شناسهٔ خبر: 11210270 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: مثلث-قدیمی | لینک خبر

گفت‌وگوی مثلث با ناصر ایمانی

اختلاف اصلاح‌طلبان بیشتر از ماست

شبکه های اجتماعی نظر سنجی گفتگوی هفته نامه احتمال اینکه در تهران اصلاح‌طلبان موقعیت‌شان مناسب‌تر از اصولگرایان باشد زیاد است ولی در کل مجلس اینگونه نخواهد بود

صاحب‌خبر -

آقای ایمانی! برای شروع بفرمایید که آرایش سیاسی دهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
 در یک تعریف کلی سه قطب در انتخابات پیش‌رو داریم، اما در یک تعریف جزئی‌تر می‌توان گفت تعداد قطب‌ها می‌تواند به ‌پنج عدد برسد. در تعریف کلی،  قطب‌ها شامل «اصولگراها با همه طیف‌ها و لیست‌های مختلف‌شان»،  «اصلاح‌طلبان با همه طیف‌ها و لیست‌های مختلف‌شان» و «مستقل‌ها» هستند. مستقل‌ها عمدتا از شهرهای کوچک‌تر ممکن است به مجلس بیایند که گرایش پررنگ جناحی ندارند و بیشتر به لحاظ معادلات منطقه‌ای به خانه ملت راه می‌یابند. البته بعدا گرایش‌های جناحی نیز پیدا می‌کنند. تقسیم‌بندی جزئی مربوط به کلانشهرها،  خاص تهران است که شاهد ‌دولیست ائتلاف بزرگ و صدای ملت از جریان اصولگرا،  ‌دو‌گرایش اصلاح‌طلبی و حامیان دولت و مستقل‌ها خواهیم بود. البته اگر اصلاح‌طلبان و حامیان دولت در انتخابات مجلس شورای اسلامی دو لیست جداگانه ندهند، بعد از انتخابات مجلس شورای اسلامی هر یک مشی و رویکرد سیاسی خود را دنبال می‌کنند و هرچه به انتهای دوره ریاست‌جمهوری آقای روحانی پیش می‌رویم و انتخابات ریاست‌جمهوری دوازدهم نزدیک می‌شویم اختلافات آنها عمیق‌تر،  بارزتر و جدی‌تر خواهد شد.
صدای ملت را جزو اصولگراها نامیدید. بفرمایید آیا این لیست، همان فهرست آقای لاریجانی است که قرار بود با نام رهروان به رقابت انتخابات مجلس شورای اسلامی بیاید و امروز به صدای ملت تغییر نام داده است؟
 نامزدهای فهرست صدای ملت دو دسته هستند‌؛ یک گروه کسانی مثل آقایان حسن سبحانی و حسن غفوری‌فرد که اگر در لیست ائتلاف بزرگ اصولگرایان قرار می‌گرفتند، می‌پذیرفتند. در واقع این دسته افرادی هستند که به لیست ائتلاف بزرگ اصولگرایان راه نیافتند و در خواست آنها را هم برای انصراف از عرصه کاندیداتوری اجابت نکردند. بنابراین به لیست صدای ملت رجوع کردند. گروه دوم کسانی مثل آقایان مطهری‌ و ‌کاظم جلالی هستند که نمی‌خواستند و تمایل نداشتند در لیست ائتلاف بزرگ اصولگرایان قرار بگیرند. به نظر من نمی‌شود صدای ملت را لیست آقای لاریجانی دانست چون نامزدهایی همچون آقایان حسن سبحانی  و الیاس حضرتی جز‌و طیف آقای لاریجانی نیستند. در واقع نامزدهای حاضر در فهرست صدای ملت ترکیبی از نیروهای طیف آقای لاریجانی،  نامزدهای قرار نگرفته در لیست اصولگرایان و کسانی با تیپ فکری آقای مطهری هستند. در این فضا اگر رهروان ولایت می‌خواست لیست دهد راه به جایی نمی‌برد. کسانی که در فهرست ائتلاف بزرگ اصولگرایان قرار دارند ممنوع هستند که در فهرست دیگری قرار گیرند. فرض شود مثلا رهروان ولایت می‌خواست دکتر توکلی را در لیست خود قرار دهد او راضی نبود چون اصولگرایان گفته بودند که او فقط باید در لیست ائتلاف بزرگ باشد. بنابراین از این جهت دست‌شان بسته بود و نمی‌توانستند 30 نفر لیست دهند. دوم آنکه کسانی که چهره و امکان رای‌آوری داشته باشند حاضر نبودند در طیف آقای لاریجانی تعریف شوند. در این شرایط چند نفر دیگر باقی می‌ماندند که رهروان می‌خواست از میان آنها لیست انتخاباتی ببندد. پس محدودیت افراد داشتند و تصمیم درستی گرفتند و اعلام کردند لیست نمی‌دهند. نمی‌توانستند لیست بدهند،  مگر آنکه 5 تا 10 نامزد را تحت عنوان رهروان معرفی می‌کردند که دیگر اسمش لیست نمی‌شد.پس منصرف شدند و افراد خود را در لیست‌های مختلف همچون صدای ملت قرار دادند. 
