شناسهٔ خبر: 10791470 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه فرهیختگان-قدیمی | لینک خبر

علیرضا داوری، کارشناس مسائل بین‌الملل در گفت‌وگو با «فرهیختگان»:

ادبیات اقتصادی بر ادبیات سیاسی مرکل می‌چربد

صاحب‌خبر -

فرانک اشتاین‌مایر، وزیر امور خارجه آلمان برای دومین‌بار در چند ماه اخیر به تهران سفر می‌کند، برخی پیام این سفر را حل و فصل دیدگاه‌های اقتصادی با ایران می‌دانند و برخی آن را در جهت میانجیگری میان تهران و ریاض تلقی می‌کنند. این در حالی است که میان آنگلا مرکل، نخست‌وزیر آلمان و دیگر مقامات این کشور بر سر برقراری ارتباط با ایران هنوز هم اختلافاتی وجود دارد. علیرضا داوری، کارشناس روابط بین‌الملل و استاد دانشگاه در گفت‌وگو با «فرهیختگان» به تحلیل این سفر و آینده رابطه تهران و برلین می‌پردازد:

سفر اشتاین‌مایر به ایران را چطور ارزیابی می‌کنید؟
سفر اشتاین‌مایر به تهران خارج از جنبه‌های اقتصادی دربرگیرنده مسائل سیاسی نیز هست. اما به هر حال حضور رئیس‌جمهور کشورمان در کشورهای رم و پاریس نکته‌ای را برای آلمانی‌ها مشخص و تبیین کرد؛ مبادا از قافله اقتصادی سایر کشورها و حضور سرمایه‌گذاران در بازار ایران عقب بمانند. درست است که آلمان کشوری صنعتی به همراه اقتصادی نیرومند است و در سال 2016 نیز برای پیشرفت بیشتر به انقلاب چهارم صنعتی وارد شده، ولی برای انقلاب پیشرفته نیازمند یک بازار مصرفی و در کنار آن نیازمند این است که تکنولوژی خود را صادر کند. باور من این است که سفر اشتاین‌مایر به‌عنوان یک سفر سیاسی و در راس یک هیات سیاسی و اقتصادی حامل پیام‌ها و پیامدهای مثبت بسیاری است.

پیش از این نیز شاهد چنین سفرهایی بوده‌ایم. به‌طور مثال در اجلاس کنفرانس امنیت مونیخ، برداشت آلمانی‌ها و به‌خصوص خانم مرکل از روند این نشست‌ها چیست؟
تا امروز هیات‌های بزرگ اقتصادی، از معاون صدراعظم آلمان گرفته تا هیات‌های بانکی و مالی زیادی به تهران سفر کرده‌اند و بررسی آنها نشان می‌دهد که در آلمان نیز اقتصاد به سیاست می‌چربد؛ آنها به دنبال اقتصادی هستند که بتواند چارچوب‌ها را باز کند. سیاست‌های اقتصادی آلمانی‌ها کارآمدتر از ادبیات سیاسی خاص است. من بر این اعتقاد هستم که خانم مرکل هم به‌زودی به آن نتیجه خواهد رسید که نباید از قافله ایتالیا و فرانسه عقب بماند.

آنگلا مرکل عنوان کرده است که ارتباط با ایران به دلیل خشم  رژیم اسرائیل از این مساله به نفع کشور آلمان نیست. تحلیل شما چیست؟
آلمان‌ها وابستگی به اسرائیلی‌ها ندارند؛ صحبت‌های خانم مرکل درباره خشم یهودی‌ها از رابطه با ایران، تنها بازی با کلمات سیاسی است تا از این طریق چارچوب‌ها را برای
رژیم اسرائیل مشخص کند وگرنه در خلال مذاکرات هسته‌ای هیچ کشوری به اندازه فرانسه بعد از آمریکا علیه ایران گارد نداشت، در حالی که امروز شاهد هستیم که به صراحت و در چارچوب سیاست اقتصادی مدون با ایران فضا را باز کرده و قراردادهایی نیز منعقد شده است.

