امسال در جشنواره فيلم فجر شاهد اكران فيلمهايي بوديم كه از نظر كيفي و محتوايي نسبت به جشنواره سال گذشته، بهتر بودند. در ميان فيلمهايي كه تا به امروز اكران شدهاند، بنده دو فيلم«ابد و يك روز» و «باديگارد» را دوست داشتهام و بقيه فيلمها به سليقه بنده نزديك نبودند. فيلم «ابد و يك روز» را از اين نظر دوست داشتم كه از نظر فرم روايي و زاويه نگاه به موضوع تميز و شكيل بود و يكي از دلايل موفقيت اين فيلم اين بود كه «عين زندگي» در آن حس ميشد و اين يكي از مهمترين مولفههای فيلمسازي است، زيرا زماني كه شما فيلمي ميسازيد كه مانند زندگي انسانهاست، شخصيتهاي آن براي مردم ملموستر و دستيافتنيتر ميشوند. درباره فيلم «باديگارد» چندان شگفتزده نشدم، زيرا با تواناييهايي كه از ابراهيم حاتميكيا در ساخت اين ژانر سراغ دارم، منتظر تماشاي يك فيلم همگون و قابل قبول بودم. حاتميكيا سالهاست در اين ژانر فعاليت ميكند و به قول معروف فيلمسازي در اين ژانر مانند موم در دستش است. اين فيلم صدابرداري، طراحي صحنه و طراحي گريم مطابق با خواستههاي فيلمساز دارد و جالب است كه عوامل اين فيلم در فيلمهاي ديگري كه در جشنواره حضور داشتهاند، نتوانستهاند به اندازه اين فيلم در كار خود موفق باشند و اين هوش و دانش ابراهيم حاتميكيا را نشان ميدهد. حال كه اين روزها بسياري از منتقدان درباره چرخه معيوب سينما صحبت ميكنند، لازم ميدانم كه اعلام كنم اگر بازيگري در يك فيلم موفق و در فيلم ديگر ناموفق است، اين به دليل تفاوتهاي كارگردانان و فيلمنامهها است. متاسفانه در اين مدت اتفاق بدي كه افتاده اين است كه فيلمنامهنويسان پيش از آغاز به نگارش يك متن، بايد شرايط اكران را در نظر بگيرند و اين چرخه معيوب به نظر حاصل اكران معيوب در سينما ماست. در اين ميان بازيگري در كشور ما ديگر يك هنر نيست و تبديل به يك شغل شده است و زماني كه يك تهيهكننده با بازيگري كه اصطلاحا روي بورس است، تماس ميگيرد، وي بدون سوال درباره فيلمنامه و كارگردان و... درباره دستمزد خود و نحوه پرداخت آن سوال ميكند و در برخي از موارد بازيگر بدون مطالعه فيلمنامه حاضر به پذيرش يك نقش ميشود و اين اتفاقي است كه به سينماي ما لطمه ميزند. بنابراين اگر ميخواهيم بدانيم چرا «باديگارد» ابراهيم حاتميكيا فيلم موفقي است، بايد بدانيم كه او توانسته از چرخه معيوب سينما فاصله بگيرد.
* كارگردان و نويسنده سينما و تلويزيون
∎