در مقام تحلیل،  آیا می‌توانیم شرایط انتخابات هفتم اسفند را با انتخابات خرداد 92 مقایسه کنیم؟
 مولفه‌های انتخابات ریاست‌جمهوری با انتخابات مجلس در میان مردم متفاوت است. کارکردهای اشتباه نامزدهای اصولگرا و انصراف آقای عارف از جمله دلایل عمده شکل‌گیری آن پدیده و رشد سریع اقبال عمومی به آقای روحانی شد. ضمن آنکه این پدیده را در انتخابات ریاست‌جمهوری سال 84 و انتخابات ریاست‌جمهوری سال 76 هم شاهد بودیم. در دوره‌های بعدی انتخابات ریاست‌جمهوری نیز اتفاق خواهد افتاد که مردم در روزهای آخر مانده به انتخابات ریاست‌جمهوری ناگهان یک تصمیم دیگری می‌گیرند. چنین پدیده مشابهی در انتخابات مجلس نظیر نداشته است. در انتخابات مجلس ششم از هفته‌ها قبل مشخص بود که اکثریت اصلاح‌طلب خواهند بود. یعنی هیچ اتفاق ویژه‌ای نیفتاد که هفته آخر نظر اکثریت جامعه برگردد. در انتخابات دهمین دوره مجلس شورای اسلامی هم همین است یعنی لیست دیر دادن یا لیست زود دادن در ایجاد یک هیجان عمومی موثر نیست که ناگهان نظرها را برگرداند،  البته احتمال اینکه در تهران اصلاح‌طلبان موقعیت شان مناسب‌تر از اصولگرایان باشد زیاد است ولی در کل مجلس این‌گونه نیست. 
