شناسهٔ خبر: 14871601 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه شهروند | لینک خبر

درباره فیلم‌هایی که روی پرده‌اند

به کجا می‌رویم؟

صاحب‌خبر -

دریا فرج‌پور| با نمایش لانتوری- حدود دو هفته پیش- اکران دوم تابستان هم تکمیل و دورخیز جدید سینمای ایران برای به دست آوردن دل مخاطبان آغاز شد؛ دورخیزی برای ادامه دادن موفقیت‌های غیرقابل پیش‌بینی- که از اول امسال تا همین روزها با سینمای ایران همراه بوده؛ اتفاقی منحصربه‌فرد در سینمایی که در سال‌های اخیر کاملا با شکست‌های پی‌درپی و متوالی خو گرفته بود- تا جایی که کعبه آمال بیشتر فیلم‌های روی پرده این شده بود که بخشی از هزینه‌های‌شان را در اکران جبران کنند تا در کنار حقوق نمایش ویدیویی و تلویزیونی بتوانند جزو فیلم‌هایی باشند که هزینه‌های تولید و تبلیغات را درآورده‌اند. بله، سقف امیدها و آرزوهای سینمای ایران تا این حد کوتاه شده بود در این سال‌ها...
از ابتدای امسال اما ورق به یک‌باره برگشت. خصوصا در روزهای نوروز این تغییر را به وضوح دیدیم- که هر فیلمی روی پرده آمد، فروخت- و به اصطلاح روسفید از جنگ اکران بیرون آمد. جالب این‌که حتی فیلم‌های شکست‌خورده اکران نوروز هم در واقعیت شکست خورده نبودند؛ چنان که حتی فیلمی چون خشم و هیاهو که در مقایسه با فیلم‌های رقیبش در جدول اکران روزهای عید شکست خورده محسوب شد بیش از یک و نیم‌میلیارد تومان، یعنی در حدواندازه پرفروش‌ترین فیلم‌های یکی دو‌سال گذشته بلیت فروشی کرده بود و این نشان می‌داد چه شرایط عجیبی بر اکران سینمای ایران حکمفرما شده است...
این فروش‌های جادویی که برای همگان حتی خود سازندگان و تولیدکنندگان فیلم‌ها نیز شگفتی‌آفرین بود، اگرچه در دوره بعدی ادامه پیدا نکرد یا حداقل بهتر است بگوییم از سرعت و شدت هجوم تماشاگران به سالن‌ها کاسته شد؛ اما به واسطه امیدی که در تمام ارکان تولید در سینمای ایران جاری کرده بود، ماه‌های پرشورونشاطی را برای این سینما رقم زد. در حقیقت این شوروشوق که امسال هنگام اکران فیلم‌های جدید در رسانه‌ها و خود سینماگران پدید می‌آید، بیش و پیش از هر چیز مدیون فیلم‌هایی چون من سالوادور نیستم، ابد و یک روز، بادیگارد، پنجاه کیلو آلبالو و چند فیلم دیگر است که یکی از پررونق‌ترین اکران‌های تاریخ سینمای ایران را رقم زدند. پس از این فیلم‌ها بارکد، تا حدی رسوایی 2 و چند فیلم دیگر، اگرچه نه در حد اکران نوروز، اما به‌هرحال در حدی قابل قبول چراغ اکران را روشن نگه داشتند. فیلم‌های این دوره فروش آبرومندی داشتند و در میان‌شان فیلم شکست‌خورده به معنای عام آن کمتر به چشم می‌خورد. حالا با آغاز نمایش لانتوری به نظر می‌رسد دور سوم رقابت اکران شکل گرفته و رقبایی چون لانتوری، دراکولا، زاپاس، دختر و حتی امکان مینا چشم به موفقیت در این رقابت غیرمستقیم دوخته‌اند. در کنار اینها البته فیلم‌هایی چون بارکد، ایستاده در غبار،
رسوایی 2 و حتی عادت نمی‌کنیم نیز با ادامه نمایش در تک‌وتوک سالن‌های باقی مانده امیدشان به افزایش فروش است...
شاید به همین دلیل باشد که اکران سوم امسال را باید اکرانی بسیار حساس نامید؛ اکرانی که قرار است روزهای آتی سینمای ایران را حداقل تا پایان ‌سال جاری پیش‌بینی کند. این‌که آیا موج اقبال و استقبال از فیلم‌های روی پرده همچنان دامنه‌دار خواهد بود یا دوباره به روزهای سابق باز خواهیم گشت؛ پرسشی است که پاسخش در طی روزهای همین اکران روشن خواهد شد. امتداد موفقیت فیلم‌ها یعنی تماشاگران هنوز از اعتماد دوباره‌شان به سینمای ایران سرخورده نشده‌اند و شکست هم معنای عکس گزینه بالا را دارد. از این‌رو شاید فیلمسازان و البته روزنامه‌نگاران با حساسیتی بیشتر از همیشه به روزهای آینده سینمای ایران چشم دوخته‌اند.
می‌توان درباره اکران حال حاضر سینماها چنین گفت که این دوره اکران نیز مثل تمام دوره‌های قبلی اکران- و البته حساس‌تر از تمام آن دوره‌ها- پر است از بیم و امیدهای پرشمار؛ هراس شکست و امید پیروزی در رقابتی که نتیجه‌اش را تماشاگر رقم می‌زند و کیست که نداند اقبال و استقبال مخاطب به یک فیلم اگرچه نمی‌تواند دلیل ارزشمندی یا بی‌ارزش‌بودن آن به شمار آید، اما قطعا و قطعا یکی از مهم‌ترین معیارهای موفقیت یا ناموفق‌بودن یک فیلم است و تا همیشه خواهد بود... مطلب زیر مروری است بر فیلم‌هایی که درحال حاضر بیشتر سالن‌ها را در اختیار گرفته و دور سوم رقابت اکران را پیش می‌برند...