عباس عبدالملکي
طي سالياني که مقرر گرديد تيمهاي اميد بايد در رقابتهاي المپيک شرکت کنند، فوتبال ما اين شانس را داشته تا در هر دوره بهترين بازيکنان رده سني اميد را به رقابتهاي مقدماتي المپيک اعزام نمايد. دست بر قضا تيمهايي که در هر دوره از اين مسابقات با نام تيمملي ايران پا به ميدان رقابت با رقباي منطقهاي گذاشتهاند همگي در جاي خود بهترين تيمهاي ملي تاريخ فوتبال کشورمان محسوب ميشدند. چه آن تيم خوب و پرمهره حسن آقا حبيبي که در مسابقات قهرماني 1992 المپيک بارسلون به زعم شايستگيهاي فراوان ره به جايي نبرد چه تيمي که مسئوليت اول هدايت آن بر عهده محمد مايليکهن بود. متاسفانه در هر دوره دلايل ناکامي اميدهاي ما هم محدود بود و هم غيرقابل باور و خارج از دايره اتفاقات رايج فني فوتبال. اما هر چه بود نشان از عدم مديريت در فوتبال ايران و نداشتن اهميت صعود اميدها نزد مسئولان و دستاندرکاران فوتبال و بلکه ورزش کشور بود. يک دوره اختلاف ميان فدراسيون فوتبال و سازمان تربيت بدني وقت و دوره ديگر ملحق شدن کميته ملي المپيک به اين نزاع خانمانسوز ناکامي تيم اميد را رقم ميزد. البه مشکلات حاشيهاي نظير عدم مجوز خروج بازيکنان مشمول و عدم برگزاري اردوهاي مفيد و بالطبع بازيهاي تدارکاتي و خلاصه اتفاقاتي که به رغم ساده بودن لازمه قويتر شدن هر تيم فوتبال ميتواند باشد. خوشبختانه اين بار در راس مديريت تيم اميد فردي قرار دارد که در اولين دوره مشخص شدن حضور اميدها در اين رقابتها ارتباط تنگاتنگي با مجموعه تيم و در نتيجه مشکلات موجود داشت. حبيب کاشاني به عنوان نماينده وقت سازمان تربيت بدني به دليل علاقهاي که به فوتبال داشت در آن مقطع ماموريت پيدا کرد که تيم اميد را در همه رقابتهاي مقدماتي المپيک 1992 بارسلون همراهي نمايد. البته آن ساليان، کاشاني مثل امروز صاحب نفوذ نبود که بتواند مشکلات حاشيهاي و اداري تيم اميد را مرتفع نمايد. اما تمام مشکلات را از نزديک لمس ميکرد تا امروز به عنوان شخص اول تيم اميد اجازه ندهد اين مشکلات لطمهاي به روال تمريني و آماده سازي تيمش وارد سازد.
شايد با توجه به تجربياتي که کفاشيان، کاشاني و کميته ملي المپيک به عنوان سه راس مثلث مديريتي تيم اميد از شرايط تيم فوق کسب نمودهاند، بهترين تصميم دعوت از کيروش براي حضور در قطر و نظارت بر عملکرد تيم اميد باشد. اگر چه اين اقدام در همان برخورد اوليه با استقبال سرد مديريتي مواجه شد. وقتي کاشاني چه مستقيم و چه غيرمستقيم حضور کيروش را مغتنم ميداند بايد قبول کرد که تجربيات سرمربي تيمملي ميتواند در شرايطي که قرار است حاشيهها و کمبودهاي فني کمر تيم اميد را بشکند، چازهساز شود. به هر حال بايد قبول کرد که اگر بخش احتمالات مبني بر دعواي ميان کيروش و مايليکهن را کنار بگذاريم بايد همه ما رسانهها هم از اين اقدام حمايت نماييم و حضور سرمربي تيمملي بزرگسالان در قطر را به فال نيک بگيريم. چرا که بايد قبول کرد تجربه ناموفق مايليکهن و هدايت تيم اميد در همين مسابقات مقدماتي المپيک نميتواند تضمينکننده خامي و تجربيات ناکافي محمد خاکپور به عنوان سرمربي تيم اميد باشد. همه ميدانيم که خاکپور دو تجربه ناموفق به عنوان سرمربي در تيمهاي فولاد و استيلآذين دارد و حال از آن واهمه داريم که مبادا اين اين مربي بااخلاق سه گانه ناکاميهاي خود را همراه با تيم اميد تکميل نمايد.
بازيکنان خوب و ميدان ديده که همگي در ليگ برتر تجربه دارند و بعضا تعدادي از آنان هم سابقه پوشيدن پيراهن تيمملي بزرگسالان را هم دارند، مديريت دلسوزانه حبيب کاشاني و اقتدار او در رفع مشکلات خروجي و سربازي بازيکنان و همچنين برگزاري اردوهاي مفيد و بازيهاي تدارکاتي و بالاخره عدم اختلافات سنتي ميان سه ضلع فدراسيون فوتبال، کميته ملي المپيک و وزارت ورزش (سازمان تربيت بدني) همگي حکايت از اتفاقات خوب در تيم اميد ميدهد. اما اگر بنا به دلايلي تيم ما نتواند از اين مرحله صعود کند تا ناکاميهاي تيم اميد به مرز 44 سال برسد باور کنيد که از اين اتفاق بايد به عنوان تلخترين و غيرقابل باورترين اتفاق فوتبال ايران نام برد. آنچه که مسلم است با شرايط موجود تنها عدم موفقيت تيم اميد ميتواند عجيب و غيرقابل باور باشد.
∎