فریدالدین پوراحمد
حاشیه نگاری فجر سی و چهارم-6
روزی که کارگردانان
ناگهان غایب شدند!
سی و چهارمین جشنواره فیلم فجر به روزهای پایانی نزدیک شده اما هنوز خبری از یک «اتفاق» نیست. فیلمی که درگیرتان کند، در خاطرتان بماند و شما را راضی از سالن خارج کند، چندان زیاد نیستند. در روزهای پایانی حتی کاخ جشنواره هم رونق روزهای اول را ندارد و صفها کمی کوتاهتر شدهاند و فیلمهایی که انتظار میرفت دست کم روی کاغذ مخاطب داشته باشند، حتی نمیتوانند سالن را پر کنند. یکشنبه در هشتمین روز جشنواره «سینما نیمکت»، «دختر»، «خماری» و «مالاریا» نمایش داده شدند و با وجود اینکه تصور میرفت روز شلوغی را شاهد باشیم، اما چنین نشد و بیشتر، بازار سلفیگیرها پشت در کاخ جشنواره داغ بود. محمد رحمانیان که قبل از جشنواره اعتراضهای زیادی در مورد شرکت ندادن «سینما نیمکت» در بخش نگاه نو و سودای سیمرغ کرده بود، نتوانست تماشاگران را حتی اندکی راضی نگه دارد و برخی معتقد بودند همینکه در جشنواره نمایش داده شده، کفایت میکند!
«دختر» رضا میرکریمی که به یدالله نجفی صدابردار تازه درگذشته سینما تقدیم شد، تنها فیلمی بود که در روز هفتم توانست مخاطبانش را بیش از دیگر فیلمها راضی نگه دارد. میرکریمی در اثر تازهاش نگاهی به دغدغه دختران جوان دارد که به مراتب از فیلم قبلی او یعنی «امروز» خوشساختتر است و در ضمن مخاطب عام را هم فراموش نکرده است. مسئولان جشنواره در چند روز گذشته تلاش کردند از ورود افراد متفرقه به کاخ جشنواره جلوگیری کنند؛ تلاش آنها بهاندازهای بود که ورود سیروس الوند به کاخ که برای دیدن بازی دخترش ماهور در فیلم میرکریمی آمده بود با مشکل مواجه شد. بعد از «دختر»، «خماری» اولین فیلم داریوش غذبانی روی پرده رفت که با واکنش شدید تماشاگران مواجه شد. این فیلم هم از جمله آثاری است که مشخص نیست با ساختار مشوش و بازیهای ضعیف چگونه موفق شده نظر هیأت انتخاب را جلب کند. «مالاریا» به کارگردانی پرویز شهبازی تنها امید روز هفتم بود که بتواند رونقی در سردترین روز کاخ جشنواره بیندازد. اما این فیلم هم نه توانست سالن را کاملاً پر کند و نه مخاطب را خشنود. امسال ظاهراً فیلمسازها یاد فیلمهای قدیمی و موفقیتهای پیشین افتادهاند. پرویز شهبازی در «مالاریا»، دوباره با زبان «نفس عمیق» فیلم ساخته، با این تفاوت که آن فیلم حرف جدیدی داشت و مخاطبش را هم پیدا کرد. در «مالاریا» اما وصلههای ناجور زیادی وجود دارد و فیلمنامه نه حرف جدیدی برای گفتن دارد و نه فرم چندان مقبولی. هیچ کس هم نفهمید حضور ضعیف آزاده نامداری در سکانسهایی اندک، اصولاً به چه دلیل بوده است! تنها ویژگی فیلم این است که از ریتم نمیافتد و تماشاگران را کلافه نمیکند. با این حال سکانس پایانی سبب شد تا فیلم بیشتر از آنکه تصور میشد، از نظرها بیفتد. «یتیمخانه ایران» ابوالقاسم طالبی که عواملش روی فرش قرمز هم حاضر بودند به دلیل نقص فنی نمایش داده نشد. طالبی که فیلمش در بخش خارج از مسابقه سینمای ایران شرکت کرده در لابی مرکز همایشهای برج میلاد گفت مشکلات فنی باعث پرش تصویر و صدا شده و ترجیح داده تا فیلم نمایش داده نشود و از همه عذرخواهی کرد.
راه نرفتن روی فرش قرمز هم چند روزی است که تبدیل به موضوعی اپیدمیک شده و بعد از حاتمیکیا و پوراحمد، عوامل فیلم «مالاریا» هم روی فرش قرمز حاضر نشدند و محمد رحمانیان و مهتاب نصیرپور هم غایبان فرش قرمز «سینما نیمکت» بودند. البته زمزمههایی به گوش میرسید که بهروز غریبپور مدیر کاخ جشنواره، به دلیل اینکه برخی عوامل «مالاریا» کارت ورود نداشتند، اجازه ورود آنها به کاخ را نداده و شهبازی هم به همین دلیل از حضور بر روی فرش قرمز انصراف داده است. روز هشتم اما با بینظمی کامل آغاز شد؛ خبرنگاران که شب پیش به دلیل نمایش داده نشدن فیلم طالبی موفق شده بودند زودتر به خانه بروند، صبح خودشان را به برج میلاد رساندند تا در نشست خبری فیلمها شرکت کنند، اما نشستها یکی بعد از دیگری لغو شدند. مسأله عجیب این بود که بیشتر عوامل این فیلمها یکشنبه شب در کاخ جشنواره حضور داشتند اما ناگهان تعدادی از آنها دچار کسالت شدند و برخی دیگر هم مثل شهبازی قبلاً اعلام کرده بود که قرار نیست در نشست رسانهای شرکت کند. رضا میرکریمی که تا نیمههای شب در برنامه «هفت» در حال گفتوگو با افخمی و صدرعاملی بود، صبح دیروز با عذرخواهی از اهالی رسانه اعلام کرد که به دلیل سردرد نتوانسته در نشست حاضر باشد. منیژه حکمت هم گرفتار تب شدید شد و عذرخواهی کرد، اما مشخص نیست اگر تهیهکننده و کارگردانی نمیتوانند خودشان را به نشست برسانند، چرا باقی عوامل فیلم به کاخ جشنواره نمیآیند.
جشنواره فیلم فجر
صاحبخبر -