انتخابات هفتم اسفند برای اصلاحطلبان پرماجرا شده است. از ماجرای رد صلاحیت چهرههای شاخصشان تا داستان ائتلاف و البته اختلافی که گویا در شورای عالی سیاستگذاری اصلاحطلبان پدید آمده است. همه اینها باعث شده در فاصله اندکی به انتخابات صداهای متفاوتی از این جناح شنیده شود. آنها در حال حاضر قرار است تصمیمی بگیرند که سرنوشتشان را در دهه نود تا حدود زیادی مشخص کند.
جدال ادامه دارد
از همان روزی که محمدرضا عارف گفت که میخواهد نامزدانتخابات ریاستجمهوری باشد کارگزاران سازندگی عنصر اصلی مخالف با این تصمیم شد. عارف بر نامزدیاش اصرار داشت و تکنوکراتها بر کنارهگیریاش. عارف خود را جزئی از اصلاحات میدانست و تنها نماینده آنها که توانسته مجوز حضور در انتخابات را بگیرد و آنها اصرار داشتند که محمدرضا عارف نباید نامزد آنها در انتخابات باشد. دامنه فشارها آنچنان شد که در نهایت زور کارگزاران به بنیاد باران چربید و نامه کنارهگیری عارف توسط رئیس دولت اصلاحات پاراف شد. حالا باز پای یک انتخابات دیگر در میان است و البته باز هم عارف در این انتخابات حضور دارد و هم کارگزاران و منتها این بار محمدرضا عارف در راس ساز وکار تصمیمگیری قرار گرفته است.
او رئیس شورای عالی سیاستگذاری اصلاحطلبان شده است اما این اصلا به این معنا نبوده که کارگزاران تابع محض شده باشد. شاید همین معادلات بوده که هفته گذشته خبری از اختلافات کارگزارانیها و عارف در رسانهها منتشر شد. در این خبر که در فضای مجازی منتشر شده آمده است: «بروز اختلافات جدی در شورای عالی سیاستگذاری اصلاحطلبان در روزهای اخیر جدیتر شده تا جایی که یکی از اعضای ارشد حزب کارگزاران سازندگی، علیه رئیس این شورا تهدید به افشاگری کرده است. وی در جلسهای گفته است به زودی در اینباره که عارف در سال ۷۶ در ستاد انتخاباتی ناطقنوری حضور داشته، دست به افشاگری خواهد زد. به گفته این عضو ارشد حزب کارگزاران سازندگی عارف به دلیل وجود این سوابق نمیتواند ادعای رهبری جریان اصلاحات را داشته باشد. شنیده شده که این تهدید پس از آن انجام شده است که عارف درباره ترکیب لیستی که نهایتا باید به نام جریان اصلاحات منتشر شود، با طیف کارگزاران شورای عالی سیاستگذاری اصلاحطلبان، دچار اختلافات جدی شده است.« اما در حالی که انتظار میرفت این خبر با سکوت یا تکذیب محمدرضا عارف مواجه شود، رئیس شورای عالی سیاستگذاری اصلاحطلبان بهنوعی آن را تایید کرد. او گفت: «شاید انتقاداتی به ترکیب شورای عالی سیاستگذاری اصلاحطلبان باشد که ما هم این اصلاحات را انجام خواهیم داد.» حتی کار به آنجا رسیده است که برخی میگویند ممکن است کارگزارانیها رسما راه خود را از بنیاد باران جدا کنند. در همین زمینه روزنامه اصلاحطلب آرمان که البته از حامیان کارگزاران است و با محمدرضا عارف زاویه دارد نوشته: «اخبار ضدونقیضی درباره ارائه لیست جداگانه از سوی این دو حزب شنیده میشود بدین معنا که حزب اعتدال و توسعه و کارگزاران ائتلاف کنند و لیستی مجزا از لیست اصلاحات بدهند که البته ممکن است همپوشانیهایی هم داشته باشد.» نگاهی به مواضع چند وقت اخیر کرباسچی به خوبی نشان میدهد که زاویه کارگزاران با عارف تا چه اندازه است. دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی معتقد است که اصلاحطلبان نیازمند یک گزینه معتدل مانند لاریجانی برای ریاست مجلس هستند. کرباسچی در همین راستا در یکی از نشستهای خود در قم در خصوص قرار گرفتن علی لاریجانی در لیست مورد حمایت اصلاحطلبان و اعتدالیون، گفته است: «از نظر من آقای لاریجانی شخصیتی است که در جایی که بحث منافع ملی باشد، به بحث حزب و گروه توجه نمیکند و برای مثال در بحث برجام و توافق هستهای انصافا منافع ملی را مورد توجه قرار داد؛ و از این رو عدهای اعتقاد دارند که ایشان صلاحیت پست فعلی خود را دارد.» این مسائل نشان میدهد آن رابطه عارف – کارگزاران به همان سیاق انتخابات 92 برقرار است.
