شناسهٔ خبر: 11016187 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: جماران | لینک خبر

بادیگارد؛ داستان محافظی به نام «راضیه»

صاحب‌خبر -

فیلم «بادیگارد» که در بخش سودای سیمرغ سی و چهارمین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمده است، با وجود به تصویر کشیدن ابعاد تازه ای از زنانگی و همچنین امید، از ضعف شخصیت پردازی برخی نقش های کلیدی، مشکل صداگذاری و ناهمخوانی در برخی نماهای داخلی رنج می برد.

به گزارش جماران به نقل ازایرنا، «ابراهیم حاتمی کیا» در هجدهمین ساخته خود موضوعی تازه از نظر پردازش را روی پرده آورده است؛ بخش هایی از این فیلم بشدت بوی «آژانس شیشه ای»- دیگر ساخته وی در سال 1376- را می دهد اما همچنان از آن اثر فاصله ای بسیار زیاد دارد. 

اشاره هایی مانند «تقابل بچه های خیبری و موتوری» در کنار شخصیت محوری «پرویز پرستویی» در این دو فیلم (بازی در نقش های حاج کاظم و حیدر ذبیحی) این وجه تشابه را تقویت می کند.
در هر دو فیلم احساس مسئولیت بازیگر اصلی در قبال آرمان های انقلاب و افرادی که آبروی کشور و شخصیت نظام به شمار می روند (همانند رزمندگان، سیاستمداران و دانشمندان)، بسیار پررنگ است. البته این بار تمرکز در فیلم بادیگارد بیشتر بر محافظت و پاسداشت سرداران عرصه جنگ نرم است تا جنگ سخت.

** ضعف شخصیت قیصری
مخالفت های برخی افراد حاضر در ساختار سیاستگذاری کشور با رفتار شخصیت اصلی (و نه افکار او) از دیگر ویژگی های مشترک دو فیلم به شمار می رود.
با این همه، بادیگارد نتوانسته است به خوش ساختی آژانس شیشه ای ظاهر شود. گرچه پرستویی همچنان با قدرت از پس ایفای نقش خود برآمده اما شخصیت مقابل وی در بادیگارد، چندان ساخته و پرداخته نشده است. 
این، در حالی است که «رضا کیانیان» در آژانس شیشه ای آنچنان شخصیت منطقی و ساختارمندی از «سلحشور» به نمایش گذاشت که مخاطب هنگامی که از زاویه نگاه وی به موضوع می نگریست، عملکرد شخصیت اصلی را در برخی بخش ها چالش برانگیز می دید و حتی ممکن بود نوع رفتار حاج کاظم را بشدت زیر سوال ببرد. همین بس که کیانیان با بازی در این نقش، سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد را برد.
این بار «فرهاد قائمیان» نقش یک ناظر درون ساختاری، کنترلگر داخلی و قاضی منطقی را بر عهده دارد اما گویا حاتمی کیا نمی خواهد آن تقابل پیشین میان رفتارهای شخصیت اصلی با قانون و عرف اجتماعی و اداری را در این فیلم پررنگ کند. 
وی قائمیان را روی صندلی چرخدار می نشاند، حرکات و حضور او را محدود می کند و در متن فیلمنامه نیز مایه هایی از قضاوت به دور از منطق «قیصری» را به عنوان بازرس شورای عالی امنیت ملی به تماشاگر نشان می دهد. 
در مواردی مانند سکانس های رویارویی قیصری و حیدر هنگام بازسازی صحنه عملیات انتحاری رخ داده، داوری او با توجه به گردآوری ناقص اطلاعات (میزان آگاهی تماشاچیان از مقصر اصلی حادثه، از بازرس شورای عالی امنیت ملی بیشتر است!) و نامه آماده برای تعلیق از خدمت محافظ (که پیش از شنیدن توضیح حیدر در جیب اوست)، قیصری را فرسنگ ها از سلحشور آژانس دورتر می کند. 

** راضیه؛ محافظ واقعی 
از سوی دیگر، بعد زنانگی فیلم تازه حاتمی کیا بسیار پررنگ تر و متفاوت تر از آژانس، «رویان قرمز» (ساخته 1377) و حتی «چ» (ساخته 1392) است. 
شخصیت فردی «مریلا زارعی» و قدرت نقش آفرینی وی در قالب همسر یک رزمنده پیشین که امروز محافظی کهنه کار است، در پررنگ سازی این بعد بی تاثیر نبوده است. 
شخصیت «راضیه» در بادیگارد آنچنان قوی پرداخت شده است که حتی می توان گفت محافظ اصلی در فیلم، این زن است که هم از بازیگر اصلی مرد و سلامت او پاسداری می کند و هم وظیفه تربیت فرزندان خود و نوجوانان دانش آموز مملکت را بر عهده دارد. 
به عبارت دیگر، حیدر محافظ یک نفر است و راضیه مراقب انسان های بیشتری از جمله حیدر. چادر راضیه که در پایان فیلم روی جنازه خون آلود همسر کشیده می شود، نماد دیگری از این محافظت است. 
«پریوش نظریه» و حتی «شیلا خداداد» نیز در حد نقش خود قابل قبول و اثرگذار ظاهر شده اند؛ گرچه آن یکی در نقش «زرین» از فراز و نشیب های ناشی از انتخاب خود گذشته است و این یکی (سحر) تازه در آستانه دوراهی انتخاب و تصمیم (با توجه به شغل نامزد خود که دانشمند هسته ای است) قرار دارد. 