نقش آلمان در نشست‌های 1+5 و مذاکرات هسته‌ای چگونه بوده است؟
آلمان‌ها در مذاکرات پیشین هیچ‌گاه به شیوه‌ای افراطی با ایران برخورد نکرده و پشت ایالات متحده آمریکا یا انگلیس پنهان نشده‌اند. اگرچه در مذاکرات 1+5 آلمان نقش حساس و مهمی به عهده داشته اما هیچ گاه اظهارنظرات تندی نداشته‌اند، مگر اظهاراتی کوتاه درباره آزمایش‌ها. با این حال همواره دوست و شریکی مطمئن برای ایران در حوزه‌های اقتصادی به حساب می‌آمدند و آلمان‌ها نیز به خوبی به این مساله واقف هستند.

قرار است اشتاین‌مایر پس از دیدار تهران برای میانجیگری میان ایران و عربستان به ریاض سفر کند. تحلیل شما از آینده این میانجیگری‌ها چیست؟
تا جایی که می‌دانیم پاکستان و حتی شخص نواز شریف نیز در صدد بودند که میان تهران و ریاض میانجیگری کنند اما عربستان نپذیرفت. در این خصوص لازم است به گفت‌وگوی حسن روحانی با فرانس 24 اشاره کنیم؛ ایران خواهان رابطه خصمانه با هیچ کشوری در منطقه نیست و درباره رابطه با کشور عربستان باید بگوییم که تصمیمات اتخاذ شده از سوی حاکمان جدید عربستان تا حدودی شتابزده بوده است. بر این اعتقاد هستم که فقر، اعتماد و اعتقاد در سیاست‌های عربستان جایی ندارد، به همین دلیل است که خیلی زود دچار چالش می‌شوند. تعطیلی سفارت عربستان در تهران یک اشتباه استراتژیک بود و صرف نظر از اینکه بحث‌ها بر سر چه بود این قبیل رخدادها نشان‌دهنده دیپلماسی شکننده و البته احساسی است.

هدف آلمانی‌ها از میانجیگری میان ایران و عربستان چیست؟
آلمان‌ها دوست دارند که دو کشور بزرگ مانند ایران به‌عنوان قدرت بزرگ منطقه‌ای و در کنار آن عربستان بتوانند ثبات و آرامش منطقه‌ای را حفظ کنند. سال 2016 به دلیل خطر گروه‌های تکفیری سال سختی برای کشور آلمان است؛ کشوری که پذیرای هزاران پناهجو است و در قبال آنها مسئول است. به عقیده من مقامات آلمانی باور دارند که ثبات منطقه در دست‌های بازیگرانی مطرح همچون ایران و عربستان است. شاید به‌عنوان قدرتی تاثیرگذار بتواند نقش میانجی را ایفا کند اما اساس کار و تصمیم‌گیری با ایران و عربستان است.

آینده خوبی برای رابطه تهران با برلین پیش‌بینی می‌کنید؟
روند رو به رشدی در پیش داریم چراکه کشورهای اروپایی نیز به این نتیجه رسیده‌اند که دامنه سرمایه‌گذاری و نقش ایران در حل بحران‌های منطقه‌ای پررنگ است. بر این باور هستم که آلمانی‌ها نیز به همین نتیجه خواهند رسید؛ تهران و برلین در آینده‌ای نه‌چندان دور شاهد رفت و آمدهای بیشتر مقامات هر دو طرف خواهند بود. دیپلماسی که دولت حسن روحانی در تعامل با جامعه جهانی پیش گرفته تمام دنیا را برای برقراری ارتباط با ایران مشتاق می‌کند و قطعا خارج از این هم نخواهد بود. مطمئن باشید که ادبیات اقتصادی بر ادبیات سیاسی خانم مرکل برتری خواهد یافت و با برنامه‌ریزی‌های مدون و مشخص شدن چارچوب‌های همکاری میان ایران و آلمان شاهد نمودهای آن هستیم.