ریزهکاریهای شروع یک رابطه دوباره
صاحبخبر - ممکن است پس از یک تجربه ناموفق زناشویی بخواهید رابطه دیگری را شروع کنید. این تصمیم خوبی است اما همیشه نتیجه خوبی ندارد. آمارها نشان میدهند که ۶۰ درصد از ازدواجهای دوم نیز ناموفق بودهاند. بنابراین بسیار مهم است که برای شروع دوباره یک رابطه بیشتر فکر کنید و درستتر تصمیم بگیرید. یکی از چیزهایی که رابطه دوم شما را بشدت تحت تأثیر قرار میدهد ازدواج قبلی شماست. پیش از شروع هر رابطه تازهای ابتدا باید مطمئن شوید که از رابطه قبلی به طور کامل بیرون آمدهاید. هر تعلق خاطر یا حتی رنجشی از گذشته میتواند براحتی در این رابطه اثر بگذارد. طبیعی است که بعد از جدایی و به خاطر کشمکشهایی که در رابطه داشتهاید خشمگین باشید اما اگر بعد از گذشت چندین ماه و حتی چندین سال وقتی درباره این فرد با دیگران حرف میزنید عصبی و پریشان میشوید یعنی هنوز درگیر همسر سابقتان هستید. شما باید بتوانید بعد از مدتی به این احساس غلبه کنید چون این خشم براحتی وارد رابطه جدید میشود. البته مسأله همیشه طلاق نیست. ممکن است شما فرد قبلی را بر اثر حادثهای دردناک از دست داده باشید. در این شرایط شما نمیتوانید اندوه و تروما را فراموش کنید. در واقع نیازی هم به این کار نیست. چیزی که مهم است کنار آمدن با این مسأله و جدا کردن مسائل گذشته از رابطه جدید است.علاوه بر این زندگی زناشویی قبلی باید چیزهای زیادی به شما آموخته باشد. اختلافها، عادتهای رفتاری اشتباه و کم تحملیهایی که عامل جدایی بودهاند نباید دوباره اتفاق بیفتند. قبل از اینکه وارد زندگی با فرد دیگری بشوید از خودتان بپرسید چه چیزهایی باعث اختلاف و جداییتان شد؟ شما دنبال چه چیزی بودید که به دست نیاوردید؟ ضعفها و خطاهای خودتان چه بود؟ چقدر باید تغییر کنید و همسر دومتان باید چه تفاوتهایی با فرد قبلی داشته باشد تا یک زندگی موفق داشته باشید؟پیش از شروع هر رابطهای شما باید به یک باور جدید در مورد خودتان برسید. باور شما باید این باشد که بدون ازدواج کردن هم آدمی خوشبخت و راضی هستید. پس از بررسی همه این موارد باز هم ممکن است در زندگی شما یک مسأله مهم وجود داشته باشد. فرزندانی که از رابطه قبلی دارید و توافق برای بچهدار شدن. پیش از ازدواج به این دو پرسش پاسخ بدهید و با هم به توافق برسید: آیا با داشتن فرزندی از همسر قبلی باز هم بچهدار خواهید شد؟ و چه زمانی را برای بچه دار شدن مناسب میدانید؟ این موضوع بویژه اگر یکی از شما فرزندی نداشته باشد میتواند به یک اختلاف نظر تبدیل شود.شما باید بپذیرید که ماهها و سالهای اول ازدواج برای همه شما سخت خواهد بود. از یک سو شما توانستهاید دوباره به زندگیتان سروسامان بدهید.خانواده جدیدی تشکیل دادهاید. نگرانیهایتان برای بچه که همه مسئولیتهایش به عهده خود شما بود کمتر شدهاست. اما مسائل تازهای هم ایجاد میشود. ممکن است فرزندتان با این شرایط بخوبی کنار نیاید. حسادت کند. همسرتان نسبت به خواستهها و نیازهای فرزندتان رویکردی متفاوت داشته باشد یا اصلاً روش تربیتی متفاوتی داشته باشد. این مشکلات طبیعی است و تنها راه رسیدن به آرامش و یک توافق جمعی مشاوره است. یک مشاور خانواده که همه شما با او در ارتباط باشید براحتی میتواند برای بسیاری از این مشکلات به همه اعضای خانواده راهکاری ارائه بدهد.∎