شناسهٔ خبر: 10839695 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه فرهیختگان-قدیمی | لینک خبر

یادداشتی درباره فیلم «هفت‌ماهگی» به‌بهانه نمایش در جشنواره فیلم فجر

پارک دوبل

صاحب‌خبر -

مقدمه: سال سینمای ایران، تحویل و جشنواره بزرگداشت آن شروع شد. پیش از هر صحبتی، مایلم اعتراضم را نسبت به وضعیت هوا اعلام کنم؛ هوای امسال، جشنواره‌ای نیست. سرد است، اما نه جشنواره‌ای. هوا در ایام جشنواره باید سرد باشد، دست‌کم نیمی از آن برف بیاید، چای داغ بنوشیم، برای هواخوری (ببخشید، هواگیری!) مدام به بیرون از سالن برویم و در صف ایستادن جزء اعمال شاقه محسوب شود. چه معنی دارد هوا در ایام جشنواره گرم باشد و برف نبارد؟!
در «هفت‌ماهگی» شاهد روایت داستان رعنا (باران کوثری) هستیم که در آستانه هفت‌ماهگی بارداری قرار دارد و با توجه به اینکه یک‌بار در این مرحله بچه‌اش سقط شده ‌است، هم خودش و هم همسرش روزهای پراسترسی را پشت‌سر می‌گذارند. پس از وقوع حوادثی، مهرداد (حامد بهداد) رعنا را متقاعد می‌کند که دو ماه آخر بارداری‌اش را به شهرستان و نزد خانواده‌اش برود تا بیشتر از او مراقبت شود و این آغاز حوادثی برای آنهاست. ششمین فیلم هاتف علیمردانی در گونه اجتماعی قرار می‌گیرد. او که از ابتدای فیلمسازی خود تلاش کرده است ژانر یا گونه‌های مختلف را (ازجمله کمدی و کودک و نوجوان) تجربه کند، ظاهرا بعد از ساخت «به‌خاطر پونه» از گونه اجتماعی خوشش آمده که دوباره آن را تکرار کرده‌ است.
اما شباهت‌های متعددی با «کوچه بی‌نام» به چشم می‌خورد؛ اولین شباهت بازی خوب‌گرفتن از بازیگران است. باران کوثری (برنده سیمرغ)، فرشته صدرعرفایی (نامزد سیمرغ) و فرهاد اصلانی در «کوچه بی‌نام» را به‌خاطر بیاورید. در «هفت ماهگی» نیز تیم بازیگری بسیار موفق عمل کرده‌ است؛ به‌ویژه پگاه آهنگرانی که با بازی بیرونی و با دست حرف‌زدن بیشتر جلب‌توجه می‌کند. شباهت دوم، دو شوک متوالی است که به تماشاچیان وارد می‌شود؛ افتادن بچه در چاه و سقوط هواپیما در «کوچه بی‌نام» و زلزله و تصادف در «هفت‌ماهگی». شباهت سوم نیز می‌تواند خانه به‌عنوان یک محل فیلمبرداری (لوکیشن) باشد که گویی یکی از شخصیت‌های فیلم است. آخرین شباهت، ارتباط یکی از شخصیت‌های زن با مردی متاهل است؛ باران کوثری در فیلم قبلی و هانیه توسلی در فیلم اخیر.
نماد‌ها و کنایه‌ها در فیلم فراوان هستند؛ مانند مجسمه شیشه‌ای که می‌تواند نشان‌دهنده رابطه مهرداد و رعنا باشد. در این صورت، شکسته‌شدن آن معنی پیدا می‌کند. یا شباهتی که هانیه توسلی بین «مرد خوب» و «جای پارک» برقرار می‌کند. درباب چهره‌پردازی فیلم دو نکته به نظرم می‌رسد؛ اول استفاده از کلاه‌گیس برای بازیگران زن که بسیار تصنعی شده ‌است. درست مانند «مردن به وقت شهریور» از فیلم‌های قبلی علیمردانی که نازنین بیاتی (نقش اول فیلم تحسین‌شده «دربند») با آن کلاه گیس افتضاح جدا هدر رفت. دوم چاقی رعنا (باران کوثری) که باید دید طبیعی بوده یا گریم شده‌ که در صورت مصنوعی بودن، چهره‌پرداز موفق عمل کرده ‌است. در پایان دو انتقاد کوچک دارم که امیدوارم در نمایش عمومی به شکلی اصلاح شود؛ سیگار کشیدن شخصیت‌ها (که گفته می‌شد امسال حساسیت زیادی روی آن وجود داشته است) و صحبت کردن با تلفن همراه حین رانندگی.
موخره: طبق تجربه‌ای 10ساله (از 1384 تاکنون) که در پیگیری جشنواره از نزدیک و نوشتن مطلب درباره آن دارم، پیش‌بینی می‌کنم امسال نیز شاهد تعداد زیادی اثر متوسط، چند فیلم ضعیف و معدود کار خوب باشیم که باعث شگفتی شوند. به همکاران منتقد و تماشاچیان عادی پیشنهاد می‌کنم این مساله را مدنظر داشته باشند و با این پیش‌زمینه ذهنی وارد سالن نشوند که حتما با «پدیده‌ای» مواجه خواهند بود.