شناسهٔ خبر: 10597168 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه ایران‌ورزشی | لینک خبر

وداع با زندگی، 40 سال بعد از آخرین بازی

صاحب‌خبر -



تمام شد. یک عمر افتخار به چشم بر هم زدنی به آخر رسید و سرطلایی هم رفت. رفت و غم این آخرین سفر زبان‌ها را به لکنت انداخته. همایون بهزادی بزرگی و خوشنامی‌اش را با یک دنیا افتخار برایمان به یادگار گذاشت و خودش به سفری بی‌بازگشت رفت تا شاید در آن دنیای دیگر آرام بگیرد. رفت تا در روزهای نبودنش قدردان او باشیم.

آغاز با پرش ارتفاع
همایون ابتدا در مدرسه والیبال بازی می‌کرد و در پرش ارتفاع هم قهرمان شده بود. همان پرش‌ها بود که او را تبدیل به سرطلایی فوتبال ایران کرد. او سپس راهی باشگاه شاهین شد و از تیم پرستو شروع کرد تا به کولاک- تیم دسته دومی شاهین- رسید و در نهایت وارد تیم اصلی شاهین شد. در 18 سالگی به تیم‌ملی ایران دعوت شد و جالب اینکه در آن زمان مدافع بود اما به دلیل همزمانی مسابقات با امتحانات مدرسه از تیم‌ملی انصراف داد تا از تحصیلش غافل نماند.

اولین گل‌های بین‌المللی
اولین بازی بین‌المللی او مقابل الاجولنز کاستاریکا بود. در آبان 1339 بهزادی در ترکیب شاهین به میدان رفت اما تیم او 7-2 مغلوب میهمان خارجی‌اش شد. یک سال بعد در آبان 1340 در دیدار مقابل مالمو سوئد دو گل به این تیم زد تا اولین گل‌های بین‌المللی‌اش را در تساوی 3-3 شاهین و مالمو ثبت کند.

ستاره مقدماتی المپیک 1964
در خرداد 1341 اولین بازی ملی‌اش را مقابل عراق تجربه کرد. مدتی بعد در مسابقات مقدماتی المپیک 1964 مقابل پاکستان اولین گل ملی‌اش را زد و در 6 بازی مقدماتی المپیک 5 گل زد و به همراه شیرزادگان تیم‌ملی را به المپیک توکیو بردند. گل بهزادی در دیدار برگشت مقابل هند تعیین کننده بود و باعث صعود ایران به المپیک شد. گلی که خود او درباره‌اش می‌گفت: «چله تابستان در کلکته برای ما بازی گذاشته بودند. تا به خود آمدیم یک گل از هند خوردیم اما در دقیقه 4 توپ زیر پای شیرزادگان افتاد و او سانتر کرد که من بلند شدم و با سر زدم و توپ رفت توی دروازه اما تور را آنقدر محکم بسته بودند که توپ به سرعت برگشت و چون تماشاگران هم عکس‌العمل نشان ندادند فکر کردم گل نشده اما یک دفعه دیدم رییس فدراسیون دارد معلق می‌زند که همانجا فهمیدم نتیجه یک-یک شده.»

آقای گل بر فراز آسمان قاره کهن
دهه 40 اوج دوران فوتبال همایون خان بود. با شاهین در سال 44 قهرمان تهران شد و با تیم‌ملی قهرمان جام عمران منطقه‌ای و سپس در بازی‌های آسیایی 1966 مدال نقره را کسب کرد. بزرگترین افتخار او اما در اردیبهشت 1347 و در جام ملت‌های آسیا رقم خورد. در دیدار فینال‌ در حالی که تیم‌ملی با یک گل عقب بود، همایون که به خاطر آسیب‌دیدگی در بازی قبلی در میدان نبود در نیمه دوم وارد میدان شد. دقیقه 75 سانتر اکبر افتخاری و ضربه همایون بهزادی کار را تمام کرد: «من رسیدم به دو متری دروازه. وقتی دروازه‌بان حریف بلند شد توپ را بگیرد جلو رفتم و توپ خورد به پای راستم. در واقع پایم حس نداشت تا خودم ضربه بزنم. توپ به طرف دروازه رفت و نفهمیدم چی شد. فقط برگشتم و دیدم حسین کلانی با کله رفته توی دروازه و جمعیت روی هوا است.» او حساس‌ترین گل ملی‌اش را زده بود و در ادامه تیم‌ملی گل دوم را هم زد تا ایران برای اولین بار قهرمان آسیا شود و همایون بهزادی هم آقای گل جام ملت‌های 1968 آسیا. چهار سال بعد در تایلند برای دومین بار با تیم‌ملی قهرمان جام ملت‌های آسیا شد.

دو هت‌تریک تاریخی
سال 1346 و بعد از انحلال شاهین، تلاش‌های او بود که نگذاشت شاهین از هم فروبپاشد و به همراه ستارگان شاهین راهی پرسپولیس شدند. او کاپیتان پرسپولیس شد و البته یک سالی را هم در تیم پیکان سپری کرد. در بازگشت مجدد به پرسپولیس، یک رکورد تاریخی ثبت کرد و اولین بازیکنی شد که در دربی هت‌تریک کرد؛ دربی خاطره‌انگیز شهریور 52. او همچنین در همان سال در جام اتحاد و مقابل پاس ۳ ضربه پنالتی‌اش را در جریان بازی گل کرد و رکوردی زد که هنوز هم در تاریخ فوتبال ایران منحصر به فرد است.

بازی خداحافظی
بهزادی در سال‌های 50 و 52 با پرسپولیس قهرمان لیگ شد و در کنار بازی، دستیار آلن راجرز انگلیسی هم بود. در سال 53 که راجرز برکنار شد، بهزادی مدتی سرمربی پرسپولیس شد و یک بار دیگر در سال 54 هدایت سرخپوشان را بر عهده گرفت. در این مدت گاهی هم خودش در زمین حاضر می‌شد و در نهایت در هفته سوم لیگ 54 مقابل ملوان در انزلی برای آخرین بار پیراهن پرسپولیس را بر تن کرد. او که به جای جهانگیر فتاحی وارد زمین شده بود، چند دقیقه بعد با کارت قرمز روبه‌رو شد و بدین ترتیب دوران بازی او به پایان رسید. در 26 آبان 1354 تیم نفتچی باکو برای دیدار خداحافظی سرطلایی به تهران دعوت شد. در این بازی بهزادی برای آخرین بار با پیراهن و بازوبند کاپیتانی پرسپولیس به میدان آمد و 40 سال بعد از آویختن کفش‌ها، سرطلایی برای همیشه با زندگی هم وداع کرد.
 

∎​