خبر کوتاه بود و مأيوس کننده؛ براي فوتبالي که بارها زمين خورده و هنوز توانايي بلند شدن مثل سابق را ندارد، ويران کننده؛ فوتبالي که هنوز حلوا و خرماي مرگ پاس تهراني را ميخورد که حتي جايگاهي در سطح دوم فوتبال ايران هم ندارد. پاسي که با انتقالش به همدان با يک غده سرطاني بدخيم مواجه شد و اين غده کم کم جان گرفت؛ جان را گرفت و پاس را به قعر جهنم فرستاد. هنوز چهلم مرگ پاس پايان نيافته و حجله چراغاني آن سر خيابان فوتبال قرار دارد که يک بار ديگر افراد غير فوتبالي (شما بخوانيد سياسي) تصميم گرفتند اين سناريوي مرگ را براي نفت تهران بنويسند، اما اين بار فقط پاي نفت در ميان نيست، بلکه اين غده سرطاني نفت و ملوان را با هم نابود خواهد کرد.
اگر ملوانيها مدعي و معتقدند که ريشه دارند، در فوتبال ايران خاک خورده و سابقه دارند، قهرمان شدهاند يا هر چيزي ديگر، بايد گفت پاس علاوه بر قهرمانيهاي متعدد در فوتبال ايران و معرفي کردن بازيکنان زيادي به تيم ملي، آخرين قهرمان فوتبال ايران در قاره آسيا بوده است. اگر ملوانيها مدعياند شايستهترين تيم براي گرفتن امتياز نفت بودهاند، فراموش نکنند همين تيم نفت از ليگ دسته دوم کارش را آغاز کرد و با شايستگي ليگ برتري شد. اگر مدعياند هوادار دارند و امتياز تيم نفت بايد به آنها داده ميشد تا هواداران اين تيم دوباره ملوان را در ليگ برتر ميديدند، فراموش نکنند که تراکتورسازي تبريز هم با کلي هوادار پرشور سالها از سطح اول فوتبال دور بود و با تلاش و شايستگي دوباره به ليگ برتر بازگشت و سالهاست يکي از مدعيان اصلي فوتبال ايران محسوب ميشود، اما اسير غدههاي سرطاني که غير فوتباليها به جان اين فوتبال انداختند، نشد.
ملوان هميشه تيمي دوست داشتني بوده، با هواداراني که دارد و تنها تيمي از خطه شمال کشور که هميشه در ليگ برتر حاضر بوده و همه پس از سقوط اين تيم گفتند که جاي خالي ملوان در ليگ حس خواهد شد، اما همه دنبال «صعود فوتبالي» ملوان به ليگ برتر بودند نه «صعود غير فوتبالي» و خريد امتياز از سوي اين باشگاه؛ باشگاهي که سالها با مديراني ناوارد به اين روز افتاد و در نهايت سقوط کرد و حالا همان مديران قصد دارند ضعفهاي خود را طور ديگري پوشش بدهند. آنها ميگويند هواداران ملوان و مردم انزلي با سقوط اين تيم سرخورده شدهاند، اما آيا خريد امتياز تيم ليگ برتري و پرداخت ميلياردها تومان پول راه خروج از سرخوردگي مردم انزلي است؟ اگر ملوان در ليگ شانزدهم نيز حاضر شد و بازهم با همين مديران ناوارد سقوط کرد، آن زمان قيمت سرخوردگي مردم انزلي چقدر است؟ اگر پولي براي بزم نباشد، اگر پولي براي درمان غده سرطاني نباشد، اگر اين سرطان بدخيم خِر ملوان را هم بگيرد، حجله عزاي ملوان را سر کدام خيابان فوتبال نصب کنيم؟ در ورودي انزلي بايد حجله را نصب کرد يا در خيابان سئول که فدراسيون فوتبال در آن قرار گرفته است؟
مديران فدراسيون فوتبال نقشي در اين واگذاري نداشتند، اما همانطور که چند سال پيش گروهي ديگر در فدراسيون به تماشاي واگذاري تيمها نشستند و حالا حلواي مرگ پاس را نوش جان ميکنند، اين بار مديران جديد دست روي دست گذاشته و چندي بعد فقط ميگويند در غمتان شريکيم. مديراني که پيش از اين انتظار ميرفت از خودشان کُنِشي نشان دهند و به عنوان متولي فوتبال مانع از واگذاري امتياز نفت به تيمي ديگر و به استاني ديگر شوند، حالا ميخواهند نسبت به اين مسئله واکنش نشان دهند؛ البته اگر واکنش نشان دهند! حال و روز نفت از آنجايي به اين روز افتاد که مجلس مقابل کمکهاي دولتي را به فوتبال گرفت و اينجا بخشي از فراهم کردن شرايط کمک به تيمهاي فوتبال را فدراسيون فوتبال، سازمان ليگ و مديران آنها بهعهده داشتند. با فراهم کردن شرايط پرداخت حق پخش تلويزيوني، با ايجاد فضا براي دريافت پول از تبليغات محيطي تا تيمها منبع درآمدي از حق واقعي خودشان داشته باشند، اما اين اتفاق به درستي صورت نگرفت و نفت، آخرين نماينده موفق فوتبال ايران در آسيا که به جمع 8 تيم راه يافته بود را به تعطيلي کشاند.
