4 تصویر به جا مانده از یک بازی تکواندو ایرانی
شکستی با طعم تلخ
صاحبخبر - 3:45 به وقت ریو قرار است مهدی خدابخشی دومین مسابقهاش را برگزار کند؛ مسابقهای که از فینال هم اهمیت بیشتری دارد برای تکواندو. رودررویی با رضا مهماندوست که میلاد بیگی را مهیای حضور در المپیک کرده، فضای سنگینی را بین ایرانیهای حاضر در سالن مسابقه به وجود آورده و حسهای مختلفی را شکل داده. فدراسیون به گونهای به این مسابقه تمام ایرانی که یک طرفش پرچم آذربایجان است، نگاه میکند و تماشاگران به گونهای دیگر. وجه مشترک این حس، حیثیتی بودن مسابقه است و اهمیتش که از فینال هم بالاتر رفته است. چه تماشاگران، چه خبرنگاران ایرانی حاضر در سالن، اظهارنظر مشترکی درباره مسابقه دارند. از هر کدامشان که میپرسی، میگوید: «مهم نیست بعدش چه اتفاقی میافتد. این مسابقه را باید ببریم.» فدراسیونیها هم همین حس را دارند واگرچه سعی میکنند آرامش خود را حفظ کنند و به این مسابقه به چشم مسابقههای دیگر نگاه کنند، اما حس و حالشان فرق میکند. استرس و نگرانی را کاملا میتوان در چهرهشان دید... با این حال و هوا و در حالی که چند دقیقهای قبل از شروع مسابقه، مهدی خدابخشی در رختکن به یکی از خبرنگارها گفته «امروز روز خوبم است»، رضا مهماندوست و میلاد بیگی وارد سالن میشوند و پشت سر آنها، مهدی خدابخشی و بیژن مقانلو. مهماندوست برای قرار گرفتن در جایگاهش مجبور است از مقابل مربیان و ملی پوشان ایرانی که در سالن هستند، عبور کند و همین کافی است، چند ثانیهای سکوت همه جا را بگیرد. او با سر بالا و همان غرور همیشگی رد میشود و اینها هم فقط نگاه میکنند. چهار ایرانی در المپیک به هم رسیدهاند و هیچ تصویری از این بدتر نمیتواند باشد. به جای اینکه همه در یک طرف و زیر یک پرچم باشند، دو نفر زیر پرچم آذربایجان رفتهاند و در تمام ثانیههایی که مانده تا شروع مسابقه و اتفاقا خیلی هم سخت و کند میگذرد، این سوال پیش میآید که چرا اینها رفتهاند. کاش ... مسابقه شروع میشود، اتفاقهای عجیب و غریب زیادی در رقابتهای تکواندو افتاده و بزرگان زیادی حذف شدهاند و همین موضوع کافی است، اول بودن خدابخشی در رنکینگ دنیا هم تضمینی نیست تا خیال مان کمی آسوده باشد، بخصوص اینکه در مقابل، کسی ایستاده که خیلی خوب، حتی بهتر از خودمان، بچههای ایران را میشناسد و همین شناخت است که کار دست تیم ایران میدهد. راند اول شروع میشود و نتیجهای که در پایان ثبت میشود، عجیب و غریب است. حتی خوشبینترین آدمها به سطح توانایی مربی سابق تیم ملی و شاگردش هم این اختلاف امتیاز را پیشبینی نمیکردند و چقدر سخت بود، حضور در سالن و دیدن همه اینها. وقتی با هنر ایرانی ها، سه تا سه تا، امتیاز در سبد آذربایجانیها قرار میگرفت و از دست کسی هم کاری برنمیآمد... مسابقه تمام میشود و به همین راحتی تکواندو کار ایرانی آذربایجان 17 - 5 برنده میشود تا دوباره این سوال جان بگیرد که چرا اختلاف پولادگر و مهماندوست کار را به اینجا رساند. سومین تصویری که از این مسابقه تکواندو ثبت میشود، واکنشهای بعد از این مسابقه است. مهماندوست که در طول مسابقه و از به نتیجه رسیدن ضربههای سر خوشحال نشان میداد، با چهرهای ناراحت وارد میکس زون میشود و فقط یک جمله را به خبرنگاران میگوید: «ایرانیام و ناراحت.» از حس واقعی مهماندوست کسی خبر ندارد اما میتوان حس کرد که او از این فرصت استفاده کرده تا یک بار دیگر خود را به فدراسیون ایران نشان دهد و بگوید که قدرش را ندانستهاند. او که حتما حسهای دوگانهای را تجربه میکند، شاید از این ناراحت باشد که ورزشکار ایرانی شکست خورده، اما حتما از این اثبات دوباره راضی است. قسمت آخر این مسابقه در جایی فرسنگها دورتر از ریو شکل میگیرد. زمانی که باز هم مردم، تصمیم میگیرند واژهها را ابزاری قرار دهند برای نشان دادن حسشان و همین میشود که صفحه مهماندوست پر میشود از کلماتی که به کار بردنش شایسته هیچ کسی نیست. هیچ کسی خوشحال نیست از این چند تکه شدن داشتههای تکواندو، اما راه نشان دادن این ناراحتی، هر چه که باشد، حتما فحش و ناسزا نیست. به هر حال این مسابقه هم تمام شد اما تبعات و اثراتش، حالا حالاها برای فدراسیون تکواندو باقی میماند و باید دید فرصت سوزی که چند سال پیش و در ماههای قبل از المپیک لندن، اتفاق افتاد، تا کی دامنگیر فدراسیون تکواندو است؟∎