آیا تاخیر اصلاح‌طلبان در اعلام لیست حوزه انتخابیه تهران فقط مربوط به مساله تایید صلاحیت‌ها و مشخص نبودن وضعیت برخی نامزدهای آنها بود یا اینکه یک تاکتیک سیاسی‌ یا شاید هم به خاطر اختلافات درونی بود؟
 معتقدم اصلاح‌طلبان به دو علت لیست خود را با تأخیر اعلام کردند. نخست آنکه تا آخرین لحظه منتظر اعلام نظر شورای نگهبان درباره بررسی صلاحیت نامزدها ماندند تا اگر چهره‌ای از اردوگاه آنها تایید صلاحیت شد او را در لیست قرار دهند. اما جدی‌ترین دلیل تأخیر آنها اختلاف عمیقی بود که میان اصلاح‌طلبان و حامیان دولت وجود داشت. برخلاف آنچه برخی رسانه‌ها و سیاسیون در چند ماه گذشته از اختلافات درون اردوگاه اصولگرایان می‌گفتند، اتفاقا معتقدم اختلافات درون‌اردوگاهی اصلاح‌طلبان از اصولگراها بیشتر است. با این تفاوت که اصلاح‌طلبان قدرت اینکه اختلافات‌شان را کمتر علنی کنند دارند اما اصولگراها کمتر این قدرت را دار‌ند. نماد اوج اختلافات اصلاح‌طلبان و حامیان دولت به صحبت‌های تهدیدآمیز اخیر آقای عارف بر‌می‌گردد که گفت: «اگر اصلاح‌طلبان در این دوره مجلس موفق نشوند آقای روحانی دوره آینده رئیس‌جمهور نخواهد شد.» این صحبت‌های آقای عارف نشان می‌دهد اختلاف میان آنها زیاد است اما تلاش دارند تا فضا را مدیریت کنند. در مجموع معتقدم تأخیر در ارائه فهرست انتخاباتی به هر دلیلی که باشد به ضرر اصلاح‌طلبان تمام می‌شود. جناحی که بتواند زودتر لیست دهد،  امکان و زمان بیشتری برای مطرح کردن چهره‌های خود دارد. همین الان نامزدهای حاضر در فهرست ائتلاف اصولگرایان دائم مصاحبه یا سخنرانی می‌کنند یعنی از زمان برای هر چه بیشتر مطرح کردن خود در جامعه سود می‌برند. از طرف دیگر وقتی یک جناح زودتر فهرست انتخاباتی خود را می‌دهد نشانه قدرتش است که یعنی زودتر توانسته مسائل خودش را حل و لیست خود را اعلام کند. جناحی که نتواند زودتر از لحظه آخر لیست بدهد به معنای آن است که مشکلات داخلی بیشتری دارد. در این صورت سوال به وجود می‌آید که وقتی طیف‌ها و سلایق این جناح نمی‌توانند قبل از انتخابات مسائل‌شان را سریع بین خود حل کنند چگونه می‌خواهند بعد از انتخابات با هم کنار بیایند، بنابراین خیلی به نفع اصلاح‌طلبان نشد که اعلام لیست انتخاباتی را تا دقیقه 90 و حتی وقت اضافه به تأخیر انداختند. این احتمال هم  هست که شاید چاره‌ای جز این کار نداشتند.
یک اتفاقی در حوزه انتخابیه قم افتاد که دو فهرست از میان نامزدهای اصولگرا اعلام موجودیت کرد؛ یکی منسوب به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و دیگری منسوب به جبهه پایداری. این ماجرا را چگونه تحلیل می‌کنید؟
 اجازه بدهید گسترده‌تر در این مورد حرف بزنم. اولا من قبول ندارم که پایداری 50 درصد لیست ائتلاف بزرگ اصولگرایان در حوزه انتخابیه تهران،  ری،  شمیرانات و اسلامشهر را در اختیار دارد،  بیشتر نظرم به دیدگاه آقای حدادعادل شبیه است و دلیلش هم این است که فکر می‌کنم نباید به همه کسانی که در دولت آقای احمدی‌نژاد به نوعی مسئولیت داشتند برچسب پایداری زد. معتقدم تعداد نامزدهای جبهه پایداری کمتر از 50 درصد لیست تهران است. ثانیا احتمال آنکه پایداری در حوزه انتخابیه تهران،  ری،  شمیرانات و اسلامشهر لیست جداگانه دهد خیلی ضعیف است چون در این دوره از ماه‌ها پیش تلاش زیادی شد که جبهه پایداری به تعهداتی که دارد تمکین کند. از طرف دیگر تعداد نامزدهای جبهه پایداری در فهرست ائتلاف نسبت به سایر سلایق اصولگرا خوب است و هیچ دلیلی ندارد که بیاید بازی را به هم بزند چون می‌داند اگر بازی را به هم بزند بیشتر به ضررش می‌شود تا آنکه نفعی برایش داشته باشد. درباره قم هم باید بگویم اولا تعجب می‌کنم که جامعه مدرسین برای انتخابات مجلس شورای اسلامی لیست داد.