شناسهٔ خبر: 11201373 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: آرمان امروز | لینک خبر

جبهه پايداري کلید اختلاف اصولگرايان

صاحب‌خبر -

جبهه پايداري سعي دارد وحدت اصولگرايان را بر هم نزند البته اين ادعاي آنهاست اما مشخص نيست چرا حاشيه‌ها از اين گروه بيرون مي‌آيد مانند پنجشنبه كه برخی سايت‌ها نوشتند: «جبهه پايداري به رغم حضور در جلسات اصولگرايان و قول مساعد براي همراهي و همكاري در ارائه ليست واحد، با انتشار ليستي 30نفره، ضمن دور زدن اصولگرايان، از انشقاق عميق ميان خود با اصولگرايان پرده برداشتند تا تمامي جلسات و توصيه‌ها و درخواست‌هاي تبليغاتي يك ماه گذشته به يكباره بي اثر شود. در ليست جداگانه جبهه پايداري اگرچه چهره‌هاي مشتركي با ليست اصولگرايان تهران وجود دارد اما مشخصا، حداد عادل را حذف كرده‌اند و چهره‌هايي كه حداد در ليست اصولگرايان قرار نداده، در ليست خود جاي داده‌اند تا به درخواست‌هاي مكرر او براي انصراف نيز پاسخ محكمي داده باشند.» اما ديروز بود كه صادق محصولي قائم‌مقام جبهه پايداري اين خبر را رد و انتساب ليست‌هاي منتشر شده به اين جبهه را تكذيب كرد و گفت: جبهه پايداري از اول در ائتلاف بزرگ اصولگرايان بوده و از اين ائتلاف حمايت مي‌كند. از سوي ديگر ليست ائتلاف اصولگرايان در حالي از 10روز پيش منتشر شده است كه چندان نتوانسته افق‌هاي اجماع و همگرايي را پيش روي اصولگرايان بگشايد. با وجود امضاي ميثاق‌نامه‌ ميان ۱۸۰نفر از نامزدهاي اصولگراي مجلس در حوزه انتخابيه تهران براي انصراف از حضور در انتخابات مجلس دهم، در صورت عدم حضور در ليست ائتلاف اصولگرايان، تعداد زيادي از كانديداهاي شاخص جا مانده از قطار ۳۰نفره ائتلاف اصولگرايان انتقادهايي را بر روند انتخاب افراد ابراز كرده و به دنبال حضور در انتخابات تحت عناوين ديگري نظير ليست‌هاي موازي يا به طور مستقل در انتخابات حضور دارند كه از آن جمله مي‌توان به ابوالقاسم رئوفيان، حسن غفوري‌فرد و رفعت بيات اشاره كرد.

گلايه‌هاي حدادعادل

حدادعادل كه سرليست اصولگرايان است هم روز پنجشنبه طي يادداشتي به برخي انتقادات نسبت به او در فضاي مجازي پاسخ داد و نوشت: از اوّل انقلاب تا امروز، گهگاه خوانده و شنيده‌ام كه بعضي اشخاص كه در عالم سياست با من اختلاف و رقابت داشته‌اند، با اشاره به نام دكتر سيدحسين نصر و انجمن شاهنشاهي فلسفه و دفتر فرح پهلوي، خواسته‌اند مرا به همكاري با دكتر نصر در فعّاليت‌هاي مرتبط با دربار وي متّهم كنند. اين روزها هم كه بازار رقابت‌هاي انتخاباتي، خصوصا در فضاي مجازي، داغ است اين نوع تهمت‌ها ديده مي‌شود. اكنون، بي‌آنكه فرصت ورود به جزئيات داشته باشم، بايد بگويم آشنايي من با دكتر نصر به سال ۱۳۴۷ باز مي‌گردد. در آن زمان، دكتر نصر استاد فلسفه دانشكده ادبيات و رئيس دانشكده بود و عموما در داخل و خارج دانشگاه وي را استادي دانشمند و باشخصيت و متدين و علاقه‌مند به اسلام و حكمت اسلامي مي‌دانستند. از جمله دلايل صحّت اين سخنْ روابط وي با علامه طباطبايي و نقش او در جلسات مصاحبه‌‌هاي پروفسور هانري كربن با علامه است و نيز ترجمه وي از كتاب «شيعه در اسلام» به زبان انگليسي و مقاله‌اي كه از وي در كتاب «محمّد خاتم پيامبران» به‌اهتمام شهيد مطهّري در كنار مقالات استاداني مانند علامه طباطبايي و حاج سيدابوالفضل زنجاني و دكتر سيدجعفر شهيدي و دكتر علي شريعتي که از سوي حسينيه ارشاد در سال ۱۳۴۶ منتشر شده است.