انتخاب «تيم كين» فرماندار سابق ويرجينیا از چهرههاي درخشان حزب دموكرات با جهتگيريهاي راستگرا و در همان حال با سويهگيري مثبت در ارتباط با سياستهاي باراك اوباما به عنوان يك رئيسجمهور دموكرات موفق در دهههاي گذشته يادآور خاطرههاي مثبت دموكراتها از روساي جمهور موثر در تاريخ آمريكا بود. چراكه اوباما را تا حدودي به جان كندي، رئيسجمهور وقت آمريكا فارغ از گرايشهاي حزبي اش نزديك ميكرد. از اين رو انتخاب «تيم كين» تا حدودي نشانگر تلاش هيلاري كلينتون و دموكراتها براي جذب همه آراي دموكراتها در انتخابات آينده است. زيرا بايد پذيرفت كه كلينتون تا اندازهاي متمايل به جناح راست دموكرات است و اين نامزد رياستجمهوري آمريكا در ميان جناح روشنفكر حزب دموكرات كه اوباما آنها را نمايندگي ميكند چندان چهره مطلوبي ندارد. البته نه اينكه بگوييم او به عنوان كانديداي رئيسجمهور از سوي آنها پذيرفته نيست بلكه بدين مفهوم كه كلينتون اساسا يك چهره خوشايند در ميان دموكراتهاي روشنفكر و همچنين گرايشهاي مدرن نبوده است. لذا انتخاب «تيم كين» به عنوان معاون كلينتون كه شهرت بسزايي در نزديكي و همسويي با سياستهاي اوباما دارد اما در همان حال در جناح راستگراي هيلاري كلينتون قرار ميگيرد تا حدودي ميتواند اين پيام را به مخاطبان آمريكايي به ويژه هوداران حزب دموكرات ارسال كند كه او در پي ايجاد يك فضاي مثبت در جهت افزايش اقتدار دموكراتها در برابر جهتگيريهاي لمپنیستی ترامپ و حزب جمهوریخواه بوده، از سوي ديگر در پي ايجاد فضاي مثبت براي جلب آراي كساني است كه امروز اوباما آنها را نمايندگي میکند و تضميني براي ادامه سياستهاي اوباما نسبت به اقليتهاي مذهبي، مهاجران، رنگين پوستان، طبقه متوسط و رو به پايين آمريكايي است. لذا بايد اذعان داشت كه اين انتخاب تا حدود بسيار زيادي هوشمندانه است. اما بايد ديد كه «تيم كين» چه تعداد آرا را ميتواند براي آينده انتخابات رياستجمهوري كلينتون در آمريكا افزايش دهد. جهتگيري ترامپ در جلب آراي كساني كه به دنبال ساختار شكني در حوزه سياستهاي آمريكا هستند سبب گشته كه فاصله ترامپ با هيلاري كلينتون كاهش پيدا كند. فاصله يك درصد اگرچه روي كاغذ چندان فاصلهاي نيست اما باز هم فاصله قابل توجهي از منظر تجزيه و تحليل آن چيزي است كه در انتخابات رياستجمهوري آمريكا در حال حاضر ما شاهد هستيم. من بر اين باورم كه هيلاري كلينتون هنوز هم با وجود عدم خوشبيني و شهرت بسزا در ميان مردم آمريكا از نظر منطق سياسي و جهتگيري عقلايي در ساختار سياسي ايالات متحده آمريكا كانديداي برتر در برابر ترامپ است لذا ساختار قدرت در آمريكا در ميان طرفداران حزب دموكرات و همچنين حاميان آنها در ميان مردم كه در موضع رقيب قرار گرفتند.
ادامه در صفحه۲
∎