تکواندو از بی برنامگی و اختلافات داخلی آسیب دید
سراب مدال
صاحبخبر - آرزوهای برباد رفته پرونده بازیهای المپیک با همه اشک و لبخندهایی که برای ورزشکاران حاضر در این میدان بزرگ به همراه داشت بسته شد. بازیهایی که برای کاروان ایران هم اشک داشت و هم لبخند شادی و غرور و در برخی مواقع بهت و حیرت بابت شکست قهرمانانی که برای صید طلا آمده بودند اما دستشان از مدال خالی ماند. شاید بیشترین حیرت را برای تکواندو باید قایل بود. تیمی که با چهار مدعی عازم آوردگاه المپیک شد و رهاوردش از این میدان تنها یک مدال برنز توسط کیمیا علیزاده شد. نتیجهای که بدبین ترین افراد هم این پیشبینی را درباره آن نداشت و در فکر کسی نمیگنجید که تکواندو با قهرمانانش بهرهای از المپیک نداشته باشد. آمنه سلیمانی باخت سه ملیپوش تکواندو در حالی به دست آمد که بیشترین امیدواری برای کسب مدال طلا به تکواندو بسته شد. امید به ساقهای سه ملیپوش که جزو بهترینهای دنیا هستند. اصلا چون بهترین دنیا بودند دل به طلاهایشان بسته شده بود. اما طلای المپیک سرابی بود که به حقیقت تبدیل نشد. حالا این سوال وجود دارد که فرزان عاشورزاده جنگنده، مهدی خدابخشی آماده و سجاد مردانی امیدوار درشیاپ چانگهای ریو چرا باختند؟ تکواندوکارانی که ماهها در بالاترین رنکینگ جهانی حضور داشتند اما در ریو سقوط کردند. آن هم در مقابل تکواندوکارانی که روی کاغذ شانسی برای برد نداشتند اما در عمل برنده میدان بودند. عاشورزاده، خدابخشی و مردانی هرسه در مجموع 5 مبارزه انجام دادند که حاصل آن سه شکست و دو برد شد. دو برد برابر تکواندوکارانی که با وایلد کارت به این رقابتها راه پیدا کرده بودند. شکست سه ملیپوش کشورمان هم برابر تکواندوکارانی بود که به لحاظ رتبه بندی جهانی فاصله قابل توجهی با مردان المپیکی ایران داشتند. شکست و ناکامی سه ملیپوشی که هزینههای گزافی برای آنها شده بود از نظر برخی منتقدان فاجعهآمیز و بدترین نتیجه تاریخ تکواندوی ایران است. تکواندو در طول سالهای حضورش در بازیهای المپیک همواره دارای مدال بوده است البته در این دوره با یک نماینده بیشتر در میدان مسابقات حاضر شد! حالا سوال این است که عامل این باخت چیست؟ سرمربی تیم ملی خود را بهعنوان مقصر اصلی این ناکامی میداند. بیژن مقانلو که پیش از اعزام تیم به بازیهای المپیک امید زیادی به شاگردانش داشت پس از ناکامی آنها میگوید: «حتما کادر فنی ضعیف عمل کرده که تیم نتیجه نگرفته و مقصر اصلی این شکست من هستم. تمام تلاشمان را انجام دادیم که بهترین نتیجه را بگیریم اما قسمت نبود به مدال برسیم. تمام امکانات برای مان مهیا بود» در این میدان تکواندوکاری همچون فرزان که به سونامی شهرت دارد در حد نسیم هم ظاهر نشد، خدابخشی یا همان ویرانگر با ارائه مبارزهای بی هدف مسیر رسیدن به مدال را ویران کرد. مردانی نیز به مانند دو ملیپوش دیگر حرفی برای گفتن نداشتند اما واقعا مقصر این ناکامی کادر فنی است؟ کادر فنی که در مسیر دشوار کسب سهمیه المپیک نمره قابل قبولی را به خود اختصاص میدهد اما در ریو نمیتوانند کاری از پیش ببرند. سرمربی تیم ملی تکواندو در جای دیگری پای مسائل روانی را به میان میکشد: «اینکه ما همیشه از فرزان، مهدی و سجاد بهعنوان بهترینهای جهان یاد میکردیم، بار روانی زیادی برای آنها بهوجود آورد و بچهها ناخواسته با استرس روی شیاپ چانگ میرفتند.» او از بار روانی میگوید که شاید یک ماه پیش وقتی از آن حرفی به میان میآمد هر سه ملیپوش اعزامی آن را نمیپذیرفتند و خود را در سطحی میدیدند که اسیر استرس و بار روانی نمیشوند اما جو المپیک آنها را بلعید. مقانلو نقش مربی را در دنیای تکواندو پررنگ میداند: «تکواندوی دنیا متحول شده و الان نقش مربی در مسابقات بسیار پررنگ است و دیگر مانند سابق خود ورزشکار نمیتواند با نبوغ ذاتیاش به مدال دست پیدا کند.» اما در اینجا نقش بازیکنان چه میشود. تکواندوکارانی که در طول دوران آمادهسازی آنها از هیچ حمایت و امکاناتی دریغ نشد. سه تکواندوکاری که با نیت طلا رفتند اما المپیک را دست کم گرفته بودند یا شاید حریفانشان را. آنچه از 5 مبارزه تکواندوکاران ایران مشخص است اینکه خودشان را از پیش برنده میدانستند وگرنه فرزان حریفش با رنکینگ 80 را جدیتر میگرفت و به کسب 3 امتیاز در بازی دلخوش نمیکرد تا در ثانیههای پایان مبارزه رکب نخورد. تکواندوکاری که همیشه تاکید داشت از رکب خوردن متنفر است اما در مهمترین مسابقه رکب میخورد. به نظر میرسد فرزان حریفش را چندان جدی نگرفته بود. از تکواندوکاری که قهرمانیهای مختلف را یدک میکشد انتظار میرفت که از همان ابتدا جنگنده حاضر شود اما قناعت او به سه امتیاز باعث حذفش شد. خدابخشی نیز میلاد بیگی را نادیده گرفت. در حالی که از مدتها قبل میدانست که با تکواندوکاری روبهرو است که ضربات بالای خوبی دارد اما برنامهای برای دفع این خطر نداشت. مردانی نیز حریف خود را به خوبی میشناخت اما نه او و نه کادرفنی گویا برای او برنامهای نداشتند. آنچه که بیش از هر چیزی میتوان مقابل این ناکامی بزرگ قرار داد نبود روحیه، نداشتن میل به مبارزه، نبود عطش برای برد، بی هدفی و بی برنامگی برای مقابله با حریفان و دست کم گرفتن رقبا را نام برد. دلایلی که در یک جمله میتوان گفت هر سه ملیپوش در حد و قوارههای المپیک نبودند. سه ملیپوشی که امیدهایمان را در شیاپ چانگهای ریو برباد دادند.∎