مبارزه خودمانی به میزبانی ریو
خودزنی روی شیاپ چانگ المپیک
صاحبخبر - نبردی ایرانی در قلب ریو از زمانی که قرعهکشی رقابتهای وزن 80- کیلوگرم تکواندوی مردان در بازیهای المپیک مشخص شد، حساسیتها شروع شد. طبق جدول مسابقات نماینده ایران پس از برد مقابل حریف هندوراسی مقابل برنده مالی وآذربایجان قرار می گرفت. همه به خوبی میدانستند که هم مهدی خدابخشی میتواند از هندوراس بگذرد و هم میلاد بیگی از سد مالی. به این ترتیب دو تکواندوکار ایرانی که سالها درکنار هم و در مرکز جهانی تکواندو تمرین کرده بودند در میدانی بزرگ به نام المپیک رودر روی هم قرار گرفتند. رقابتی حساس میان مهدی خدابخشی و میلاد بیگی. پشت سر این دو تکواندوکار ایرانی نیز دو مربی قدرتمند و صاحبنام دنیای تکواندو حضور داشتند؛ بیژن مقانلو هدایت مهدی را بر عهده داشت و رضا مهماندوست با فریادهایش میلاد بیگی را روانه میدان کرد. آمنه سلیمانی با خنده همیشگی و اعتماد به نفس بالایی وارد شیاپ چانگ شد. مبارزه اول را با نماینده هندوراس آغاز کرد. تکواندوکاری که با وایلد کارت جواز حضور در بازیهای المپیک را به دست آورد. برای مهدی خدابخشی با رنکینگ یک دنیا و کوله باری از تجربه گذشتن از این تکواندوکار ناآشنا کار چندان سختی نبود. خدابخشی که در دنیای تکواندو او را با لقب ویرانگر میشناسند به راحتی از هندوراس گذشت تا در مبارزه دوم برابر نماینده آذربایجان قرار بگیرد. مبارزهای که پس از مشخص شدن قرعه مسابقات حساسیتهای زیادی را به وجود آورده بود. رقابت میان دو تکواندوکار ایرانی که در یک مکتب تکواندو را آموختند و هردو با دانش مربیان ایرانی برای المپیک آماده شدند. میلاد بیگی زیر نظر رضا مهماندوست و مهدی خدابخشی با هدایت بیژن مقانلو برای میدان بزرگ المپیک آماده شدند. پیشبینی برای این مبارزه سخت بود. باوجود اینکه به لحاظ رنکینگ مهدی خدابخشی خیلی جلوتر از رقیب ایرانی خود بود. میلاد بیگی نیز در رقابتهای جام جهانی مکزیک نمایی کوچک از آمادگی خود را به نمایش گذاشته بود. در این رقابت حساس مهدی و میلاد برابر هم قرار گرفتند و در پایان میلاد با چند ضربه سه امتیازی با نتیجه 17-5 از هم تیمی سابق خود پیشی گرفت و در این نبرد دست میلاد بیگی بهعنوان فرد پیروز بالا رفت. این رقابتها به پایان رسید و در نهایت میلاد بیگی عنوان سومی و مدال برنز بازیهای المپیک را به دست آورد و مهدی خدابخشی با یک برد و یک باخت از المپیک خداحافظی کرد. خداحافظی تلخ و غیر قابل پیشبینی. این مبارزه هم به مانند صدها مبارزهای که در المپیک برگزار شد یک سر برد و یک سر باخت داشت اما واکنشهایی که در پی باخت مهدی خدابخشی شانس اول طلا و یکی از مدعیان اصلی این وزن رخ داد در نوع خود قابل توجه است. این رقابت به سود آذربایجانی ها تمام شد اما پس از پایان این مسابقه رییس فدراسیون تکواندوی ایران حملات شدیدی را به سرمربی و بازیکن ملیپوش این کشور داشت که قابل توجه است. سید محمد رضا پولادگر در واکنش به باخت مهدی خدابخشی میگوید: «من متاسفم که در رسانههای ما از چند ماه قبل فضای سنگینی برای این رقابت به وجود آوردند و متاسفم برای کسانی که با پول مردم رشد کرده و مثل مزدور به کشورهای دیگر میروند و در رویداد بزرگ جلوی چشم مردمان ایران روبهروی یک هموطن میایستند. پول چقدر ارزش دارد؟» پولادگر در شرایطی از این واژه برای رضا مهماندوست و بیگی استفاده میکند که در دنیای حرفهای ورزش بسیاری از مربیان برابر تیمهای هموطن خود قرار میگیرند و فارغ از هر تعصباتی تمام تلاش خود را به کار میگیرند تا شاگردانشان پیروز میدان باشند. نمونههایی از این دست بسیار است. درهمین والیبال، لوزانو سرمربی آرژانتینی کشورمان تمام تلاش خود را به کار گرفت تا تیم ایران برابر تیم ملی آرژانتین بهترین بازی را ارائه بدهد. لوزانو دوبار هم با شاگردانش تیم ملی کشورش را شکست داده است اما آرژانتینیها او را مزدور و وطن فروش خطاب نکردند. در کشتی فرنگی هم نمونهای بارز داریم. جمشید خیرآبادی هدایت تیم ملی آذربایجان را برعهده دارد. دو کشتیگیر ایرانی هم برای این تیم مسابقه میدهند. خیرآبادی با شاگردانش در ایران و در مسابقات جام جهانی قهرمان شدند و جام قهرمانی را مقابل دیدگان ایرانیها بالای سر بردند اما هیچ کسی به آنها اتهامی وارد نکرد. درهمین المپیک ریو حسن رنگرز هدایت تیم ملی کشتی فرنگی مراکش را برعهده داشت. شاهین نصیرینیا مربیگری تیم ملی وزنهبرداری آمریکا را در اختیار دارد و هیچ کدام این مربیان ایرانی کاری غیر حرفه ای انجام نداده اند. پولادگر در جایی دیگر میگوید: «ما حاضریم جان خود را بدهیم تا مردممان شاد شوند. آیا پول اینقدر ارزش داشت که باعث ناراحتی مردم ایران شوند. من اینها را هموطنان خودم نمیدانم. من بیشتر شرایط به وجود آمده را عامل باخت خدابخشی میدانم. بیگی هم در کلاس فنی ایران آموزش دیده است که توانست جلوی خدابخشی اینگونه مبارزه کند. او به خاطر پول در میدانی که باعث شادی هموطنانش میشود زیر پرچم کشور دیگر مبارزه کرد. آیا او میتواند خودش را ببخشد؟» میلاد بیگی در تیم ایران جایگاهی نداشت. برای رسیدن به رویاهای خود مسیر دیگری را انتخاب کرد. مسیری که سر از آذربایجان در آورد. شرایط برای او فراهم شد تا نام خود را در المپیک به ثبت برساند و او هم از این فرصت استفاده کرد. دلیلی ندارد تا به او ایرادی بگیریم. در این شرایط به نظر میرسد به جای پرداختن به مسائل فرعی بپذیریم که تکواندوکاران ایران از فرصتها به خوبی استفاده نکردند و شانسهای مسلم طلا از بین رفت. به همین راحتی.∎