هشدار به روحانی
محمدرضا عارف که چند بار در سخنرانیهایش گفته بود اصلاحطلبان باید از روحانی دفاع کنند تا او رئیسجمهور یک دورهای نباشد، حالا اما مدتی است هشدارهایی به حسن روحانی میدهد. جدیدترین هشدار او به حسن روحانی را، رئیس ستاد انتخابات اصلاحطلبان در تهران روایت کرده است. علی صوفی گفته است: «عارف به آقای روحانی هشدار داده است که اگر اصلاحطلبان موفق نشوند در انتخابات مجلس دهم پیروز شوند آقای روحانی در سال ۹۶ در پاستور نخواهد بود.» این البته نشان از فشارهایی دارد که اصلاحطلبان به حسن روحانی وارد میکنند تا او از تمام وزنش استفاده کرده و چهرههایی از آنها را به میدان رقابت بازگرداند.
داستان یک ائتلاف
اما حالا مهمترین مساله میان اصلاحطلبان این است که آنها چگونه میخواهند وارد انتخابات هفتم اسفند شوند، آن هم با وضعیتی که بعد از اعلام نتایج بررسی صلاحیتها با آن مواجه شدهاند. اصلاحطلبان که تا چند روز پیش میگفتند تعداد نامزدهای تایید صلاحیت شده آنها در کل کشور به 30 نفر هم نمیرسد حالا میگویند در بسیاری از حوزهها توانایی معرفی نامزد دارند. در همین میانه است که صدای ائتلاف در این جناح هم به گوش میرسد.
شفافترین تحلیل در مورد آرایش پیش رو را محمدجواد حقشناس داشته است. او به سایت مثلث آنلاین گفته که یک ائتلاف چهار وجهی در انتخابات هفتم اسفند به وجود خواهد آمد. او گفته: «بخش اول نامزدهای اصلاحطلب تایید صلاحیت شده، بخش دوم نامزدهای اعتدالگرای حامیدولت، بخش سوم نامزدهای مستقل و بخش چهارم نامزدهای اصولگرای معتدل همچون حلقه نزدیک به آقای لاریجانی مجموعهای چهارگانه را تشکیل میدهند که میتوان از آنها تحت عنوان جبهه نجات ایران نام برد.»
البته قبل از او غلامعلی دهقان هم از ائتلاف سخن گفته بود. او که سخنگوی حزب اعتدال و توسعه است پیشتر در گفتوگو با هفتهنامه مثلث از شکلگیری چنین ائتلافی سخن به میان آورده بود و حالا در جدیدترین اظهارنظرش در این مورد گفته است: «آنطور که شواهد و قرائن نشان میدهد، تمام اصلاحطلبان، اعتدالیون و حتی معتدلین اصولگرا و مستقلین اعتدالگرا در انتخابات پیش رو چارهای جز وحدت کلمه و ارائه لیست مشترک ندارند.»
