شناسهٔ خبر: 14735164 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه ایران‌ورزشی | لینک خبر

چراغ قرمز لعنتی

صاحب‌خبر - سه‌شنبه شب؛ شبی چند پاره با حس‌های مختلف برای بهداد سلیمی، قهرمان وزنه‌برداری فوق سنگین جهان، از لابه‌لای درد بیرون آمده، تا یک بار دیگر نام ایران و ایرانی را پر آوازه کند. تا همین چهار ماه پیش، کسی فکرش را نمی‌کرد بهداد به المپیک برسد اما رسیده و اینجا در ریو سنتر برنامه‌های زیادی دارد اما... ساعتی به مسابقه‌اش مانده. بهداد سر حال است و آماده، چهره‌اش از همه مسابقاتش شاداب‌تر است و این نشانه خوبی است برای ما که دودلیم سر زانوی پر دردش. که آیا زیر سنگینی این دایره‌های آهنین، دوام می‌آورد؟ بی‌آنکه حرفی بزنیم، انگار که نگاه‌مان را خوانده، لبخندی می‌زند و با نگاهش جواب می‌دهد. با دوستانش شوخی می‌کند و آماده مسابقه می‌شود. تا اینجا همه چیز خوب است. شمارش معکوس، ١، ٢، ٣ و ... بهداد به هر سه وزنه‌ای که دست می‌زند، به راحتی بالای سر می‌برد و نمی‌گذارد شیرینی رکورد شکنی حتی برای چند دقیقه، در کام وزنه‌بردار گرجستانی بماند. رکورد یک ضرب المپیک و جهان برای بهداد می‌شود و این طرف‌تر روی سکو، بنا می‌گوید، کمی از غمم کاسته شد. ٤٠-٥٠ ایرانی حاضر در سالن روی زمین بند نیستند. بهداد هم دل دل می‌کند برای گذشت ١٠ دقیقه بین دو حرکت تا زودتر استارت بزند و پاداش چند ماه درد و درمان را بگیرد اما از اینجا به بعد همه چیز تغییر می‌کند. انگار بازی در یک لحظه عوض می‌شود، انگار نمی‌دانستند بهداد رسیده و حالا باید پلن B را رو کنند. یک، دو و سه. دو حرکت خطا و آخری هم که بهداد دیگر توان ندارد. شب زیبای بهداد به یکباره به تلخ‌ترین شب زندگی‌اش تبدیل می‌شود و او را به حدی می‌رساند که مانده چه کند. لحظه‌ای به نشانه اعتراض پشت میز داوران می‌رود. شاید بهتر باشد با آیان حرف بزند، همین کار را می‌کند، جوابی نمی‌گیرد. البته پاسخش را می‌گیرد اما خنده دار است. آیان می‌گوید، حق با توست اما من نمی‌توانم کاری انجام بدهم. شوکه می‌شود از این جواب. به محوطه ورزشکاران بر‌می‌گردد. مراسم اهدای مدال هم تمام شده اما بهداد توان حرکت ندارد. گریه‌اش می‌گیرد. قوی‌ترین مرد دنیا، زار می‌زند اما دستش به جایی بند نیست. غصه و عصبانیت، جای امید و انگیزه چند ساعت پیشش را گرفته. انگار مسوولان برگزاری هم فهمیده‌اند که خرابکاری شده و خیلی چیزها طبیعی نیست. گارد ویژه در محوطه سالن حاضر می‌شود. از روی سکو فریاد شرم بر شما تماشاگران ایرانی به طور ممتد شنیده می‌شود. ورزشکار گرجستانی بهداد را ستودنی می‌داند اما به نفعش نیست که از داوری حرف بزند. برخی مربیان خارجی وزنه‌برداری که در سالن هستند، گوشه‌ای جمع شده‌اند و با تعجب می‌گویند، درست بود، چرا ایراد گرفتند؟ فرد عراقی که احتمالا از مربیان عراقی است، نگران بهداد شده و به سالن آماده‌سازی آمده. جلود، دبیر کل آسیا که هموطنش است را مقصر می‌داند و می‌گوید، هر چه کردند، جلود و همسرش کردند؛ همانی که قبل از انتخابات وزنه‌برداری آسیا به ایران آوردندش تا از علی مرادی حمایت کند، اما در انتخابات پشت کرد... . بهداد هم او را مقصر می‌داند و آیان را، اما چه فایده.