شناسهٔ خبر: 14085089 - سرویس بین‌الملل
نسخه قابل چاپ منبع: هدانا | لینک خبر

کودتای نافرجام؛ سرآغاز تحول در ترکیه

صاحب‌خبر -
جوان، چندیست که کشور ترکیه در تنش به سر می‌برد، تنشی که از یک کودتای نظامی نشات می‌گیرد. ماجرا از این قرار است که ساعتی پس از نیمه شب در بامداد روز شنبه تلویزیون دولتی ترکیه تصرف شد و پارلمان زیر حمله قرار گرفت، ارتش ترکیه با انتشار بیانیه‌ای اعلام کرد که کنترل این کشور را به دست گرفته.

در شرایطی که همه از خروج "رجب طیب اردوغان" از کشور سخن می‌گفتند او با انتشار پیامی تصویری از مردم خواست که به خیابان‌ها رفته و حمایت خود را از "حزب عدالت و توسعه" نشان دهند.

پس از این مردم به خیابان‌ها ریختند و با حضور گسترده آنان کودتا در معرض شکست قرار گرفت، با وجود اینکه کودتاچیان اصرار بر تداوم حملات داشتند، دولت مجددا زمام امور را به دست گرفت و تحرک ارتشیان برای سرنگونی دولت اردوغان عنوان "کودتای نافرجام" به خود گرفت.

کودتای نافرجام؛ سرآغاز تحول در ترکیه

**کودتا چیست؟

"کودتا" یک از مفاهیم دنیای سیاست است که ناظر به تغییر در نظام سیاسی یک کشور است، از ویژگی‌های مهم کودتا تغییر ناگهانی، بروز خشونت و غیرقانونی بودن است، اما علت عمده وقوع هر گونه تغییر سیاسی "نارضابتی" است، میزان نارضایتی در تغییر شکل نظام سیاسی نقش مهمی دارد.

برخلاف مفهوم انقلاب که پشتوانه عظیم مردمی دارد و بیشتر آحاد مردم در تحقق ان سهیم هستند،‌کودتا را یک اقلیت قدرتمند عموما نظامی به پیش می‌برند که پیروزی آن به عوامل مختلفی بستگی دارد از نظر "ساموئل هانتیگتون"، پژوهشگر علوم سیاسی، یک کودتا تنها در دو صورت موفق خواهد بود: 

1- فعالان سیاسی در جامعه کم شمار باشند (که در این صورت اصولا جریان خاصی وجود ندارد که در مقابل کودتا مخالفت کند)

2- بخش قابل توجهی از فعالان سیاسی و نخبگان با کودتا موافق باشند. 

در غیر این صورت کودتا عقیم مانده و یا به جنگ داخلی می‌انجامد.

کودتای نافرجام؛ سرآغاز تحول در ترکیه

**چه عواملی موجب وقوع کودتا در ترکیه شد؟

کودتای نظامیان در ترکیه سابقه‌ای طولانی دارد. نظامیان ترکیه خود را مدافع نظام سیاسی و ثبات کشور می‌دانند و از زمان تاسیس این کشور چندین بار برای حفظ نظام علیه دولت‌های منتخب غیر نظامی وارد عمل شده‌اند. ارتش ترکیه از سال 1960 چهار دولت این کشور را ساقط یا مجبور به استعفا کرده است. رابطه نظامیان و احزاب ترکیه همواره با تنش همراه بوده، که این تنش‌ها ریشه در تاریخ آشفتگی‌های ‌سیاسی ترکیه دارد.

اولین کودتا در 27 ماه مه سال 1960روی داد و ارتش ترکیه، دولت منتخب این کشور را برکنار کرد. دلیل این کودتا "بی‌کفایتی" دولت غیرنظامی وقت اعلام شد. این اولین مداخله ارتش ترکیه در امور سیاسی بود،‌ اقدامی که جامعه این کشور را دو پاره کرد. "عدنان مندرس"، نخست وزیر وقت ترکیه که به مدت 10 سال رهبری دولت را به عهده داشت، با قرص خواب اقدام به یک خودکشی ناموفق کرد و دو روز بعد به دار آویخته شد.