حالا در جدیدترین تحول در این مورد غلامحسین کرباسچی ماجرای ائتلاف را تایید کرده است. کرباسچی در پاسخ به سوالی درباره احتمال ارائه لیست مشترک از سوی اصلاحطلبان و اصولگرایان معتدل باتوجه به رد صلاحیتها گفته است: «ممکن است دوستان باتوجه به شرایط به چنین نتیجهای برسند و لیست مشترکی را ارائه کنند.» اما در میان این اظهارنظرها محمد عطریانفر بهگونهای دیگر به این مساله نگاه میکند. او گفته: «اگر اصلاحطلبان و حامیان دولت، پس از بررسیهای شورای نگهبان در حوزههای انتخابیه به تعداد نمایندگان مورد نیاز، به قدر کفایت نامزد مورد حمایت داشته باشند، به صورت مستقل حضور پیدا خواهند کرد. در چنین شرایطی، رهروان ولایت نیز به صورت مستقل حضور خواهد داشت و رقابت خوبوخوبتر شکل خواهد گرفت؛ رقابتی که من بهتازگی آن را بارها مورد تاکید قرار دادهام و گفتهام باید تلاش شود رقابتهای پارلمانی بین احزاب، میان خوب و خوبتر تلقی شود، درحالیکه در گذشته صورتبندی عمومی رقابتها، میان خوب و بد تفسیر میشده است. فکر میکنم رهروان ولایت و تیم معتدلی که از درون اصولگرایان منشعب شدهاند، منظومهای هستند که با شرافتمندی و عزت نفس میتوانند با اصلاحطلبان رقابت کنند. در فرض دوم، در برخی حوزههای انتخابیه، اصلاحطلبان نامزد انتخاباتی تاییدشده یا کسی که پیروزی او قرین به موفقیت باشد، نداشته باشند و در آن حوزه، شخصیتی از اصولگرایان معتدل مطرح باشد، منطق اصلاحطلبی حکم میکند برای اینکه تندروها به پیروزی نرسند، به طرفداران اصلاحات توصیه شود در مقام انتخاب میان دو نامزد از جبهه پایداری یا اصولگرای معتدل، رای خود را به سمت اصولگرای معتدل هدایت کنند. اجرای چنین مدلی نشان میدهد ما به نسبیگرایی در عرصه سیاسی قائلیم و اعتقاد و عمل به آن را مشروع میدانیم. اصلاحطلبان نمیتوانند در هر شرایطی منطق مطلقگرا باشند، منطق مطلقگرایی، بسیاری از دستاوردها را از بین خواهد برد.» اما یک نگاه دیگر در این مورد هم قابل اعتناست. روزنامه اصلاحطلب آفتاب یزد در تحلیلی در این مورد نوشته است: «به نظر میرسد از آنجایی که در داخل و خارج شرایط حساسی را سپری میکنیم اصلاحطلبان ناچارند از مدل دوم یعنی مدل 1392 پیروی نمایند. اگر هم بناست گردش نخبگانی صورت گیرد یا کادرسازیای انجام شود بهتر است در حوزههای دیگری و در شرایط بهتری رخ دهد.
این نکته را هم نباید از نظر دور داشت که در همین مجلس نهم، نمایندگانی که با نام اصلاحطلبی حضور داشتند بسیار ضعیفتر و کمفروغتر از نمایندگانی بودند که به نام اصولگرای معتدل میشناختیم، فقط کافی است برای نمونه عملکرد محمدرضا تابش با علی مطهری مقایسه شود تا بتوان بر این ادعا صحه گذاشت. اولین مدعی اصلاحطلبی است و دومی مدعی اصولگرایی ارزشی. ختم کلام آنکه تز ائتلاف اصلاحطلبان و اصولگرایان معتدل قابل بحث و بررسی است.»
با همه این تفاسیر به نظر میرسد که اصلاحطلبان در انتخابات هفتم اسفند به ائتلاف فکر خواهند کرد. اما این فقط یک بخش ماجراست. آنها از سر اجبار به ائتلاف راضی شدهاند هنوز اما معلوم نیست که سه ضلع دیگر بنای همنشینی سیاسی با آنها داشته باشند. به دیگر سخن اینکه شاید ائتلافی در کار باشد اما ممکن است این ائتلاف منهای اصلاحطلبان باشد.