1960
اولین کودتای جمهوری ترکیه در سال 1960 و بهدنبال بالاگرفتن تنش میان دولت ترکیه و مخالفان اتفاق افتاد. حزب دموکراتیک حاکم که از سوی عدنان مندرس، نخستوزیر وقت و جلال بایار، رئیسجمهوری ترکیه هدایت میشد، برخی از قوانین سفتوسخت آتاتورک درباره دین و مذهب را کنارگذاشته و مجوز بازگشاییهزاران مسجد و مدارس جدید با پرسنل مذهبی را صادر کرد. دولت وقت همچنین دوره خدمت اجباری سربازی را کوتاه کرد.
همزمان، مخالفان با تحمیل قوانین مطبوعاتی جدید از سوی دولت محدود شدند و در برخی موارد حتی روزنامههای انتقادی جدید، اجازه انتشار نداشتند. بالاگرفتن تنشها باعث شد که دولت مندرس در اوایل سال 1960 حکومتنظامی اعلام کند. ارتش وارد کار شد و در روز 27 می دولت را سرنگون کرد. رئیسجمهوری، نخستوزیر و چند نفر از اعضای کابینه دستگیر شدند و بلافاصله به جرم خیانت و جرایمی ازایندست، محاکمه شدند. پس از این محاکمهها، مندرس اعدام شد.
به دنبال این کودتا، ژنرال جمال گورسل بهقدرت رسید و دورهای از سیاست تحت سلطه نظامیان آغاز شد که تا سال 1965 ادامه داشت.
1971
در اواخر دهه 60 میلادی، اقتصاد ترکیه دچار رکود شد و این رکود اقتصادی به ناآرامیهای گستردهای در این کشور منجر شد. گروههای کارگری تظاهراتهای بیسابقهای را آغاز کردند که این اعتراضات گاهی با خشونت همراه بود. از دیگر سو گروههای راستگرا هم حملاتی را انجام دادند. ارزش واحد پول ترکیه بهشدت افت کرد و تورم سالانه هم به حدود 80 درصد رسید. ازهمینرو در ماه مارس ارتش بار دیگر دست به مداخله زد، امری که بهگفته نظامیان «تلاشی برای برقراری نظم» بود. در آن زمان رئیس ستاد کل ارتش، سلیمان دمیرل، نخستوزیر ترکیه، را به کشاندن این کشور به هرجومرج متهم کرد و خواستار تشکیل دولتی قوی و معتبر با الهام از دیدگاههای آتاتورک شد. دمیرل ساعاتی بعد و پس از دیدار با اعضای کابینهاش استعفا داد. بااینحال ارتش بهطور مستقیم وارد حکومت نشد و در ابتدا از «نهاد اریم»، عضو حزب راستگرای جمهوریخواه خلق، خواست تا دولت موقت را تشکیل دهد؛ این اولین دولت از سری دولتهایی بود که تا سال 1973 ترکیه را اداره میکردند. در سال 1973 فخری کوروتریک، افسر بازنشسته نیروی دریایی، ازسوی پارلمان ترکیه به سمت نخستوزیری منصوب شد.
1980
بیثباتی حتی پس از کودتای 1971 ادامه یافت. در دهه 70 در ترکیه 11 نخستوزیر روی کار آمدند و برکنار شدند. رکود اقتصادی ادامه داشت و گروههای چپ و راست هم در خیابانها با یکدیگر درگیر بودند. در این سالها هزاران نفر از مردم کشته شدند. ارتش بحث احتمال کودتا را در اواخر سال 1979 بهمیان کشید و در ماه مارس 1980 گروهی از ژنرالها گفتند این کودتا را پیش میرانند. کودتا چندینبار بهتعویق افتاد و درنهایت در سپتامبر رقم خورد، یعنی زمانی که افسران ارتش در تلویزیون دولتی اعلام کردند حکومت نظامی برقرار و دولت منحل شده است. در پی این کودتا، کنان اورن، رئیسجمهوری ترکیه شد وبولنت اولوسو، به سمت نخستوزیری ترکیه منصوب شد. در این دوره، حکومت نظامیان بر ترکیه اندکی ثبات اقتصادی برای این کشور به همراه داشت و در سال 1983 هم «تورگوت اوزال» جانشین اولوسو شد، کسی که خصوصیسازی را در بسیاری از صنایع دولتی ترکیه آغاز کرد. بااینهمه در این سالها ارتش صدهاهزار نفر را بازداشت و دهها نفر را اعدام کرد و ازسوی دیگر بسیاری نیز شکنجه یا ناپدید شدند. همچنین یک قانون اساسی جدید نیز تدوین شد و در سال 1982 در یک همهپرسی به تصویب رسید.
1997
در انتخابات سال 1995 حزب اسلامگرای رفاه به پیروزی رسید و در سالهای بعد رئیس دولت ائتلافی را در دست گرفت. در سال 1997 ارتش توصیههایی را مطرح کرد و دولت هم چارهای جز قبول آن نداشت. نجمالدین اربکان، نخستوزیر وقت، به یک برنامه هشت ساله اجباری در بخش آموزش تن داد، برنامههایی مانند ممنوعیت حجاب در دانشگاهها. اربکان پس از آن مجبور به استعفا شد. حزب رفاه در سال 1998 منحل شد و اربکان برای پنج سال از فعالیت سیاسی منع شد. تعدادی از اعضای سابق این حزب ازجمله رجب طیب اردوغان، رئیسجمهوری کنونی ترکیه، حزب عدالت و توسعه را تشکیل دادند.
∎