** مشکل صحنه های داخلی و ضعف نقش آفرینی «مریم»
دیگر بازیگر این فیلم که در حالتی مشابه خداداد قرار دارد، «دیبا زاهدی» است در نقش «مریم» دختر حیدر و راضیه. با اینکه مریم نیز مانند سحر با وجود شیفتگی ها، شغل پرخطر همسر آینده (محافظ بودن) را تاب ندارد اما بازی چندان قوی و اثربخشی را از او نمی بینیم و از این رو، صحنه های حضور پدر در جمع خانواده از ریتم مناسب و کشش دلچسب برخوردار نیست. 
البته به نظر می رسد نیاز بود برای گرفتن صحنه های داخل خانه، زمان و دقت بیشتری صرف شود. 
حاتمی کیا باید علاقه ویژه ای به صحنه ای داشته باشد که پدر زخم خورده را همسر و دخترانش همچون فرشتگان دربرگرفته اند و زخم های وی را که با لباسی همچون جامه احرام لبه تخت نشسته است، تیمار می کنند. این سکانس از آن دست احساس های شاعرانه حاتمی کیاست که به نظر می رسد بارها تاکید بر ناهمخوانی آن با متن، تاثیر چندانی در عزم راسخ وی برای گنجاندن این صحنه نداشته باشد. 
این سکانس را می توان امضای حاتمی کیا پای اثر خود بدانیم و بدون هر سخن دیگر از آن بگذریم.

** منظومه «تصمیم، انتخاب، صبوری و حتی سرکشی»
حاتمی کیا در فیلم بادیگارد، از فضای «بازماندگی در گذشته و حسرت، گلایه منفعلانه از اکنون، قانون شکنی یا رفتارهای نامتناسب و حتی تردید»، به «پذیرش دیروز، تلاش برای امروز و نگاه به فردا با توجه به چارچوب های قانونی» رسیده است. 
البته وی همچنان بر تفاوت نگاه آرمانی و رویکرد منطقی هنگام رویارویی با برداشت از تعریف های جاافتاده و قانونی تاکید دارد و تا اندازه ای، با قرار گرفتن پشت شخصیت اصلی، تفسیر به رای تعاریف و رفتار دل به خواه به قانون را توجیه می کند. نمود این امر را می توان در تعریف متفاوت حیدر از بادیگارد و محافظ، یکی به دوی وی هنگام حضور در جلسه بازسازی صحنه عملیات انتحاری، خودسری و تاکید بر انتخاب سوژه های مورد حفاظت و... دید.
از سوی دیگر، شخصیت های فرعی این فیلم گرچه گاهی در دام تردید گرفتار می شوند اما آنان نیز بسرعت انتخاب می کنند، تصمیم می گیرند، پای آن می ایستند و پیامدهای آن را با صبوری به دوش می کشند؛ همانگونه که شخصیت های اصلی فیلم- حیدر، راضیه و حتی «میثم» با بازی «بابک حمیدیان» در نقش دانشمند هسته ای- این چنین به نمایش درآمده اند. 
حاتمی کیا آنان را چشمان بیدار نظام می داند که محافظت از آن در برابر خطرها و آسیب های احتمالی را بر عهده دارند؛ از این روست که سکانس نخست بادیگارد با نمای نزدیکی از چشمان خسته، خواب زده، سرخ و اشک ریز اما هوشیار آغاز می شود. 

** امید؛ پایانی مناسب برای ملودرام داستان
بادیگارد تکرار آدم هاست و حتی صحنه پایانی نیز با به تصویر کشیدن تونلی رو به روشنایی دنبال همین تکرارها و امیدها می گردد. این صحنه تداوم راه افرادی مانند «ذبیحی» را تداعی می کند که خود را با وجود تعلیق از خدمت، «قربانی» تکلیف و آرمان می کنند.البته می توان این نکته را قوت بادیگارد نسبت به آژانس شیشه ای دانست.
نمی توان از فیلمبرداری روان «محمود کلاری» و جلوه های ویژه میدانی و بدلکاری خوب اثر، چشم پوشید اما ترکیب و صداگذاری فیلم و بکارگیری افکت هایی که گاهی به سبب بلندی بیش از اندازه و فقدان تناسب آوایی گوش را آزار می دهد و به تماشاگر شوک وارد می کند، جای کار بیشتری دارد. 
با این همه موسیقی «کارن همایونفر» بخوبی جای خود را باز کرده است و هم بخش های ملودرام را پوشش می دهد و هم با صحنه های اکشن (از انفجار انتحاری و تیراندازی های مستقیم تا تعقیب و گریز خیابانی، اقدام به ترور و...) همراهی می کند.
به هر روی، بادیگارد مخاطبان فیلم های حاتمی کیا را تا اندازه زیادی راضی می کند و البته شاید یک یا چند سیمرغ را نصیب آن کند