این اقدام صحیح نبود شاید به نوعی منع مرحوم امام را هم داشت. لیست دادن جامعه مدرسین برای انتخابات خبرگان رهبری فرق می‌کند ولی برای مجلس شورای اسلامی این کار مقداری مشکل داشت. ثانیا چه ضرورتی داشت جامعه مدرسین بخواهد در قم از نامزدی حمایت کند.  ثالثا اصولگرایان چرا آقای لاریجانی را در فهرست خود نگذاشتند؟ دلیلش مشخص است آقای لاریجانی از چند ماه پیش گفت نمی‌خواهم در لیست اصولگراها باشم،  آقای لاریجانی خود را یکی از گزینه‌های اصلی ریاست مجلس آینده می‌داند بنابراین نمی‌خواهد برچسب گرایش سیاسی خاصی قبل از انتخابات به او بخورد. وقتی خود او نمی‌خواهد نامش در لیست اصولگراها بیاید،  دلیلی نداشت که اصولگراها او را در حوزه انتخابیه قم در لیست خود بگذارند. به نظر من اصولگراها کار درستی کردند که نام آقای لاریجانی را از حوزه انتخابیه قم در فهرست‌شان نگذاشتند. فارغ از انتقادی که به عملکرد جامعه مدرسین دارم معتقدم بالاخره آقای لاریجانی در قم به خاطر مسائل خانوادگی،  مرحوم ابوی و اخوی‌شان میان روحانیون پایگاه دارد. به نظرم از این جهت جامعه مدرسین در قم برای انتخابات مجلس شورای اسلامی لیست داد.
معادله ریاست مجلس شورای اسلامی آینده به چه صورت می‌شود؟ فضا به سمت کدامیک از آقایان حدادعادل،  لاریجانی و عارف خواهد بود؟
 اولا اینکه باید دید ترکیب مجلس چگونه می‌شود. با فرض آنکه ترکیب مجلس آینده تفاوت چندانی با مجلس فعلی نکند یعنی اصولگرایان نیم یا بیشتر از نیمی ‌از کرسی‌های مجلس را در اختیار داشته باشند،  آقای دکتر عارف امکان ریاست مجلس را ندارد چون اکثریت مجلس یا نیمی ‌از مجلس اصولگرا است.مجلسی که نیمی ‌از آن اصولگرا باشد رئیسش نمی‌تواند اصلاح‌طلب باشد. از طرف دیگر رئیس مجلس یکی از سران نظام و مسئولان سه قوه است. الان با تسامح ‌می‌گویم یکی از سران نظام یعنی آقای روحانی اصلاح‌طلب است و اینکه ‌دو نفر از روسای قوای سه‌گانه اصلاح‌طلب بشوند ممکن نیست چون هنوز اصلاح‌طلبان به این پایگاه قدرت در نظام نرسیدند. تصور می‌کنم در این ترکیب امکان آقای لاریجانی برای ریاست مجلس بیشتر از آقای حدادعادل است چون آقای لاریجانی اجمالا در میان اصولگراها مقبولیت دارد همچنان که در هشت سال گذشته این طور بود‌.  از طرف دیگر تعداد قابل‌توجهی از کرسی‌ها در اختیار غیراصولگرایان خواهد بود که آقای لاریجانی بهتر از آقای حدادعادل می‌تواند با این نمایندگان کار کند و با‌لطبع آنها هم آقای لاریجانی را بیشتر از آقای حداد‌ ترجیح می‌دهند. بنابراین اجمالا مورد توافق نسبی اکثریت مجلس آینده بر ریاست آقای لاریجانی است. ضمن آنکه آقای لاریجانی قدرت مانور و انعطاف سیاسی خیلی زیادتری نسبت به آقای حدادعادل دارد. آقای حدادعادل بر ارزش‌ها و اصول خود خیلی پافشاری می‌کند اما آقای لاریجانی قدرت انعطافش زیاد است و کسی که قدرت مانور و انعطافش بالا باشد می‌تواند با همه تعامل کند بنابراین امکان ریاستش بیشتر می‌شود.