کودتای نافرجام؛ سرآغاز تحول در ترکیه

دومین کودتا 12 مارس 1971 بود که ارتش علیه دولت "سلیمان دمیرل"، نخست‌وزیر وقت دست به کودتا زد. دمیرل نزدیک به ۵ دهه در عرصه سیاست ترکیه فعال بود. او هفت بار سمت نخست‌وزیری ترکیه را به عهده داشت و دولت او دو بار توسط نظامیان ساقط شد.کودتای نظامی 1980 ترکیه، خونین‌ترین کودتا از زمان تشکیل جمهوری ترکیه به شمار می‌رود. ارتش گفت که برای پایان دادن به بحران ناشی از درگیری ملی‌گرایان و چپ‌های افراطی وارد عمل شده است.پس از کودتای سال 1980 نزدیک به 600 هزار نفر بازداشت شدند. بسیاری از آنها شکنجه و ۵۰ نفر نیز اعدام شدند.
در سال 1997 ارتش ترکیه، دولت ائتلافی "نجم‌الدین اربکان" را مجبور به کناره‌گیری کرد که در ترکیه از آن به عنوان "کودتای پست مدرن" یاد می‌شود. در آن سال، نظامیان با ارسال یادداشتی برای آقای اربکان، نخست وزیر اسلامگرای این کشور از حزب رفاه، دولت او را به داشتن گرایش‌های دینی در سیاست متهم کرد و خواهان کناره‌گیری نخست‌وزیر شد که اربکان به این خواسته عمل کرد.

اما کودتای سال 2016 یک تفاوت عمده با کودتاهای پیشین در ترکیه داشت؛ هیچ کدام از احزاب سیاسی و جریانات مخالف حزب حاکم از آن حمایت نکردند در ضمن همان طورکه وزیر خارجه ترکیه در یک اطلاعیه گفت تمام نیروهای ارتش هم در اقدام برای کودتا دخیل نبودند و تنها گروهکی در داخل ارتش این کار را انجام دادند.
خبرها حاکی از آن است که تعدادی از فرماندهان کودتا و جمعی کثیری از افرادی که در کودتا نقش داشتند دستگیر شدند و همچنین کشته و زخمی‌های بسیاری به جا مانده.

کودتای نافرجام؛ سرآغاز تحول در ترکیه

**چرا ارتش ترکیه اقدام به چنین کار پرهزینه‌ای کرد؟

همانطور که پیشتر گفته شد، می‌توان گفت که کودتای نافرجامی که در ترکیه به وقوع پیوست برآیند شکاف میان حاکمیت و نیروهای مسلح این کشور است، برخی از افسران ارتش ترکیه احساسشان بر این است که در طول حاکمیت حزب عدالت و توسعه، ارتش، به حاشیه رانده شده و جایگاه خود را در مقایسه با گذشته از دست داده است، همچنین فرماندهان کودتا معتقدند که حملات تروریستی در یک سال گذشته و تبعیضات قومی-نژادی، نشان دهنده ی ناکارآمدی دولت هستند، از طرف دیگر سیاست‌های منطقه‌ای دولت اردوغان از جمله، داشتن نقش تخریبی در سوریه و عراق، همچنین همسویی با گروهک‌های تکفیری و نزدیک به رژیم وهابی عربستان در نظر برخی از نخبگان سکولار این کشور نامطلوب بود، به این ترتیب این موارد نارضایتی را در میان نیروهای مسلح و طیف روشنفکران برانگیخته و این امر موجب شد که برخی از افسران ارتش، با هدف حمایت از آزادی، حفظ دموکراسی و حقوق بشر و ایجاد برابری قومی و نژادی دست به این حرکت اعتراضی بزنند.

کودتای نافرجام؛ سرآغاز تحول در ترکیه

**چرا کودتا شکست خورد؟

در ابتدای امر، تصرف ناگهانی برخی مراکز حکومتی خصوصا، تلویزیون دولتی ترکیه و پس از آن قرائت بیانیه ی ارتش مبنی بر سقوط حکومت اردوغان، همه را بهت زده کرد، همچنین شایعاتی که در مورد سرنوشت اردوغان دست به دست می چرخید، پیروزی کودتا را بر همگان کمابیش مسجل کرده بود، اما به همان اندازه که پیشرفت این عملیات سریع بود، شکست آن هم به همان اندازه به سرعت رقم خورد؛

- فراخوان اردوغان برای حضور مردم در خیابان ها به طور گسترده ای پذیرفته شد، به شکلی که تمامی آحاد جامعه با حضور چشمگیر خود در سطح شهر، حمایت قاطع خود را از دولتت منتخب خود اعلام کردند و کودتاچیان در آن شرایط راهی جز تسلیم پیش روی خود نداشتند. این حضور مردمی نشان داد که خواست مردم مغایر با خواست و هدف کودتاچیان است و نقش اصلی در شکست کودتا را مردم ترکیه ایفا کردند. وزیر امور خارجه‌ی کشورمان از این رخداد با عنوان «دفاع جانانه ی مردم ترکیه از دموکراسی و دولت منتخبشان» یاد کرد.

- نه تنها مردم از این کودتا حمایت نکردند بلکه کودتاچیان هم از حمایت بخش کوچکی از ارتش برخوردار بودند، به نحوی که در میان طراحان کودتا تنها دو یا سه مقام بلند پایه حضور داشتند و مابقی افسرانی میان‌رده و پایین‌رده بودند.