«ما معتقديم تيمها بايد خودشان شرايط حضور در ليگ برتر را پيدا کرده و به نظر ما اگر نفت در تهران بماند بهتر است، اما اين برنامه را هم داريم در صورتي که تيمي توانايي تيمداري در ليگ برتر را نداشت، آيين نامهاي مصوب کنيم که تيم چهارم ليگ دسته يک به ليگ برتر وارد شود. به اين ترتيب چه در استان و چه خارج از استان اگر خريداري وجود نداشته باشد، فجر سپاسي وارد ليگ برتر شود». اين صحبتهاي اميدوار کننده و قاطعانه مهدي تاج در خصوص بحث واگذاري امتياز نفت به ملوان بود؛ در بامداد 10 خردادماه 95 و پس از پايان فينال جام حذفي که با قهرماني ذوبآهن به پايان رسيد.
شايد مهدي تاج در واکنشهاي احتمالي به واگذاري امتياز نفت تهران به ملوان اعلام کند که او مخالف اين کار بوده و کاري از دستش بر نميآمده، اما اگر اينطور است پس رياست او چه دردي از فوتبال دوا ميکند؟ آيا صحبتهاي رئيس پس از فينال جام حذفي فقط براي دلخوشي بوده يا گمراهي افکار تا افراد غير فوتبالي خيلي راحت کارشان را پيش ببرند؟ آيا فدراسيون بايد آنقدري از خودش ناتواني نشان دهد که به اين راحتي تيمها را از اين شهر به شهري ديگر ببرند. با اين ميزان ناتواني و با اين ميزان بيخيالي، حجله پاس، نفت و ملوان که هيچ، بايد به زودي منتظر نصب حجله فوتبال هم در خيابان سئول باشيم. خياباني که وزارت ورزش و جوانان هم در آن واقع شده است و گويا از دست اين وزارتخانه هم کاري ساخته نيست. وزارتخانهاي که وزير آن محمود گودرزي بوده و يکي از مشاوران او يعني حميدرضا گرشاسبي که اتفاقاً مديرکل ورزشوجوانان استان تهران است، در کميته سه نفره واگذاري نفت قرار داشت. مديري که تيم استان خودش را دو دستي تقديم انزلي کرد. حالا هم تسليتي ميماند و خوردن خرما و حلواي اين فوتبال.
در نهايت با انتقال «غيرفوتبالي» نفت به انزلي مشخص شد که فدراسيون در خيلي از تصميمگيريها نقشي ندارد در حالي که متولي فوتبال است اما در اين امر ناتوان نشان داده و لابيهاي سياسي و اقتصادي قدرت خود را بر فدراسيون و فوتبال ديکته کردهاند. در اين ميان البته روح رقابت هم در فوتبال از بين رفت جايي که تيم سقوط کرده به دسته پايينتر خيلي راحت با خريد امتياز دوباره به ليگ برتر بازگشت. پس جنگ و رقابت براي سقوط نکردن چه فايدهاي دارد؟ اين اتفاق به جز ايران در «کجاي دنيا» رخ ميدهد؟
∎