شناسهٔ خبر: 14592249 - سرویس ورزشی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه ایران‌ورزشی | لینک خبر

از آریا نسیمی‌شاد تا اسپیتز و مایکل فلپس

امکانات لازم یعنی چه؟

صاحب‌خبر - سعید زاهدیان آریا نسیمی‌شاد شناگر ایرانی که با 17 سال سن جوان‌ترین عضو کاروان ایران لقب گرفته بود، پس از شرکت در مسابقه 200 متر قورباغه مصاحبه‌ای انجام داد که جای بحث دارد. او در این رقابت‌ها نفر آخر شد اما پس از مسابقه مقابل خبرنگاران گفت: «اینجا در برزیل امکانات فوق‌العاده‌ای در اختیارم بود و اگر در ایران همین شرایط برایم مهیا می‌شد، نتایج بهتری کسب می‌کردم.» حال این پرسش پیش روی ما قرار می‌گیرد که امکانات لازم برای یک شناگر چیست؟ مگر غیر از این است که یک شناگر برای تمرین، به یک استخر مجهز، سالن وزنه و برنامه تغذیه نیاز دارد؛ یعنی در این حد امکانات هم در ایران در اختیار ورزشکار ما که قرار است به المپیک سفر کند قرار نمی‌گیرد. بعید است. درک مساله و موضوعی که شناگر جوان ما مطرح می‌کند، شاید در نگاه عامه راحت و آسان باشد و این حرف‌ها را به نوعی توجیه برای آخر شدن تلقی کنیم و با خود بگوییم که استخر شنای مجموعه آزادی و امکانات دیگر آنجا مگر برای یک شناگر کافی نیست؟ اما وقتی شناگر جوان خود را با رقبایی که در المپیک داشته و نحوه آماده‌سازی آنها مقایسه می‌کنیم، به وضوح می‌بینیم که آریا نسیمی شاد حق دارد و نحوه تمرین‌ها و آماده‌سازی او به هیچ وجه شبیه یک قهرمان طلایی المپیک نیست. برای تفهیم بهتر موضوع به یک مثال ساده بسنده می‌کنیم. مارک اسپیتز یک شناگر آمریکایی است که 9 مدال طلای المپیک را برده است. او در المپیک مونیخ 1972 به تنهایی 7 طلا گرفت و در هر 7 رشته رکورد جهان را شکست. این در حالی است که اسپیتز در المپیک قبلی تنها دو طلای تیمی گرفته بود، نتیجه‌ای که برای ستاره‌ای در قواره‌های او شکست محسوب می‌شد اما چه اتفاقی افتاد که در این 4 سال پیشرفت چشمگیری پیدا کرد؟ اسپیتز در سال 1969 به دانشگاه ایندیانا رفت تا با مربی اسطوره‌ای شنا به نام داک کانسیلمن تمرین کند، ‌کاری که بعدها از آن به‌عنوان «بهترین تصمیم زندگی‌اش» یاد کرد. کانسیلمن مبتکر روش‌های نوینی در شنا بود، از جمله فیلمبرداری زیر آب. او به اسپیتز چراغ می‌بست و او را به استخر می‌فرستاد و خودش از زیر آب، از شنای او فیلم می‌گرفت تا با تماشای فیلم، نقاط ضعف اسپیتز را پیدا کند. یکی دیگر از ابداعات کانسیلمن، ‌طراحی تمرین‌های حجم هوای تنفسی بود، یعنی با انجام چند تمرین خاص، ‌شناگر را به مرحله‌ای می‌رساند که در طول مسابقه کمتر نفس بکشد. به کمک این مربی بود که اسپیتز توانست مدال‌های المپیک مونیخ را درو کند؛‌ضمن اینکه نباید فراموش کرد، ‌او قبل از 10 سالگی در رده سنی خودش در 17 رشته رکورددار آمریکا و در یک رشته رکورد دار جهان بود. مساله روشن و آشکار است. در ایران همان امکانات اولیه‌ای که ورزشکار آمریکایی در اختیار دارد، وجود دارد. از استخر شنای حرفه‌ای و مجهز گرفته تا سالن وزنه و غیره اما چیزی که ورزشکار آمریکایی را در سطحی بالاتر قرار می‌دهد که به مدال طلای المپیک برسد، همین ریزه‌کاری‌ها و نکاتی است که در مورد مارک اسپیتز می‌بینیم. تازه اتفاقی که برای او رخ داده، مربوط به المپیک 1972 مونیخ است و علم و تکنولوژی آن روز به کمک یک انسان آمده تا او را مهیای حضور در المپیک کند. بی‌شک امروز ورزشکاری مثل مایکل فلپس که مدال‌های بیشماری را در المپیک درو کرده، از همان مدال و با علم و دانش امروزی بهره‌مند بوده و هست. یعنی یک مربی با سواد و مسلط به علم و دانش روز – که در مورد اسپیتز از دانشگاه ایندیانا بیرون آمده – را کنار خود می‌بیند و با چنین شرایطی روی تخته استارت مسابقات المپیک می‌رود. این دقیقا همان چیزی است که ورزشکار – یا ورزشکاران ما – از آن محروم هستند و شاید در یک حالت کلی از آن با عنوان «امکانات لازم» نام می‌برند. بی‌تردید به دلیل نبود همین امکانات لازم است که شناگران ما سال‌ها در عرصه بین‌‌المللی راه به جایی نمی‌برند و در مقابل یکی مثل مایکل فلپس نه فقط در یک المپیک که در چند دوره متوالی مدال طلا می‌گیرد. مایکل فلپس برای کاروان آمریکا یک اتفاق نیست؛ آنها در گذشته نیز مارک اسپیتز را داشته‌اند و این نشان می‌دهد که برای طلا گرفتن در المپیک چیزهای دیگر هم لازم است که ورزشکاران ما سال‌ها است از آن محروم هستند. شاید همین مثال‌ها و همین تجربه‌ها باعث شود تا سرانجام روزی از راه برسد که در ایران برای کسب طلا در رشته‌هایی که هیچگاه شانسی نداشتیم برنامه‌ریزی شود و امکاناتی مهیا گردد که یک طلایی المپیک به آن نیاز دارد.