طنز تلخي است که اصلاحطلبان از ترس کمبود نامزد، «نهضت ثبتنام» به راه انداختند و اصولگرايان از فرط ازدياد نامزد، «نهضت انصراف»! و از قضا هر دو تاکتيک با شکست مواجه شد که نه اصلاحطلبان نسبت به مسأله احراز صلاحيتها، دورانديشي کردند و نه اصولگرايان، فکري براي روز انتخابات داشتهاند. با اين حال، شوراي نگهبان، کار اصلاحطلبان را آسان کرد و احزاب حامي دولت که تا ديروز از ليست مستقل سخن ميگفتند، امروز به ائتلاف اصلاحطلبان پيوستهاند. اما ائتلاف اصولگرايان براي تداوم، راه سختي در پيش دارد. شکلگيري يک ائتلاف يا ريشهاي ايدئولوژيک دارد يا استراتژيک. اغلب احزاب و گروههاي اصلاحطلب در مباني و اهداف سياسي، اقتصادي و اجتماعي تفاوت عمدهاي با هم ندارند و به همين دليل، اگر تعداد کمتري از يک حزب يا تعداد بيشتري از حزب ديگر در ليست نهايي باشد، ديگر گروهها به پيگيري اهداف کلان خود اميدوار خواهند بود. بنابراين شکلگيري ائتلاف اصلاحطلبان يک مبناي ايدئولوژيک بر پاية هويت اصلاحطلبي دارد. ولي اگر جريانهايي با وجود اختلافات ايدئولوژيک بخواهند با هم ائتلاف کنند، بايد يک هدف استراتژيک و ضروري داشته باشند. چنان که اصولگرايان و بخشي از محافظهکاران با وجود اختلافات اساسي در برخي موضوعات مهم مانند عملکرد دولتهاي نهم و دهم، حوادث پس از دهمين انتخابات رياستجمهوري و توافق هستهاي، در ليست ائتلاف اصولگرايان تهران کنار هم قرار گرفتهاند. استراتژي شکلگيري اين ائتلاف، ممانعت از پيروزي همراهان دولت يازدهم است. اما طبق نظرية بازيها، پايداري اين نوع ائتلاف، شرايطي دارد. از جمله اينکه هزينة برد يا باخت براي همة طرفهاي حاضر، يکسان و وزن همه گروههايي که اختلافات ايدئولوژيک دارند نيز برابر باشد تا آن جريانها منفعتي براي حضورشان در اين ائتلاف بيابند. در حالي که «جامعة روحانيت مبارز» و «هيئتهاي مؤتلفة اسلامي» مجبور شدهاند براي جلوگيري از ارائة ليست مستقل از سوي «جبهة پايداري»، «جبهة يکتا»، «جمعيت رهپويان» و «جمعيت ايثارگران»، سهم بيشتري به آنان بدهند ، غافل از آنکه بدنة اجتماعي اصولگرايان راديکال از همان ابتدا، ساز مخالف زد و در پيامهاي گوناگوني که در شبکههاي اجتماعي تبادل شد، بيان کردهاند که به همان تعداد انگشتشمار نامزدهاي محافظهکار که حامي برجام بودهاند، رأي نخواهد داد. بنابراين، نهتنها محافظهکاران وزني برابر با اصولگرايان ندارند بلکه احتمال شکست آنان بيشتر از احتمال شکست اصولگرايان است، مگر اينکه در ليستهاي ديگري قرار بگيرند که اين، نقض غرض ائتلاف است. به همين دليل مشاهده ميشود در روزهاي اخير، نداي استقلالطلبي از اردوگاه اصولگرايي بلند شده و علاوه بر ليست «صداي ملت» شامل جمعي از نيروهاي ميانهرو، محتملاً تعدادي از اصولگرايان معتدل که در ليست نهايي قرار نگرفتهاند، ليست ديگري خواهند داد و حتي ممکن است در روزهاي نزديک به انتخابات، بعضي اصولگرايان راديکال نيز با ارائة ليستي بينامونشان ولي با شعارهاي مشخص، همان تعداد اندک محافظهکاران را نيز حذف و جايشان را با ديگر همفکرانشان پُر کنند. اين نتيجة هويت سلبي است. محافظهکاران و اصولگراياني که هدفي جز تضاد با اصلاحطلبان ندارند، گمان کردند پايگاه اجتماعي اين جريان نيز حاضر است با اهداف حداقلي به ليستي فاقد ويژگيهاي ايجابي، رأي دهد. غافل از آنکه حتي اگر همة نامزدهاي اصولگرا به جز نامزدهاي اين ليست نيز انصراف دهند و اين ليست هم به طور کامل پيروز شود، باز اختلافات دروني آنان پابرجاست و در مجلس آتي، همچنان شاهد تنشهاي دروني اين جناح، مشابه رخدادهاي مجلس فعلي خواهيم بود. آنها نميدانند که اجماع، به اجبار ميسر نميشود و اين ائتلاف نيز به سرنوشت ائتلاف سهنفرة يازدهمين انتخابات رياستجمهوري دچار خواهد شد، زيرا به جاي پذيرش تفاوتها سعي در کتمان آنها دارند. اصولگرايان همچنان بر تکرار خطا، اصرار دارند و دريغ که عبرتها بسيارند ولي عبرتپذيران اندک.
∎ائتلاف يا اختلاف؟!
صاحبخبر -