- همین بدنه‌ی کوچک کودتاچی هم از انسجام مناسبی برخوردار نبودند.

- تمرکز کودتا بر دو استان استانبول و آنکارا بود و در سایر مناطق ترکیه هیچگونه برنامه ای برای عملیات نظامی ترتیب داده نشده بود و این امر موجب شد که با جضور مردم در خیابان ها نیرو های دولتی بتوانند به سرعت بر اوضاع مسلط شوند.

کودتای نافرجام؛ سرآغاز تحول در ترکیه

**واکنش ها

برخی بر این باورند که این کودتا پشتوانه خارجی داشته و کشورهای دیگری این اقدام را حمایت کردند، در پاسخ باید گفت با توجه به اینکه این کودتا حاصل نوعی نارضایتی عمومی در میان نیروهای مسلح بود، صرفا جنبه داخلی داشته و نقش داشتن کشور دیگری در این امر بعید است

 از جمله نخستین اقدامات رجب طیب اردوغان، رئیس‌جمهوری ترکیه پس از رسیدن به قدرت، تصفیه ارتش از فرماندهانی بود که احتمال می‌داد به مخالفت با او برخیزند و احیانا به کودتا بیندیشند. در همان سالها پروند‌ه‌ای به نام "ارگنکن" مطرح و شماری از فرماندهان بلندپایه ارتش به اتهام طرح‌ریزی کودتا علیه او زندانی شدند. خیلی‌ها در صحت چنین اتهامی تردید کردند و ناظران معتقد بودند که در نتیجه این پرونده دیگر خیال اقای اردوغان از هرگونه کودتای ارتش علیه او راحت شده است
.
در شرایط فعلی نیز پس از تسلط مجدد دولت بر اوضاع و اعلام شکست کودتا، با توجه به سابقه‌ی مذکور، این گمانه مطرح شد که این کودتا هم اقدامی در جهت شناسایی خیانت‌کاران در ارتش و تصفیه آنها، از سوی خود حاکمیت به وجود آمده، اما با توجه به شمار بالای قربانیان این حادثه و هزینه‌های سیاسی و حیثیتی‌ای که برای دولت ترکیه دارد و همینطور ضربه ای که به اقتصاد این کشور وارد می کند، در یک تحلیل مبتنی بر هزینه‌- فایده این گمان غیرعقلانی به نظر می‌رسد.

کودتای نافرجام؛ سرآغاز تحول در ترکیه

**اردوغان پس از کودتا

در سالهای گذشته دولت اردوغان با انتقادات زیادی مواجه بوده، بحران در مناطق کردنشین، فرورفتن کشور در نا امنی و افت اقتصادی و تیرگی روابط خارجی همگی مواردی هستند که از نقاط ضعف دولت وی به شمار می رفتند، البته او اخیرا با آشتی با روسیه و اسرائیل گام‌هایی برای اصلاح سیاست خارجی‌اش آغاز کرده است که می‌تواند هم به بهبود جایگاه بین المللی ترکیه بینجامد و هم اثر مثبت بر اقتصاد کشور بگذرد. حتی گفته میشود که این کشور قصد تغییر سیاست های خود در سوریه را نیز دارد.

اتهام دولت ترکیه به "فتح الله گولن" از سوی دیگر می تواند پیگیری برای بازگرداندن وی از آمریکا و محاکمه‌اش را تسهیل کند و خطر "جریان موازی" را کاهش دهد.

همچنین رویای تغییر قانون اساسی که اردوغان به دنبال آن بوده و هست با وجود مشکلات عدیده ی دولت ترکیه چندان قابل تحقق به نظر نمی رسید، رویایی که بر اساس آن نظام پارلمانی به ریاستی تبدیل شده و رئیس جمهور در مقام قدرت اصلی اجرایی و رهبر کشور قرار گیرد.

کودتای نافرجام؛ سرآغاز تحول در ترکیه

روشن است که شکست کودتا و حمایت گسترده مردم از دولت، برای "رجب طیب اردوغان" یک پیروزی بزرگ به حساب می آید و موجب می‌شود که او از این پس با اعتماد‌به‌نفس بیشتری به تعقیب اهداف خود بپردازد. اما باید گفت، نیرو های مسلح به عنوان بخش مهمی از حاکمیت کشور ترکیه، در نتیجه ی این رویداد، تضعیف شده‌اند و با وجود اینکه کودتا به سر انجام نرسید، وقایع اخیر نشان میدهند که اختلاف در میان نیروهای مسلح جدیست و به نظر می‌رسد که وضعیت ترکیه، علی‌رغم اینکه دولت به اوضاع مسلط شده، همچنان بحرانی است و برقراری ثبات در کشور مستلزم بازنگری در برخی سیاست‌هایی است که موجب بروز نارضایتی شده است.



گزارش از: محمدعلی صارمی

∎​