوریها و رشادتهای زیاد در جبهه جنگ کشته شد، اما همراهانش این موضوع را از سربازان پنهان کردند. سکانس پایانی فیلم هنوز هم برای بسیاری از دوستداران محصولات کلاسیک سینما، خاطرهانگیز و به یاد ماندنی است. در این سکانس، السید که مرده با قامتی استوار در بین سربازان و جبهه جنگ میچرخد و سربازانش با روحیه گرفتن از حضور او، مبارزه با دشمن را ادامه میدهند. صدای راوی در این سکانس، السید را سلحشوری معرفی میکند که از دروازههای تاریخ گذشته و اسطوره شده است، اما ظاهرا با تولید نشدن نسخه تازه السید، باید قبول کرد که او این بار در پشت دروازههای تاریخ و دنیای سینما متوقف شد!
السید اصلی به کارگردانی آنتونی مان در سال 1961 روی پرده سینماها رفت. هزینه تولید فیلم چیزی حدود شش میلیون دلار شد. در آن ایام، این یک رقم کلان به شمار میآمد. فروش این درام تاریخی در اولین اکران عمومی در آمریکای شمالی فقط 12میلیون دلار بود. سازندگان فیلم چشم انتظار فروش بالاتر و موفقیت مالی خیلی بهتری برای آن بودند. در حالی که فیلم محصول مشترک آمریکا و ایتالیا بود (سوفیا لورن، بازیگر اصلی زن آن بود و چند بازیگر دیگر ایتالیایی هم در آن حضور داشتند) در همه جا به عنوان یک محصول هالیوودی شناخته شد.
مارتین اسکورسیزی که از دوستداران السید است و از آن به عنوان یکی از بهترین فیلمهای حماسی تاریخ سینما اسم میبرد، همیشه مخالف تولید نسخه دوباره سازیشده آن بوده است. او در سال 1993، کار بازسازی نسخه اصلی را انجام داد و پس از مرمت آن، امکان نمایش عمومی دوباره اش را مهیا کرد.
مترجم: کیکاووس زیاری
جامجم