محمد زارع، پژوهشگر معاونت سياست خارجي مرکز تحقيقات استراتژيک
اجلاس سران گروه بيست در چهارم و پنجم سپتامبر سال 2016 در چين برگزار خواهد شد. اگرچه چين بيان داشته است که اين دوره از اجلاس ميتواند به يکي از مثمرثمرترين اجلاس اين گروه تاکنون تبديل شود و مقامات مختلف اين کشور هم تاکيد كردهاند که تمرکز اساسي اين اجلاس ميبايست بر مسائل و معضلات اقتصادي متمرکز باشد، اما واقعيت آن است که سايه مسائلي مانند منازعات درياي چين جنوبي و شرقي، چگونگي استقرار سامانه تاد در کره جنوبي و پرتاب و آزمايش موشکهاي بالستيک توسط کره شمالي نيز بر اين اجلاس سنگيني خواهد کرد. در ادامه تلاش ميشود تا نگاه چين به گروه بيست و تلاش اين کشور براي استفاده از اين سازه به عنوان يکي از اهرمهاي مديريت اقتصاد جهاني مورد بررسي قرار گيرد.
گروه بيست به عنوان يکي از محصولات نظم در حالگذار اقتصادي تقريبا 80 درصد از حجم تجارت جهاني و نزديک به 70 درصد از جمعيت جهان را پوشش داده و همچنين ميتواند براي بازيگران و اقتصادهاي نوظهوري مانند چين، پلتفورمي براي کسب و ايفاي نقشهاي جديد در روابط و سياست بينالملل باشد. چينيها به خوبي ميدانند که قاعده نويسي توسط اين کشور در ابعاد و حوزههاي نظامي امري بسيار دشوار و شايد در مقطع کنوني ناممکن باشد. از اينرو حرکت به سمت حوزههاي نرمتر به خصوص عرصه-هاي اقتصادي و تلاش براي فرمولنويسي در اين حوزه که ميتواند راحت تر صورت گيرد، به يکي از دستورکارهاي اساسي تصميمسازان چيني در مقطع کنوني تبديل شده است. البته اين مسئله را نبايد به اين معنا دانست که چينيها صرفا به اين حوزه بسنده خواهند کرد بلکه شايد درستتر آن باشد که بگوييم اين کشور تلاش خواهد كرد تا در آينده بتواند از اين اتصالات و فرمول نويسي اقتصادي، خروجيهاي سياسي و امنيتي نيز برداشت نمايد. براي فهم بهتر نگاه چين به گروه بيست و ساير نهادهاي اقتصادي بين المللي،ميبايست در وهله اول فهم و ادراک چين از ساختار و نظم اقتصاد جهاني را شناخت. واقعيت آن است که از نظر بسياري از تحليلگران چيني، نظم اقتصاد جهاني در حال طي کردن شرايط گذار و حرکت به سمت يک نظم جديد است. تسلط چنين برداشتي در ميان نخبگان و تصميم سازان چيني اين کشور را به اين مسئله رهنمون مينمايد که برنامهها و سياستگذاريهاي راهبردي خود را در اين شرايط گذار به گونهاي تنظيم نمايند که بتوانند از فرصتهاي عجين شده و پيوند خورده با اين شرايط گذار جهت افزايش نقش آفريني بيشتر در معادلات اقتصادي بين المللي و شکل دهي به نظم اقتصادي آينده به نحو احسن استفاده نمايند. از اين رو
گروه بيست که خود نيز محصول همين شرايط گذار ميباشد ميتواند به خوبي توسط چين به عنوان اهرمي براي ايفاي کارويژه مديريت اقتصاد جهاني مورد استفاده قرار گيرد. اين نگاه کارکردگرايانه چين به خصوص از سال 2008 و آغاز بحران مالي و اقتصادي جهاني بيشتر در دستور کار قرار گرفت و از آن زمان تاکنون، اين کشور تلاش داشته تا بهرهبرداري بيشتري از اين نهاد براي ايجاد چند صدايي در عرصه مديريت کلان اقتصاد بينالملل نمايد. به بيان ديگر گروه بيست و ماهيت رفتار چين در اين نهاد را ميتوان به عنوان تمريني براي شکلدهي به نظم اقتصاد بين المللي مورد توجه قرار داد. همانگونه که در آغاز نيز تاکيد شد، ادراک چين از نظم کلان اقتصاد بين الملل ميتواند سنگبناي تحليل مهمي براي چگونگي حرکت و برنامهريزي اين کشور براي مديريت اقتصاد بين الملل باشد. در اين راستا ميتوان اين ادراک تصميمسازان چيني را اينگونه بيان داشت که نظم اقتصادي بين الملل در حال ورود به فاز سوم خود است. از نظر تحليلگران چيني نظم اقتصادي بين الملل در فاز اول و دوم خود بهترتيب انگلستان و آمريکا محور بود و حال اين نظم در حال ورود به فاز سوم خود يعني فاز رقابت آمريکا با بازيگران و اقتصادهاي نوظهور شده است. البته بايد بيان داشت که اين فاز از نظم و رقابتهاي اقتصادي بسيار پيچيده بوده و نميتوان قضاوت قطعي نسبت به خروجي آن بيان داشت. اما آنچه را که ميتوان با قطعيت بيان داشت آن است که چينيها تلاش دارند تا در کوتاهمدت و به موازات افزايش قدرت اقتصادي خود، مديريت اقتصادي توسط غرب را به مديريت مشترک اقتصادي شرق و غرب تغيير دهد.
در هر حال بايد گفت که چينيها معتقدند که نظم اقتصاد جهاني در دوره گذار و بازسازي است و اين مسئله فرصت مناسبي براي چين به منظور ساماندهي به نظم اقتصاد بينالملل ميتواند فراهم آورد. در همين راستا ايجاد نهادهايي مانند بانک سرمايهگذاري زيرساخت آسيايي و همچنين استراتژي جاده ابريشم را نيز ميتوان به عنوان يکي از سازهها و اهرمهاي چين براي ايفاي نقش فعال در اين دوره بازسازي نظم اقتصادي مد نظر قرار داد. به بيان ديگر بانک سرمايهگذاري زيرساخت آسيايي و جاده ابريشم از جمله محصولات مهم اين کشور در نتيجه ادراک شرايط گذار در اقتصاد بينالملل و تلاش براي فرمول نويسي جديد متناسب با منافع خود در اين شرايط است. مسئله مهم ديگري که ميتوان دراين راستا مورد اشاره قرار داد آن است که همه آثار قدرتيابي اقتصادي چين و نوع رفتار و تلاش اين کشور براي ايفاي نقش فعال در گروه بيست را نميتوان منحصر به حوزه بينالملل كرد بلکه حرکت لوکوموتيو انتظارات رو به افزايش جامعه داخلي چين و همچنين افزايش مشروعيت براي حزب کمونيست چين را نيز ميبايست در اين راستا
مد نظر قرار داد. رياست و مديريت چين در گروه بيست نشان ميدهد که دستاوردهاي اقتصادي چين در طول سه دهه گذشته و مسيري که اين کشور براي توسعه انتخاب کرده است، مسير درست و موفقي بوده است و القا و تئوريزه كردن اين تصوير براي جامعه داخلي و افکار عمومي چين ميتواند مردم اين کشور را تشويق نمايد تا فداکاري بيشتري براي تحقق سوسياليسمي با ويژگيهاي چيني داشته باشند.